بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و نوجوانان، …

۳-۹-۵-۴- عناصر داستان
– پیرنگ
روابط علی و معلولی حوادث داستان را به هم پیوند زده است و از آن‌جا که هیچگونه پیچیدگی در این روابط به چشم نمی‌خورد و داستان نیز قابلیت گسترش دارد، پیرنگ از نوع باز است:
دوستان شغال از رفتار او راضی نیستند؛ زیرا او از دنیا بریده است. آوازه‌ی خیرخواهی و درستکاری شغال همه‌جا پیچیده است و به همین دلیل شیر از او می‌خواهد وارد دربار شود. شغال از آن‌جا که خود را فردی خیرخواه می‌داند، یقین دارد کسانی با او به دشمنی و مخالفت برمی‌خیزند و به همین دلیل از پذیرفتن این پیشنهاد سرباز می‌زند. مقام و منزلت والای شغال، عاملی است تا دشمنان بر ضد او با هم متحد ‌شوند. آن‌ها مقداری گوشت را در خانه شغال پنهان می‌کند زیرا به این وسیله می‌خواهند او را متهم و زندانی کنند. شیر دست دشمنان را در کشتن شغال باز می‌گذارد چونکه حاسدان در زندان گزارشات نادرستی را از طرف شغال به شیر بازگو می‌کنند. به دلیل میانجی‌گریهای مادر شیر، شغال از مرگ حتمی نجات می‌یابد. به دلیل اعترافهای تعدادی از عاملان، به جرم و توطئه‌ی خود، بی‌گناهی شغال ثابت می‌شود. او دوباره به خدمت قبلیاش، بازمیگردد؛ زیرا شیر با سخنان و دلایل خود، او را دل‌گرم می‌کند.
از آن‌جا که داستان تنها یک ساده‌نویسی است، بنابراین عناصر طرح به کار رفته در هر دو اثر یکسان است:‌
داستان با توصیف شغال، گفت‌وگوی او با دوستانش، آشنایی با شیر و سرانجام گفت‌وگوهای این دو شروع می‌شود. گره‌افکنی بعد از ورود شغال به دستگاه حکومتی شیر شکل می‌گیرد؛ زمانی که مقام و منزلت والای شغال نزد شیر ، دشمنان را به حسادت می‌کشاند. چاره‌اندیشی حاسدان برای کنار زدن شغال که به متهم و زندانی کردن شغال ختم می‌شود، کشمکش درونی را شکل می‌دهد. در این‌جا خواننده در حالتی از دلهره و تعلیق قرار می‌گیرد که آیا بی‌گناهی شغال ثابت می‌شود یا نه. پس با اشتیاق و کنجکاوی ماجرا را دنبال می‌کند. بحران زمانی است که دشمنان با دادن خبرهای دروغین از جانب شغال به شیر، آتش خشم او را برمی‌افروزند تا جایی که فرمان کشتن شغال را صادر می‌کند. پیگیری‌های مادر شیر و بررسی‌های فرزندنش، داستان را به نقطه‌ی اوج خود می‌رساند. با اعتراف حاسدان و دشمنان به توطئه و اثبات بی‌گناهی شغال، گره‌گشایی داستان انجام می‌گیرد. سخنان شیر با مادرش و همین‌طور سخنان او با شغال و بازگشت او به خدمت قبلی‌اش، پایان داستان را رقم می‌زند.
– شخصیت‌پردازی
