بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و نوجوانان، …

لک‌لک به سبب پیری و ضعف که انرژی شکار را از او گرفته است، سعی دارد با حیله و مکر، ماهی‌ها را به دست آورد. او به ماهی‌ها خبر می‌دهد که دو صیاد، به زودی به این برکه می‌آیند، زیرا قصد دارد به بهانه‌ی انتقال ماهی‌ها به برکه‌ای دیگر، آن‌ها را شکار کند. خرچنگ به لک‌لک شک میکند و به همین دلیل برای رفتن پیشقدم میشود. او در آسمان گلوی لک‌لک را می‌فشارد، زیرا لک‌لک، خرچنگ را از مکر و حیله‌ی خود می‌آگاهاند. لک‌لک از آنجا که در نبرد با خرچنگ، چاره‌ای جز تسلیم شدن ندارد، با بازگشت به برکه، از ماهی‌ها معذرت‌خواهی می‌کند. او به دلیل روی آوردن به خوردن سبزیجات، در میان ماهیان محبوب می‌شود.
روابط علی و معلولی حکایت مأخذ، در پاره‌ای موارد با اثر حاضر متفاوت است. از جمله:
عده‌ای از ماهیان جان خود را از دست می‌دهند، زیرا فریفته‌ی سخنان ماهی‌خوار شده به او اعتماد می‌کنند. خرچنگ در اوج آسمان، ماهی‌خوار را خفه می‌کند، زیرا از دور استخوان ماهی‌ها را می‌بیند و از حیله‌ی ماهی‌خوار آگاه می‌شود.
اکنون عناصر طرح به کار رفته در داستان بررسی می‌شود:‌
داستان با یاد پروردگار و وصف لک‌لک و زندگی او در کنار برکه، شروع می‌شود. ضعف و پیری لک لک که توان شکار ماهی را از او گرفته است، گره‌افکنی را به وجود می‌آورد. کشمکش درونی زمانی شکل می‌گیرد که لک‌لک برای سیر کردن شکمش، دست به حیله و تدبیر می‌زند و نقشه‌ی خود را اجرا می‌کند. این کشمکش دو مرتبه‌ی دیگر نیز بروز می‌کند؛ یکی زمانی که ماهیان برای مشورت نزد لک‌لک می‌روند و کشمکش دیگر زمانی است که خرچنگ به لک‌لک شک می‌کند و برای رفتن پیش‌قدم می‌شود. در این‌جا خواننده در حالتی از تعلیق و دلهره قرار می‌گیرد و کنجکاو است که بداند سرانجام ماهیان چه می‌شود. بحران زمانی است که در اوج آسمان، لک‌لک نقشه‌ی خود را برای خرچنگ تعریف می‌کند. زمانی که خرچنگ گلوی لک‌لک را با چنگال‌هایش می‌گیرد و او چاره‌ای جز تسلیم شدن ندارد، داستان به نقطه‌ی اوج خود می‌رسد. معذرت‌خواهی لک‌لک ‌از ماهیان و روی آوردن به خورد سبزیجات، گره‌گشایی را شکل می‌دهد. محبوبیت لک‌لک در میان ماهی‌ها و خوب شدن زخم گلوی او، پایان خوش داستان را رقم می‌زند.
کشاورز پایان حکایت مأخذ را به گونه‌ی دیگری می‌آفریند و به همین دلیل عناصر طرح به کار رفته در حکایت کهن، تا حدی با اثر حاضر متفاوت است.
در حکایت مأخذ، کشمکش در همان دو سطح نخست بروز می‌کند و از کشمکش سوم، یعنی شک کردن خرچنگ به لک‌لک نشانی نیست. بحران زمانی است که ماهی‌خوار به بهانه‌ی انتقال ماهیان، آن‌ها را می‌خورد. زمانی که خرچنگ با دیدن استخوان ماهی‌ها، از حیله‌ی لک‌لک آگاه می‌شود، داستان به نقطه‌ی اوج خود می‌رسد. کشته شدن لک‌لک و نجات یافتن سایر ماهیان، گره‌گشایی است. رفتن خرچنگ نزد ماهیان و تسلیت گفتن به آن‌ها و شادی ماهیان از مرگ ماهی‌خوار، پایان داستان را شکل می‌دهد.
– شخصیت‌پردازی
تمامی شخصیت‌های حکایت مأخذ، بدون نام‌گذاری به اثر حاضر انتقال یافته‌اند.
لک‌لک یا همان ماهی‌خوار حکایت مأخذ، شخصیت اصلی است که وقتی پیری، توان شکار ماهی را از او می‌گیرد، دست به حیله و تدبیر می‌زند:
«امروز بنای کار خود، چون از قوّت باز مانده‌ام، بر حیلت باید نهاد.» (منشی، ۱۳۸۶: ۸۲)

«ولی یک روز فکری کرد
که تا پیدا کند راهی
به مکر و حیله‌ای تازه
بگیرد باز هم ماهی.

(کشاورز، ۱۳۸۴الف: ۱۲)
ماهی‌خوار حکایت مأخذ، چندین روز آتش گرسنگی‌اش را با حیله و تدبیر فرو می‌نشاند؛ غافل از این‌که در این راه، جان خود را نیز از دست می‌دهد:
«تا بر آن قرارداد که هر روز چند ماهی ببردی و بر بالایی که در آن حوالی بود، بخوردی.» (منشی،۸۴:۱۳۸۶)

«بله! تسلیم شد لک لک
به شیون گفت:«ای‌خرچنگ
برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.