جستجوی مقالات فارسی – نقش تقریبی صوفیان ایرانی قرن هفتم با تاکید بر نظرات مولانا۹۲- قسمت …

۱ـ ضعف دولت سلجوقی ۲ـ پیدایش حکومت‏های اتابکی‏
۳ـآشفتگی‏های دستگاه خلافت عباسی ۴ـمشکلات اقتصادی و اجتماعی
۵ـ امنیت خانقاه‏ها. ۶ـروحیه برابری و برادری.
۷ـ تأمین نیازهای اقتصادی. ۸ـ تزلزل مبانی مشروعیت دستگاه‏ خلافت.
۹ـ حضور و نفوذ شیوخ وارسته

علاوه بر این عوامل، همچنین بیشتر شدن رنگ فلسفی تصوف، ثبت و ضبط شدن آثار و احوال متصوفه و مبانی نظری و تئوریک آن با ظهور ابن‏ عربی (۸۳۸ـ۵۶۰ ه) و تألیف کتبی مانند «الفتوحات المکیه» و «فصوص الحکم»، نه تنها به اوج خود رسیده، بلکه تا حدود زیادی، باعث شد تا از عناد و دشمنی علما و فلاسفه نیز کاسته شود. بدین گونه، تصوف تدریجاً به علت علاقه‏ای که عامه نسبت‏ به مشایخ آن نشان دادند، تحت تأثیر رقابت با فقهای مدرسه عوام‏پسند شد. خانقاه‏ و رباط را در مقابل مدرسه علم کرد و تعلیم آن، مثل تعلیم اهل مدرسه، دارای‏ سلسله و اسناد و اجازه گشت. سلسله‏های صوفیه، نظیر مذاهب فقهی، و در مقابل‏ مدارس منسوب با ارباب مذاهب، به وجود آمد، و در سلسله‌ی‌‎ اسناد خرقه و تعلیم‏ این سلسله‏ها، نام مشایخ و پیران قدیم قوم، که در عصر خود صاحب هیچ نوع خرقه‏ و سلسله‏ای نبودند هر یک به مناسبتی و به وجهی وارد گشت. در هر حال، این‏ اقبال و توجه تصوف را قالبی و متحجر کرد و از حال جوشندگی و آفرینندگی، که در تعلیم‏ امثال بایزید و حلاج و شبلی بود، بیرون آورد. اما از تصوف آنچه می‏توانست در این‏ دوران تعصب با سطح فکر و فهم مترجمان عامه منطبق باشد، بدون شک، همین ظواهر و آداب بود که در خانقاه‌ها حفظ شد و مبنای ارتباط شیخ و مرید گشت؛ و سرانجام، در دورهی مورد نظر می‏توان عوامل زیر را در اقبال عمومی به تصوف مؤثر دانست.

  1. کشورگشایی‏های خوارزم شاهیان و هرج و مرج ناشی از سیاست ‏بازی‏های‏ خلفا که باعث ایجاد آشفتگی شده بود.
  2. ادامهی جنگ‌های صلیبی و تهدید دنیای اسلام.
  3. خطر روزافزون اسماعیلیان و نا امنی‏هایی که به دست آنان ایجاد می‏شد.
  4. نزاع‌ها و کشمکش‏های فرق مختلف مذهبی.
  5. سرخوردگی مردم از روحانیان متشرع، که در دسیسه‌بازی‌ها و فرقه‏گرایی‏ها سهم قابل توجهی داشتند.