بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و نوجوانان، …

«آورده‌اند که به فلان شهر درختی بود و در زیر درخت سوراخ موش و نزدیک آن گربه‌ای خانه داشت.» (همان: ۲۶۷)
بازنویس با تغییری جزئی در متن مأخذ، مکان را این گونه معرفی می‌کند:
«آورده‌اند که در روزگار قدیم درختی بود که گربه‌ای روی آن زندگی می‌کرد. نزدیک آن درخت موشی خانه داشت.» (عیوقی، ۱۳۸۶: ۱۸)
۳-۶-۴-۵- ارزیابی
-نقاط قوّت
– هر چند که آثار بازنوشته‌ی عیوقی از خلاقیت و جذابیت بی‌بهره است، اما به هر حال در آشنایی مخاطب با سبک و سیاق مأخذ و بازنمودن ساخت و روح نوشته‌ی اصلی موثر واقع شده است.
برای مخاطب نوجوان که به هر دلیل فرصت مطالعه‌ی میراث گران‌بهای گذشتگان و بهره‌مندی از مباحث آموزنده و عبرت‌انگیز آن را ندارد، این چهار جلد که خود عیوقی آن را گزیده‌ی داستان‌های کلیله‌ودمنه خوانده است، مفید و راه‌گشا است.
عیوقی در این گزیده، علاوه بر نقل داستان اصلی هر باب، در بیشتر موارد حکایات فرعی و سخنان رای و برهمن را نیز نقل کرده طرحی کلی از کتاب مأخذ در اختیار مخاطب خود قرار می‌دهد.
-در حکایت «ماده شیر و فرزندش» به منظور توجه به روحیه‌ی مخاطب و هم‌چنین ثابت ماندن چهره مثبت شغال که از همان ‌آغاز در قالب یک نصیحت‌گر دانا، الگوی مخاطب قرار گرفته است، از پایان حکایت مأخذ که شغال به منظور منفعت‌طلبی، شیر را از خوردن میوه باز می‌دارد، سخن به میان نمی‌آید.
– نقاط ضعف
ضعف و سستی زبان‌ مطلبی است که از همان آغاز به چشم آمده از ارزش کار نویسنده میکاهد. عیوقی با سبک نویسندگی خود، نه تنها مخاطب را به خواندن داستان تشویق نمی‌کند، بلکه در بیشتر موارد با کاربرد تعابیر اشتباه، سرپیچی از نکات دستوری و ارائه‌ی نادرست مطالب، ذهن مخاطب را درگیر و او را دچار اشتباه و سردرگمی می‌کند. در حالی که کمک به افزایش گنجینه‌ی لغات و بالا بردن توان نوشتاری مخاطب، از جمله اهداف اساسی بازنویس است.
کلام ساده و بی‌زینت بازنویس که از توصیف و آرایشهای کلامی بی‌بهره است نیز از ارزش کار او کاسته است.
یکی از شرایط بازنویس آشنایی کامل و همه‌جانبه به متن مأخذ و انتقال درست آن به مخاطب است تا در پرتوی آن متن کهن به خوبی شناسانده شود؛ در حالی که در آثار بررسی شده‌ی عیوقی، نمونه‌هایی یافت می‌شود که خلاف این مطلب را نشان می دهد. عیوقی با برداشت‌های نادرست خود از مأخذ، داستان را سوال برانگیز و ذهن مخاطب را درگیر می‌کند:
«اکنون بازگوید که چون کریم عاقل و زیرک واقف، بسته‌ی زخم عنا می‌باشد و لئیم غافل و ابله جاهل در ظلّ نعمت و پناه غبطت روزگار می‌گذارد…» ( منشی، ۱۳۸۶: ۴۰۸)
«داستان کسی را بازگو که دانا و زیرک است اما اسیر و گرفتار دشمنی شخص لییم و نادان شود که در ناز و نعمت روزگار می‌گذراند…»( عیوقی،۱۳۸۶: ۲/۶).
عیوقی با نقل این مطالب داستان را آغاز می‌کند، اما ذهن مخاطب که به دنبال دشمنی این دو فرد است، تا پایان داستان سردرگم می‌ماند و این حاصل عدم آشنایی نویسنده به متن کهن است.
عیوقی در نقل داستان‌ها چنان بی‌تفاوت است که با سهل‌انگاری درونمایه‌ی یک حکایت را به حکایت دیگر نسبت می‌دهد. داستان «موش و گربه» در اثر بازنوشته این‌گونه آغاز می‌شود:
«رای گفت: داستان کسی را که نعمتی به دست آورد اما نتوانست آن را نگه دارد را تعریف کردی. اکنون داستان کسی را که با شتاب و بدون فکر کاری را انجام داد و پشیمان شد برایم تعریف کردی.» (همان:۱۷)
علاوه براین اشتباه آشکار و سوال برانگیز، همین جملات اندک، شاهد مثالی است در معرفی زبان ‌سست بازنویس؛ زبانی که نمی‌تواند نیازهای نوشتاری مخاطب را تامین و او را به خواندن داستان تشویق کند.
– رعایت نکردن علایم نگارشی که باعث دشوارخوانی نوجوان می‌شود، در جای جای آثار او به چشم می‌خورد و در کنار سایر اشتباهات زبانی، کودک را از دریافت مفهوم باز می‌دارد.
در کنار این ضعف‌ها که مربوط به سبک نویسندگی عیوقی است، صفحه‌ی عنوان نیز کتاب را به خوبی معرفی نمی‌کند؛ عیوقی در صفحه‌ی عنوان خود را بازآفرین این داستان‌ها می‌داند، در حالی که متن، تنها یک ساده‌نویسی از کلیله‌ودمنه است و این نمایانگر عدم آشنایی نویسنده با شیوه‌های پرداخت آثار کهن است. در جلد سوم نیز عنوان باز‌آفرینی و اقتباس با هم دیده می‌شود.
بی‌اطلاعی نویسنده از گروه‌های سنی مختلف نیز در همان نگاه اول نمایان می‌شود؛ با این که عنوان فرعی داستان «برگزیده داستان‌های کهن فارسی از کلیله‌ودمنه برای نوجوانان» مخاطب کتاب را می‌شناساند، اما درج گروه سنی «ج» یعنی کودکان چهارم تا پنجم دبستان در صفحه‌ی عنوان، این مسأله را به تضاد می‌کشاند.
عیوقی کتاب را مصور خوانده است؛ درحالی که در کل این مجموعه‌ی چهار جلدی هیچ تصویری به چشم نمی‌خورد.
– روش پرداخت آثار
عیوقی به طور معمول در پرداخت این آثار یک شیوه را دنبال می‌کند. او به سبک مأخذ، سخنان رای و برهمن، حکایت اصلی و داستان‌های فرعی هر باب را نقل کرده سپس به نتیجه‌گیری می‌پردازد و به جز ساده و امروزی کردن زبان که لازمه‌ی هر بازنویسی است، تغییر و یا تفاوتی که نمایانگر خلاقیت نویسنده باشد، درهیچ یک از این آثار به چشم نمی‌خورد.
مطالبی که نقل شد، نشان می‌دهد که چهار اثر مورد بررسی این پژوهش، یعنی حکایت‌های «ماده شیر و فرزندش»، «شاهزاده و پرنده»، «شاهزاده و یارانش» و «موش و گربه» در زمره‌ی بازنویسی ساده