شخصیت‌های این داستان، شیر، شغال، مادر شیر و اطرافیان پادشاه را شکل می‌دهد.
شغال شخصیت اصلی داستان است. نمونه‌ی یک دین‌دار واقعی گریزان از دنیا که حتی دوستانش را به اعتراض وا می‌دارد:
«آورده‌اند که در هند شغالی بود که از خوردن گوشت و ریختن خون و آزار رساندن به جانوران خودداری می‌کرد. دوستانش با او به دشمنی برخاستند و گفتند: «از این رفتار تو راضی نیستم و کار تو اشتباه است.».» (گل‌محمدی، ۱۳۸۹: ۱۳۸)
دنیا در نظر او پشیزی اهمیت ندارد و تنها هنرش را همین می‌داند که:
«تنها هنرش این است که مزرعه‌ای برای کسب توشه‌ی آخرت است.» (همان: ۱۳۹)
شغال شخصیتی است قراردادی که نمونه‌ی آن در ادوار تاریخی به وفور یافت می‌شود، همان‌هایی که دانش، خیرخواهی و هنرشان، زمینه‌ساز گرفتاری و در دام افتادنشان می‌شود:
«…. حسادت جاهلان نسبت به هنرمندان و افراد با لیاقت به صورت رسم و عادت درآمده، و از بین بردن این سنت دشوار است. آری افراد بی‌کفایت و ناتوان با یکدیگر متحد می‌شوند، و با مکر و حیله و چرب‌زبانی پادشاه خود را فریب می‌دهند ….» (همان: ۱۴۹)
شغال دوراندیش و آینده‌نگر نیز گویا چنین سرنوشت ناخوشایندی را برای خود پیش‌بینی می‌کند، پس از همان آغاز از شیر امان می‌گیرد:
«…. باید با من عهد کنی که وقتی دوستان بر علیه من نقشه‌ای می‌کشند، و آن‌گاه که زیردستان برای به دست آوردن مقام من، تو را بر ضد من تحریک می‌کنند، خشمگین نشوی و با احتیاط و تامل و دوراندیشی تصمیم بگیری.» (همان: ۱۴۱)
اما حتی این آینده‌نگری شغال نیز نمی‌تواند با بدگویی‌های دشمنان مقابله کند:
«خلاصه آن‌ها تا می‌توانستند از شغال بدگویی کردند، تا اینکه شیر از او آزرده خاطر گشت ….» (همان: ۱۴۲)
شغال بیشتر در لابه‌لای گفت‌وگو با سایر شخصیت‌ها خود را به خواننده معرفی می‌کند (شخصیت‌پردازی مستقیم) و همان شخصیت حکایت مأخذ است.
شیر شخصیتی است مستبد و خودرای که هرچند با شغال به گفت‌وگو می‌پردازد، اما نظر برتر را از آن خود می‌داند:
«از اینکه این شغل را نمی‌پذیری چه سودی به تو می‌رسد!؟ هرچند که تو را از این کار معاف نمی‌کنیم.» (همان: ۱۴۰)
شخصیتی دهن‌بین و زودباور که خام سخن‌چینی و گفتار بیهوده‌ی اطرافیانش می‌شود. خصلتی که شغال نیز بدون ترس به آن اشاره می‌کند:
«به این خاطر که شما سخنان افراد سخن‌چین را پذیرفته‌اید، شما را زودباور تصور می‌کنند، و هر روز به دنبال دو بهم زنی و ایجاد اختلاف و دشمنی برمی‌آیند! دوری کردن از پادشاهی که فریفته‌ی سخنان افراد فتنه‌انگیز شود و به مکر و حیله‌ی آن‌ها توجه کند، واجب است.» (همان: ۱۴۸)
پیما

