فایل – نقش تقریبی صوفیان ایرانی قرن هفتم با تاکید بر نظرات مولانا۹۲- قسمت ۳۰

ابیات مذکور بیانگر عشق و ارادت مولانا به حضرت امیر المومنین علی (علیه‌السلام) است او که شیعه و سنی به او ارادتمند است و صوفی مثل مولوی در تلاش است محبوب مشترک را بستاید تا غبار تاریکی و کدورت موجود میان مذاهب اسلامی از بین برود. اینجاست که نقش مولانا در تقریب بین مذاهب آشکار می‌گردد.
از دیدگاه مولوی، تنها کسی که صلاحیت مولویت برای تمام مسلمانان و بلکه تمام انسان‏ها را دارد، امام علی (علیه‏السلام) است؛ زیرا ایشان به مقام شامخ آزادی و آزادسازی رسیده است. به همین سبب، پیامبر اکرم (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) فقط او را جانشین خود ساخت.
عرفا اگر از عارفی نام می‏برند، معمولاً در حدّ تکریم او و ذکر کمالات وی سخن می‏گویند. اما وقتی سخن به پیامبر اکرم (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) و حضرت علی (علیه‏السلام) رسد، عنان سخن از کف می‏دهند و با پای دل به میدان آمده، میدان‏داری می‏کنند؛ در اینجا، سخن به دست عشق می‏افتد و کلام عاشقانه می‏گردد. این نقشِ منحصر به فرد مختص پیامبر اکرم (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) و حضرت علی (علیه‏السلام) است.
مولوی، امام علی (علیه‏السلام) را به خورشید تشبیه کرده است که نورش از خودش می‏باشد، ولی ستارگان دیگر نورشان از خورشید است. انسان کامل خورشید است و عارفان و سالکان و عالمان الهی همه ستارگان آسمان ولایتند.
از جهت دیگر، خورشید بر بسیاری از چیزها تأثیر مستقیم دارد و در چیزهای فراوانی هم تأثیر غیرمستقیم. امام همانند خورشید است؛ بعضی‏ها را مستقیماً هدایت می‏کند و بعضی‏ها را غیرمستقیم؛ همان‏گونه که نور خورشید در جنین انسانی، تأثیر غیرمستقیم دارد، ولی در خود انسان تأثیر مستقیم.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

گفت: فرما، یا امیرالمؤمنین تا بجنبد
چون جنین را نوبت تدبیر او
ونک وقت‌اید که گیرد جان جنین
این چنین در جنبش‌اید زافتاب
از دگر انجم به جز نقشی نیافت
از کدامین ره تعلّق یافت او
از ره پنهان که دور از حسّ ماست
جان به تن در چون جنین
از ستاره سوی خورشید‌اید او
آفتابش آن زمان گردد معین
کافتابش جان همی بخشد شتاب
این چنین تا آفتابش بر نتافت
در رحم با آفتاب خوب‏رو؟
آفتاب چرخ را بس راه‏هاست[۹۰]

۴ـ۷ـ حضرت علی (علیه‏السلام) دستگیردوجهان
حضرت علی (علیه‏السلام) نه تنها در این دنیا از مردم دست‏گیری کرده، آنهارا از بند بندگی غیر خدا رها می‏سازد، درآن دنیا نیز دستگیر امّت خویش است. مسئله «شفاعت» انبیا و اولیا به صفت دست‏گیری آن‏ها مربوط می‏شود. حضرت علی(علیه‏السلام) با هدایت و ارشاد مردم، در دنیا به دادشان می‏رسد و با شفاعت از آن‏ها، در آخرت به فریادشان می‏رسد.
مولوی دست‏گیری امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) را در قصه راهنمایی زنی که کودکش بر روی ناودان رفته بود، چنین بیان می‏کند:

یک زنی آمد به پیش مرتضی
گرش می‏خوانم نمی‏آید به دست
نیست عاقل تا که دریابد چو ما