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

قرار می‌گیرد که به غیر از زبان، سایر عناصر داستانی به کار رفته در آن همانند مأخذ است با همان مضمون و محتوا.
– تصویر و سایر اجزای تکمیلی
– با این که نویسنده در صفحه‌ی عنوان، کتاب را مصور نامیده است، اما در کل این مجموعه‌ی چهار جلدی، تصویری مشاهده نمی‌شود. علاوه بر این مسأله، در سایر موارد، یعنی تعیین گروه سنی و یا نوع اثر نیز عیوقی مطلب را به وضوح آشکار نمی‌کند؛
– هر جلد با عنوان یکی از حکایاتی که در خود گنجانده، نام‌گذاری شده است. به عنوان مثال جلد یک که داستان شیر وگاو در آن نقل شده به همین نام خوانده می‌شود.
– مریم مقدس‌زاده که طراح جلد است، تصویری را که با عنوان کتاب هماهنگی دارد، روی جلد درج می‌کند، تصاویری که برای مخاطب نوجوان از جذابیت و قدرت تأثیر بی‌بهره است.
-نویسنده در مقدمه‌ی جلد یک، کتاب مأخذ را به خوبی معرفی می‌کند.
– گزینش آثار
عیوقی در بازنویسی حکایات کلیله‌ودمنه دست به گزینش نمی‌زند و در واقع هدف عمده‌ی او، بازنویسی اغلب این باب‌ها به همراه بسیاری از حکایات فرعی است. او این کار را به همان روش کلیله‌ودمنه در یک مجموعه‌ی چهارجلدی انجام می‌دهد.
– مطابقت یا عدم مطابقت متن با گروه سنی ذکر شده در کتاب
در قسمت برشمردن نقاط ضعف نویسنده، به بی‌توجهی و تناقض‌گویی او در معرفی مخاطب کتاب اشاره شد که به علت عدم آشنایی با گروه‌های سنی، از یک سو مخاطب خود را نوجوانان خوانده سپس درجای دیگر، گروه سنی«ج» را مخاطب این کتاب معرفی می‌کند.
آثار بازنوشته‌ی عیوقی از این لحاظ که نوجوان را با سبک و سیاق و روح نوشته‌ی اصلی آشنا می‌کند، متناسب با این گروه سنی است و البته زبان سست به کار گرفته شده توسط او که سرشار از تعابیر اشتباه و نکات نادرست دستوری و سایر ضعف‌ها است، برای نوجوان کنونی شایسته نیست و هیچ‌گونه کششی در او برای مطالعه‌ی داستان ایجاد نمی‌کند.
اثر به هیچ‌وجه با گروه سنی «ج» مطابقت ندارد. شیوه‌ی روایت عیوقی حتی برای نوجوان هم جذابیتی ندارد، چه رسد به کودکی که نیازمند زبانی ساده و روان است که صمیمیت از تک‌تک کلمات و تعابیر آن موج زند.
ارزیابی نهایی
آثار عیوقی که به شیوهی داستاننویسی کهن نوشته شده در آشنایی مخاطب با سبک و سیاق متن اصلی مفید واقع شده است.، اما قلم سست و ضعیف او، رغبتی برای نوجوان به مطالعه ایجاد نمیکند. از طرفی در این بازنوشتهها به جنبهی هنری و ادبی کلیله و دمنه نیز توجه نشده است و در آنها از تزیینات کلامی و سایر استشهاداتی که منشی به صورت هنرمندانه و زیبا به کار میبرد، نشانی نیست.
۳-۷- بهزاد قلانی
بهزاد قلانی (۱۳۸۴) از نویسندگانی است که در زمینه‌ی ادبیات کودک، آثاری ارزنده را ارائه می‌دهد.