بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و …

– سبک و زبان
بازنویس از زبانی ساده استفاده کرده است که نمونه‌هایی از کاربرد زبان عامیانه نیز در آن به چشم می‌خورد:
«امروز دیگر شورش را در آورده‌اید!» (همان: ۷۸)
«خیلی خب، اشکالی ندارد.» (همان: ۷۹)
«بعد هم با آب و تاب همه چیز را برایشان تعریف کرد.» (همان: ۸۴)
حکایت مأخذ از آن‌جا که دست نویسنده در به کارگیری آرایه‌های ادبی و اشعار فارسی و عربی باز بوده است، توصیفات زیبایی را ارائه داده است. بازنویس پاره‌ای از این توصیفات را به شکلی ساده‌تر نقل کرده است:
«چاه، آب بسیار صافی داشت و هرچیزی در آن پیدا بود. حتی سنگ‌ریزه‌های ته چاه را هم می‌شد دید.» (همان: ۸۱)
سرپیچی از نکات دستوری و علایم نگارشی، حذف و یا تکراری ملال‌انگیز و تعابیر اشتباه در زبان بازنویس به چشم نمی‌خورد؛ اما با این حال از میان کلام او، صمیمیت به کودک انتقال نمییابد.
– درون‌مایه
استفاده از خرد و تدبیر در مواقعی که زور و قدرت راهگشا نیست، درونمایهای است که هر دو نویسنده آن را به کودک انتقال میدهند، اما بر خلاف حکایت مأخذ که به طور مستقیم به پیام داستان اشاره میکند، در اثر بازنوشته، مخاطب با درگیر کردن ذهن، آن را برداشت میکند.
«چه کمین غدر که از مأمن گشایند جای گیر‌تر افتد، چنان‌که خرگوش به حیلت شیر را هلاک کرد.» (منشی، ۱۳۸۶: ۸۶)
– صحنه‌پردازی
در متن اصلی به‌طور آشکار به مکان اشاره شده است و با توصیفاتی که نویسنده به دست می‌دهد و اشاره به شاخه‌های پر بار و گل‌های شقایق، می‌توان پی برد که زمان، فصل بهار است:
«آورده‌اند که در مرغزاری که نسیم آن بوی بهشت را معطّر کرده بود و عکس آن روی فلک را منوّر گردانیده، از هر شاخی هزار ستاره تابان و در هر ستاره هزار سپهر حیران

یُضِاحِکُ الشمسُ منها کوکبٌ شرقٌ مُؤَزَّرٌ بِعَمیم النَبْتِ مُکتهل
سحاب‌ گویی یاقوت ریخت بر مینا نسیم گویی شنگرف بیخت بر زنگار.»

(همان: ۸۶)
بازنویس با اشاره به زمانی مبهم، مکان را این‌گونه معرفی می‌کند:
«روزی بود، روزگاری بود. در جنگلی سرسبز حیوان‌های زیادی زندگی می‌کردند.» (شیخی، ۱۳۸۹: ۷۵)
۳-۴-۲- نقد و بررسی داستان «ماهی‌خوار حیله‌گر، ماهی‌های خوش باور»
شیخی، مژگان (۱۳۸۹). « ماهی‌خوار حیله‌گر، ماهی‌های خوش باور»؛ قصه‌های تصویری از کلیله و دمنه [۱۲۰ ص. مصور (رنگی)]. تهران: قدیانی
گروه سنی ذکر شده در کتاب: ‌ب، ج.
مأخذ کتاب: کلیله و دمنه
نویسنده در صفحه‌ی عنوان، کتاب مأخذ را ذکر کرده است.
مشخصات ظاهری: ۱۲ ص، مصور (رنگی)
۳-۴-۲-۱- خلاصه‌ی داستان
مرغ ماهی‌خوار که ضعف و پیری، توان شکار ماهی را از او گرفته است، بر آن است تا با حیله و تدبیر، گرسنگی‌اش را فرو نشاند. او با چهره‌ای غمگین به کنار آب‌گیر می‌رود و در جواب خرچنگ که علت ناراحتی‌اش را می‌پرسد به او می‌گوید که زندگی‌اش در گروی دو، سه ماهی‌ای است که از برکه می‌گیرد، اما با آمدن دو صیاد که قصد دارند ماهیان برکه را شکار کنند، دیگر امید زندگی برای او نمی‌ماند. وقتی خبر به ماهیان برکه می‌رسد، می‌آیند تا با ماهی‌خوار مشورت کنند و او تنها راه نجات ماهیان را انتقال آن‌ها به آب‌گیری دیگر می‌داند. ماهیان نیز از دشمن خود فریب می‌خورند و به این ترتیب، غذای ماهی‌خوار تأمین می‌شود؛ اما چاقی مرغ ماهی‌خوار، خرچنگ را به شک می‌اندازد و از ماهی‌خوار می‌خواهد تا او را نیز به آب‌گیر انتقال دهد. هنگامی‌که خرچنگ بر گردن مرغ ماهی‌خوار نشسته است، استخوان ماهی‌های کشته شده را می‌بیند؛ بنابراین با چنگالش او را خفه می‌کند.
۳-۴-۲-۲- تطبیق متن بازنویسی شده با متن اصلی
الف. بخشی از متن بازنویسی شده

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.