نقش تقریبی صوفیان ایرانی قرن هفتم با تاکید بر نظرات مولانا۹۲- قسمت …

تا کی گویی واقعه‌ی عشق بگوی

چیزی که چشیدنی بود نتوان گفت

در جایی دیگر می‌گوید:

آن ذوق که در شکر چشیدن باشد
زنهار مدان اگر بدانی او را
مندیش که در شکر شنیدن باشد
کان دانستن بدو رسیدن باشد[۲۳]

۳ـ۴ـ۱ـ مذهب عطار
متصوفه بدون شک پیرو هیچ یک از ائمه اربعه به خصوص نبوده و اطلاق حنفی یا شافعی، حنبلی یا مالکی بر او آن‌ها روا نیست، زیرا صوفیه در فروع دین تابع هیچ‌ یک از این چهار تن به تنهایی نبوده‌اند، بلکه در هر مسئله از مسایل فرعی دین به مصلحت حال عمل می‌کرده‌اند و فتوای یکی از این چهار تن را ترجیح می‌داده‌اند و مقید به تبعیت شخص به خصوص نبوده‌اند و معاملات صورت و احکام ظاهر نزد اصحاب معرفت چندان اهمیت ندارد و اعتبار به عمل باطن و صدق نیت و اخلاص و عقد قلبی و تهذیب نفس و تکمیل روح است تا بدان حد که تفاوت ادیان را هم در این مرتبه معتبر و مهم نشناخته‌اند و هر کس را که پرده غفلت و حجاب نفسانی را از پیش چشم بر می‌گیرد در خور شایسته آن شمرده‌اند که به درجه مکاشفه نایل آید.
در آن آمده است که حامل اسرار الهی، علی است و این اسرار از سوی پیامبر به عنوان امانت به او سپرده شده است.[۲۴]
۳ـ۴ـ ۲ـ شریعت مداری عطار
عطار نیشابوری از باورمندترین و شریعت گذارترین عارفانی است که می‌شناسیم. او حتی فلسفه را برنمی‌تابد، فقط به این جرم که آن را نوعی انحراف از متن شریعت می شمارد. در مصیبت نامه تصریح می‌کند که علم دین را باید از فقه و تفسیر و حدیث جست:

علم دین، فقه است و تفسیر و حدیث
این سه علم اصل است و این سه منبع است
هر که خواند غیر این گردد خبیث
هرچه بگذشتی از این لاینفع است[۲۵]

۳ـ۴ـ۳ـ عشق به امام علی (علیه‌السلام) و عطار