بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و نوجوانان، منتشر شده …

عقاید این شخصیتها و هم‌چنین شیوهی پرداخت آن‌ها همانند حکایت مأخذ است.
– سبک و زبان
اثر حاضر یک ساده نویسی از متن مأخذ است و تفاوت عمدهی آن در زبان جلوهگر میشود. نویسنده به منظور توجه به فهم و درک مخاطب، تغییراتی را در زبان مأخذ ایجاد کرده است. از جمله حذف اشعار و عبارات فارسی و عربی، آیه، حدیث و آرایههای ادبی.
از آن‌جا که نویسنده در این سادهنویسی، همان سبک و سیاق متن مأخذ را به کار گرفته است، در زبان او به پارهای از ویژگیهای متن کهن برمیخوریم که باعث ایجاد ضعف و سستی در زبان شده است. از جمله کلمات مترادف و عربی:
«مثل آن کس که شغل و حرفهی خود را رها میکند.» (همان: ۱۵۵)
«کار دشوار و سختی را انتخاب کردی.» (همان: ۱۵۷)
«خرامیدن و با ناز راه رفتن کبک در چشم زاغ زیبا آمد» (همان: ۱۵۷)
«پیروی از جهالت و نادانی گذشتگان، نتیجهی گمراهی است.» (همان: ۱۵۷)
«…. پس عاجز و درمانده و متاسف میشود.» (همان: ۱۵۵)
«از کجا میآیی و مقصد تو کجاست؟» (همان: ۱۵۶)
آزار و اذیت، حیرت و سرگردانی، جهالت و نادانی، خرد و اندیشه، مرتبه و مقام، متوسط و عادی، پادشاهی و جهان داری، خلل و آسیب، ضرر و زیان را باید به آن افزود.
گل‌محمدی اغلب، لغات عربی را با معادل فارسی آن‌ها نقل می‌کند.
در متن مأخذ، نویسنده برای انتقال مفهوم داستان، محدودیتی ندارد و دست او در آوردن صنایع ادبی و آرایشات کلامی گشاده است، اما سادهنویس به منظور توجه به درک و فهم مخاطب، صنایع و آرایهها را کنار گذاشته و تنها به انتقال معنی و مفهوم مطالب اکتفا کرده است. برای نمونه:
«مرد باید که بر عرصهی عمل خویش، ثبات قدم برزد و به هر آرزو دست در شاخ تازه نزند و به جمال شکوفه و طراوت برگ آن فریفته نشود، چون به حلاوت ثمرت و یمن عاقبت واثق نتواند بود.» (منشی، ۱۳۸۶: ۳۴۰)
«انسان باید در تصمیمها و کارهایش ثابت قدم باشد، و برای دستیابی به آرزوهایش به هر کاری متوسل نشود، چرا که از عاقبت و سرانجام آن کار بیاطلاع است.» (گل‌محمدی، ۱۳۸۹: ۱۵۵)
«چون پای افزار بگشاد.» (منشی، ۱۳۸۶: ۳۴۱)
«پس از این که میهمان مدتی استراحت کرد.» (گل‌محمدی، ۱۳۸۹: ۳۴۱)
نویسنده در موارد بسیاری، عین متن مأخذ را تنها با ساده کردن کلمات و جملات، نقل کرده است:
«امروز که وسیلت موّدت و دالّت صحبت حاصل آمد، اگر شفقتی کنی و اقتراح مرا به اهتزاز تلقی نمائی، سوالف مکرمت بدو آراسته گردد.» (همان: ۳۴۳-۳۴۲)
«امروز که زمینهی دوستی و همنشینی با تو پیدا شد، اگر لطفی کنی و با گشادهرویی و شادمانی درخواستم را برآورده سازی، بزرگواری و احترام پیشین تو با این محبت آراسته و زیباتر میشود.» (گلمحمدی، ۱۳۸۹: ۱۵۷-۱۵۶)
«چنان‌که آن زاغ میخواست که تبختر کبک بیاموزد.» (منشی، ۱۳۸۶: ۳۴۴)
«چنان‌که زاغ میخواست راه رفتن همراه با ناز کبک را یاد بگیرد!» (گل‌محمدی، ۱۳۸۹: ۱۵۷)
– درون‌مایه
هر دو نویسنده به طور یکسان به درون‌مایه اشاره کردهاند:
«این است داستان کسی که حرفت خویش فروگذارد و کاری جوید که در آن وجه ارث و طریق اکتساب مجال ندارد.» (منشی، ۱۳۸۶: ۳۴۶)
«این است داستان کسی که شغل و هنر خویش را رها کند و به دنبال کاری باشد، که نه گذشتگان او آن را انجام میدادهاند، نه خود، آن شغل را کسب کرده است.» (گل‌محمدی، ۱۳۸۹: ۱۵۸)
– صحنهپردازی
حکایت مأخذ بدون اشاره به زمان، مکان را این‌گونه معرفی میکند:
«آوردهاند که در زمین کنّوج مردی مصلح و متعفّف بود.» (منشی، ۱۳۸۶: ۳۴۰)
سادهنویس نیز بدون هیچ تغییری، مکان را هم‌چون مأخذ عنوان میکند:
«آوردهاند که در زمین کنّوج، مردی صالح و پاکدامن بود.» (گل‌محمدی، ۱۳۸۹: ۱۵۵)
حکایت فرعی این داستان، به زمان و مکان اشاره نکرده است.
۳-۹-۵- نقد و بررسی داستان «شیر و شغال»
گل‌محمدی، مجید (۱۳۸۹). «شیر و شغال»؛ کلیله و دمنه [۱۸۵ص]. تهران: آوای سورنا.
گروه سنی ذکر شده در کتاب: نوجوان
مأخذ کتاب: کلیله و دمنه
نویسنده در صفحه عنوان، کتاب مأخذ را ذکر کرده است.
مشخصات ظاهری:۱۴ ص [۱۵۰-۱۳۷]
۳-۹-۵-۱- خلاصهی داستان
وقتی آوازهی نیک‌نامی شغال به گوش شیر میرسد، تصمیم میگیرد که از وجود این فرد امین در دستگاه حکومتیاش بهرهمند شود. هر چند شغال به دلایلی و از جمله ترس از گرفتار شدن در بند حسادت دشمنان، دست رد به سینهی پادشاه میزند، اما استبداد پادشاه، راه مخالفت او را میبندد و شغال نیز که چارهای جز تن دادن به خواستهی سرورش ندارد، از همان آغاز از شیر عهد و پیمان میگیرد که بیدلیل سخن حاسدان را درمورد او نپذیرد. بعد از گذشت اندک زمانی از ورود شغال به دربار، توجه و احترام شیر نسبت به او چندین برابر میشود و همین جرقهای است تا آتش حسادت دشمنان برافروخته شود. آنها با پنهان کردن مقدار زیادی گوشت در خانهی شغال، به او تهمت دزدی میزنند و به این ترتیب شغال زندانی میشود. در زندان نیز با گزارشات نادرستی که از طرف شغال به شیر می‌دهند، خشم او را برمیافروزند تا جایی که به کشتن شغال فرمان میدهد. اما حضور مادر شیر که از فرزندش میخواهد در این کار تحقیق کند، آرزوی خام حاسدان را نقش برآب کرده و بیگناهی شغال را ثابت میکند. شغال بعد از تلاش ناموفق در کنارهگیری از حکومت، با دلجویی شیر، دوباره به شغل پیشین خود باز میگردد و اعتبارش نزد او روز بیشتر می‌شود.
۳-۹-۵-۲- تطبیق متن بازنویسی شده با متن اصلی

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است