فایل – بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و نوجوانان، …

درونمایه‌ی هر دو اثر یکسان است؛ یعنی این که همه‌ی امور به تقدیر و سرنوشت بستگی دارد و سعی و تلاش و هنر و عقل، زمانی به نتیجه می‌رسد که قضای آسمانی با آن یار باشد.
درونمایه‌ی هر دو داستان از مباحث پیش از شروع حکایت مشخص می‌شود:
«عقل کلید سعادت است و هرکه دارای عقل سلیم و ثبات رای بود، شایسته عزت و مقام بلند است. اما تقدیر و سرنوشت هم، رکن اصلی آن است.» (همان: ۴۶)
«عقل عمده‌ی سعادت و مفتاح نهمت است و هرکه بدان فضیلت متحلی بود و جمال حلم و ثبات بدان پیوس، سزاوار دولت و شایان عز و رفعت گشت ، اما ثمرات آن به تقدیر ازلی متعلق است.» (منشی، ۱۳۸۶: ۴۰۹)
– صحنه‌پردازی
هر دو اثر به زمان داستان اشاره‌ای ندارد. متن مأخذ مکان را شهر « منطور » معرفی می‌کند:
«چون به شهر منظور رسیدند، به طرفی برای آسایش توقف کردند.»(همان: ۴۰۹)
اما بازنویس با تغییری جزئی مکان را شهر « ماطرون » معرفی می‌کند:
«چون به شهر ماطرون رسیدند توقف کردند…» (عیوقی، ۱۳۸۶: ۴۸)
۳-۶-۳- نقد و بررسی داستان «ماده شیر و فرزندش»
عیوقی، بدرالسادات (۱۳۸۶). «ماده شیر و فرزندش»؛ داستان شاهزاده و پرنده، برگزیده داستان‌های کهن فارسی از کلیله و دمنه برای نواجوانان، ج۳ (۵۰ ص). کرج: عیوقی
گروه سنی ذکر شده در کتاب: نوجوان
مأخذ کتاب: کلیله و دمنه
نویسنده در صفحه‌ی عنوان، کتاب مأخذ را ذکر کرده است.
مشخصات ظاهری: ۴ ص (۴۶-۴۳)
۳-۶-۳-۱- خلاصه‌ی داستان
ماده شیر وقتی از شکار برمی‌گردد، فرزندانش را کشته و پوست‌کنده می‌بیند و از داغ دل، چنان ناله و فریادی برمی‌آورد که شغالی را که در آن زندیکی است، به سوی خود می‌کشاند. شغال بعد از آگاهی از ماجرا، شیر را دل‌داری داده سپس با سخنان تأثیرگذارش، درون او را متحول می‌کند. او به شیر یادآور می‌کند که خود او سرنوشتی دردناک‌تر از این را برای دیگران رقم زده است. شیر نیز که طعم تلخ ظلم و ستم را چشیده است، دست از آزار رساندن به حیوانات برمی‌دارد و به خوردن میوه و گیاه اکتفا می‌کند.
۳-۶-۳-۲- تطبیق متن بازنویسی شده با متن اصلی
الف. بخشی از متن بازنویسی شده
«شغال گفت: دنیا تا بوده، همین بوده. هر وقت مقدر شود مرگ می‌رسد. این تقدیر الهی است. در همه حال باید تن به قضا داد و در سختی‌ها صبور بود.» (عیوقی، ۱۳۸۶: ۴۵)
ب. بخشی از متن اصلی
«شغال گفت: بدان که هر ابتدائی را انتهائی است. و هرگاه که مدت عمر سپری شود و هنگام اجل فراز رسید، لحظتی مهلت صورت نبندد، فَاِذا جاءَ اَجَلُهُم لایَسَتاخِرونَ ساعهً َوَ لایَستقدِمونَ و نیز بنای کارهای این عالم فانی بر این نهاده شده است، بر اثر هر شادی، غمی چشم می‌باید داشت و بر اثر هر غمی‌شادیای توقع می‌باید کرد و در همه احوال به قضای آسمانی راضی می‌بود که پیرایه‌ی مردان در حوادث صبر است.

نوشته ای دیگر :   متن کامل - بررسی سیاست‏های تقسیم سود در شرکت‏هایی که در گزارشگری مالی خود مرتکب تقلب شده‏اند- قسمت ...

فَاصبِر عَلی القَدَرِ المَخلوقِ وَ ارضَ بِه وَ إِن اَتاکَ بِما لا تَشتَهی القَدرُ
فَما صَفا لِإِمری دهر عَیشٌ یُسر ِبه إِلا سَیَتبعُ یَوماً صَفوُهُ الکَدر
تا بود چنین بدست کار عالم شادی پس انده است و راحت پس غم.»

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است