نوشته ای دیگر :   تاثیر فعالیت های شرکت پشتیبانی امور دام در تنظیم بازار مرغ در استان اصفهان- ...

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

ن‌شکنی و فراموش کردن عهد، دیگر ویژگی منفی این شخصیت است. او هرچند در آغاز، اندیشه‌ی نیک خود را زداینده‌ی دشمنان و مایه‌ی آرامش شغال معرفی می‌کند و با او عهدی استوار می‌بندد؛ اما وقتی که آتش خشم او؛ خشمی که در درونش نهفته است، فوران می‌کند و قدرت تأمل و تدبیر را از او می‌گیرد، دیگر عهد و پیمان برایش معنایی ندارد:
«آتش خشم شیر بالا گرفت و نتوانست عاقلانه تصمیم بگیرد و عهد و پیمان‌هایی را که بسته بود فراموش کرد و دست دشمنان شغال را در کشتن او بازگذاشت!» (همان: ۱۴۳)
اما در کنار ویژگی‌های ناپسند، یک خصلت خوب و زیبا از این شخصیت جلب توجه می‌کند؛ او تلاش می‌کند تا کارگزاران حکومتش، خیرخواه و پرهیزکار باشند:
«…. ما به افراد خیرخواه و نصیحت‌کننده نیازمندیم. به ما خبر داده‌اند که تو خداپرست و پرهیزکاری ….» (همان: ۱۳۹)
این شخصیت نیز بیشتر در میان گفت‌وگوهای خود با سایر شخصیت‌ها به خواننده معرفی می‌شود (شخصیت‌پردازی مستقیم ) و با شیر حکایت مأخذ، تفاوتی ندارد.
مادر شیر شخصیتی است که با نصایح خود، راه درست را به فرزندنش نشان می‌دهد و او را به بخشش، تفکر، شناخت اطرافیان و نیکی به آن‌ها دعوت می‌کند:
«پسرم خود را گرفتار حسرت مکن، و از فضیلت عفو و بخشش بی‌بهره مباش، و بدان هیچ‌کس بیشتر از پادشاهان به تفکر و تامل نیازمند نیست! اساس عقل و دوراندیشی، شناخت اطرافیان و نیکی کردن به آن‌ها به اندازه‌ی مقام و منزلتشان است ….» (همان: ۱۴۴)
شخصیتی که هدایت‌گر و راهنمای شیر است و با گفتار تاثیرگذارش، شیر را از تاریکی تدبیر می‌رهاند تا دست به خون حیوانی بی‌گناه نیالاید. خود شیر نیز به این مطلب اشاره می‌کند:
«به برکت وجود تو و راهنمایی‌های خردمندانه‌ات، این راه تاریک، روشن و این کار دشوار، آسان شد، و بی‌گناهی و پاک‌دامنی این شخص امین و بالیاقت آشکار گشت!» (همان: ۱۴۷)
این شخصیت نیز در میان گفت‌وگوهای خود با فرزندش به خواننده معرفی می‌شود (شخصیت‌پردازی مستقیم ).
اطرافیان و نزدیکان پادشاه نیز شخصیت‌هایی قراردادی هستند که حسادت به مقام و منزلت دیگران ویژگی بارز آن‌ها است. وقتی پای مقام و منزلتی در میان است، دوست و دشمن فرق نمی‌کند، هریک برای منفعتش دست به دشمنی و حسادت می‌زند:
«دوستان به خاطر حسادت بر مقام و منزلتش با او دشمنی می‌کنند و دشمنان به خاطر نصیحت‌گویی و خیرخواهی او.» (همان: ۱۴۰)
این افراد با سخنان دروغ و منفعت‌طلبانه‌ی خود، در حق شغال بدی را به نهایت می‌رسانند:
«بالاخره آن‌ها برای دشمنی با او متحد شدند و روزها برای آن کار چاره‌اندیشی می‌کردند تا این‌که بدی را در حق او به نهایت خود رساندند!» (همان: ۱۴۱)
آن‌ها نیز بیشتر در میان سخنان خود به خواننده معرفی می‌شوند (شخصیت‌پردازی مستقیم).
شخصیت‌های حکایت مأخذ با همان عقاید، اعمال و گفت‌وگوها، به اثر حاضر انتقال یافته‌اند و تفاوتی در آن‌ها مشاهده نمی‌شود.
– سبک و زبان
تنها تفاوت این اثر با متن مأخذ، تمایز در زبان است که به منظور ساده‌نویسی و توجه به درک و فهم نوجوان انجام گرفته است.

نوشته ای دیگر :   ممیزی بالینی ترانسفوزیون فرآورده های خونی در کودکان مبتلا به تالاسمی در بخش ...