نقش تقریبی صوفیان ایرانی قرن هفتم با تاکید بر نظرات مولانا۹۲- قسمت …

شیشه یک بود و به چشمش دو نمود
چون یکی بشکست هر دو شد ز چشم
شاه از حقد جهودانه چنان
صد هزاران مؤمن مظلوم کُشت

دشمن عیسی و نصرانی گداز
جان موسی او و موسی جان او
آن دو دَمساز خدایی را جدا
رَو برون آر از وثاق آن شیشه را
پیش تو آرم بکن شرح تمام
احولی بگذار و افزون بین مشو
گفت استاد زآن دو یک را در شکن
چون شکست او شیشه را دیگر نبود
مرد احوال گردد از مَیْلان و خشم
گشت احول کالامان یاربّ امان
که پناهم دین موسی را و پشت[۱۰۴]

۴ـ۱۳ـ کثرت گرایی در نگاه مولانا
پلورالیسم یعنی تکثر و تنوع را به رسمیت شناختن و به تباین فرو ناکاستنی و قیاس ناپذیری فرهنگها، دینها، زبانها و تجربههای آدمیان فتوی دادن و از عالم انسانی، تصویر یک گلستان پر عطر ورنگ داشتن، به شکل کنونی آن متعلق به عصر جدید است ودر دو حوزهی مهم مطرح میشود: یکی در حوزه‌ی دین و فرهنگ و دیگری در حوزهی جامعه.
کثرتگرایی نظریۀ معرفتشناسانه و دینشناسانهای است، در باب حق بودن ادیان و محق بودن دین‌داران و بر آن است که کثرتی که در عالم دین ورزی پدید آمده است و علی‌الظاهر نا زدودنی و نا رفتنی است، حادثه‌ای است طبیعی که از حق بودن کثیری از ادیان و محق بودن کثیری از دین‌داران پرده برمیدارد؛ و مقتضای دستگاه ادراکی آدمیان و ساختار چند پهلوی واقعیت است و با هدایتگری خداوند و سعادت جویی و نیکبختی آدمیان ملایمت دارد و چنان نیست که کژفهمی یا توطئهگری و بدخواهی و حقستیزی و حق گریزی یا باطل اندیشی یا هواپرستی یا استضعاف فکری یا سوء اختیار یا غلبۀ اهریمن در آن مدخلیت داشته باشد.
بحث تنوع ادیان همواره در بین عرفا مطرح بوده و آنان نسبت به این مسئله دیدگاهی مثبت داشتهاند. شاید بتوان گفت که اختلاف اساسی اسلام صوفیانه با اسلام غیر صوفیانه در برداشت متفاوتی که از اسلام دارند، نهفته است. بیشتر دیدگاههایی که متصوّفه در این راستا ارائه کردهاند، بر رحمت واسعۀ الهی تأکید دارد و سرّ این که آنان در باب تکثر ادیان با نگاهی مثبت برخورد کردهاند، ناشی از عقیده به سعت رحمت الهی بر غضبش می‌باشد.
متصوّفه با تأکید بر این نکته که هدف کلی پیامبران الهی، هدایت مردم به سوی سعادت است، می‌گویند که هر چند که هر یک از پیامبران در ابلاغ رسالت خود، شیوۀ خاص خود را دارند، امّا در واقع همه یک راه (راه مستقیم) را پیش پای بشریت نهاده‌اند. مطالعۀ تاریخ ادیان از این حقیقت پرده برمیدارد که نمیتوان حتی یک دین را بدون توجه و ارتباط آن دین با ادیان دیگر شناخت. بر مبنای پژوهشهایی که در عرصۀ تاریخ ادیان صورت گرفته، به حقایقی دست یافتهایم که درهم تنیدگی ادیان، وجود شباهتهای آنان را کاملاً آشکار میکند. امّا این شباهتها نافی تمایز و تفاوتهای ادیان نیست. زیرا نه تنها در میان ادیان مختلف، بلکه در درون خود هر یک از ادیان نیز گوناگونی، اختلاف و تفاوتهای جدی وجود دارد که گاهی این اختلافهای درونی یک دسته یا یک فرقۀ یک دین (مثلاً اسلام) را با یک فرقه یا دستۀ دین دیگر (مثلاً یهودی یا مسیحی یا هندی) بیشتر نزدیک میسازد تا یک فرقۀ مسلمان دیگر.
موارد متعددی در مثنوی وجود دارد که به این مطلب پرداخته و صور گوناگون حقیقت را ناشی از برداشتهای متفاوت هر یک از انسانها در فهم آن حقیقت دانسته است:

همچنان که هر کسی در معرفت
فلسفی از نوع دیگر کرده شرح
وان دگر در هر دو طعنه می‌زند
هر یک از ره این نشانها زان دهند
پس مگو جمله خیال است و ضلال
می‌کند موصوف غیبی را صفت
باحثی مر گفت اورا کرده جرح