مقاله – نقش تقریبی صوفیان ایرانی قرن هفتم با تاکید بر نظرات مولانا۹۲- قسمت …

مولانا، تصوف رایج بین اهل خانقاه را نمیپسندید و به رسم چله‌نشینی، اعتقادی نداشت. او حتی معتقد به ایجاد سلسله یا طریقتی خاص نبود و مولویان یا مولویه، مریدان خلفا و تربیت یافتگان مشایخ او بودند که بنا به رسم آن زمان، آداب و تربیت مجالس سماع او را همراه با تعلیم و قرائت مثنوی و غزلیات مولانا، به صورت طریقت خاص در آورده و همچون دیگر سلسلههای صوفیه، طریقت مولویه را بنیاد نهادند.
۳ـ۹ـ۲ـ سیر و سلوک مولانا
مولانا همواره مبلغ سیر و سلوک موحدانه بود و عمل به شریعت و دوری از اعمال متظاهرانه که نافی اخلاص در عمل باشد را بر پیروان و مریدان خود واجب می‌دانست. مولانا، طریقت و شریعت را لازم و ملزوم یکدیگر می‌دانست و اطلاعات و اجرای کامل شریعت را، هدف اصلی سالک در نیل به حقیقت تلقی می‌کرد و تنها انسان کامل را شایسته ارشاد و رهبری معرفی می‌کرد. مولانا اگر چه ترک همسر و فرزند و حتی حال و کسب را لازمهی سیر و سلوک روحانی نمیدید، اما قطع تعلقات را، رهانیدن روح از تشویش و دغدغهی بیهوده و سرآغاز اتصال با دنیای غیب و مبدأ هستی بر میشمرد.

قرب حق نه بالا نه پستی رفتن است قرب حق از حبس هستی رستن است[۴۵]

مولانا سلوک واقعی را، آزادی انسان از خویشتن و رسیدن به مراتب کمال انسانی و از طریق پیمودن سیری روحانی و در نهایت، توجه به حقیقت ذات خویش که همان کائنات و صورت حق باشد میدانست. زندگی مولانا برای مریدان و یارانش، نمونهای کامل و جامع از سلوک انسانی عارف و وارسته بود. او در سلوک با یاران همواره رعایت ادب را میکرد و در حالی که با اعیان و بزرگان، مغرور و گستاخ بود، در برابر فقرا و مستضعفان، متواضع و با ادب بود و طبق سنت رسول الله، حتی بر کودکان هم در سلام گفتن و اظهار ادب تقدم میجست.
۳ـ۹ـ ۳ ـ قرآن و احادیث در اندیشه مولانا
به غیر از قرآن الهی و احادیث، بقیه مأخذی که مولوی در تنظیم مثنوی از آن‌ها استفاده کرده است در فرع بوده است. منظور مولوی از سرودن مثنوی داستان پردازی نبوده، بلکه این داستانها بهانهای برای بیان حقایق قرآن و احادیث نبوی بوده است و مولوی به کمک دانش این جهانی و به مدد نیروی شگرف اندیشه خویش به فهماندن و درک معارف ربانی برای افراد عادی بشر همت گمارده است.[۴۶]
توانایی مولانا دراحاطه وی بر علوم مرسوم روزگار خود اعم از مباحث الهی، تسلط بر ادب فارسی و عربی و عرفان اندیش او بود. فهرست مطالب مثنوی را داستانهای آن تشکیل میدهد، چرا که مولانا به وسیله داستانهای فریبا و دلربایی که بیان میکند، خواننده را با معارف الهی آشنا کرده و او را به وادی اسرار معرفت ربانی رهنمون میشود و بدین سبب است که میتوان شیوه نگاه و نگارش مولوی را از جهت ظاهر و باطن مورد بررسی قرار داد. [۴۷]
مولوی جز به سخن خدا و رسول او توسل نمیجوید و مشاهده می‌شود که نزدیک به یک چهارم یعنی شش هزار بیت مثنوی بر ترجمه صریح قرآن دلالت دارد، تا جایی که جامی گفته است:

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

مثنوی معنوی مولوی هست قرآنی به لفظ پهلوی[۴۸]

این نحوه کاربرد مولانا از آیات قرآنی احاطه وسیع او را بر معانی لغوی، ترکیبات نحوی و بلاغی و معانی باطنی نشان میدهد، ولی تفاوت کار او با دیگران این است که در اصل به مفاهیم باطنی قرآن توجه دارد. از نظر مولوی معانی قرآن هفت تو دارد.

حرف قرآن را بدان که ظاهری ست
زیر آن باطن یکی بطن سوم
بطن چهارم از بنی خود کس ندید
زیر ظاهر باطنی بس قاهری ست