بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و نوجوانان، منتشر شده از …

– صحنهپردازی
حکایت مأخذ اشارهای به زمان و مکان داستان ندارد و تنها در قسمتی از داستان به خانهی زاهد اشاره میکند، زیرا قرار است حادثهای در آن اتفاق افتد:
«…. و در خانه راسویی داشتند که با ایشان یک جا بودی و به هر نوع از وی فراغتی حاصل شمردندی.» (منشی، ۱۳۸۶: ۲۶۴)
اثر حاضر نیز چون یک سادهنویسی از مأخذ است، از لحاظ صحنهپردازی همانند آن است:
«زاهد در خانه راسویی داشت که موجب آسودگی خاطر آنها میشد.» (گلمحمدی: ۱۳۸۹: ۱۱۷)
۳-۹-۴- نقد و بررسی داستان «زاهد و مهمان او»
گلمحمدی، مجید (۱۳۸۷). «زاهد و مهمان او»؛ کلیله و دمنه [۱۸۵ص]. تهران: آوای سورنا.
گروه سنی ذکر شده در کتاب: نوجوان
مأخذ کتاب: کلیله و دمنه
نویسنده در صفحه عنوان، کتاب مأخذ را ذکر کرده است.
مشخصات ظاهری:۴ ص [۱۵۸-۱۵۵]
۳-۹-۴-۱- خلاصهی داستان
فردی به میهمانی زاهدی خوش قلب و مهربان میرود. بعد از مدتی گفت‌وگو، میهمان که تا به حال کسی را ندیده است که به شیوایی و زیبایی زاهد، به زبان عبری سخن بگوید، از او میخواهد که این زبان را به او بیاموزد. زاهد با گشادهرویی میپذیرد و به این کار اقدام میکند. اما با گذشت زمان، پی میبرد که میهمان در این کار موفق نخواهد شد. پس او را نصیحت میکند که به زبان مادری خویش بازگردد تا به سرنوشت کلاغ دچار نشود؛ کلاغی که میخواست راه رفتن کبک را بیاموزد، اما نه تنها در این کار موفق نمیشود، بلکه راه رفتن خود را نیز فراموش میکند.
۳-۹-۴-۲- تطبیق متن بازنویسی شده با متن اصلی
الف. بخشی از متن بازنویسی شده
«مهمان به این کار روی آورد و مدتی سختیها را تحمل کرد. سرانجام روزی زاهد، نصیحتش را به او گفت: «کار دشوار و سختی را انتخاب کردی، هرکس که زبان مادری خود را رها کند و با گذشتگان خود در زبان و حرفه مخالفت ورزد، کارش سر و سامان نخواهد یافت!»مهمان گفت: «پیروی از جهالت و نادانی گذشتگان نتیجهی گمراهی است، در حالیکه آموختن هنر و به دست آوردن اخلاق نیک نشانهی خردمندی و زیرکی است!».» (گلمحمدی، ۱۳۸۹: ۱۵۷)
ب. بخشی از متن اصلی
«مهمان روی بدان آورد و مدتی نفس را در آن ریاضت داد. آخر روزی زاهد گفت: کاری دشوار و رنجی عظیم پیش گرفتهای

خواهی که چو من باشی و نباشی خواهی که چو من دانی و ندانی
وَ کَم مِن طالبٍ أمَدی سَیُلقی دُوَینَ مَکانی السَبعَ الشَّدادا
یُؤَجِّجُ فِی شُعاعِ الشَّمس ناراً وَ یقدَحُ فی تَلَهُّبُها زنادا

و هرکه زبان خویش بگذارد و اسلاف را در لغت و حرفت و غیر آن خلاف روا ببیند، کار او را استقامتی صورت نبندد