مطالعه سودآوری استراتژی معکوس در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-11- فرض منطقی بودن سرمایه‌گذاران

شاید هیچ موضوعی در ادبیات مالی بحث‌برانگیزترین از این سؤال نباشد که آیا سرمایه‌گذاران در تعیین قیمت سهام، منطقی اقدام می‌کنند یا خیر؟ یکی از مهم‌ترین مفروضات نظریه بازار کارای سرمایه و مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای، وجود سرمایه‌گذاران منطقی و عقلایی می باشد.

سرمایه‌گذار منطقی دو ویژگی مهم دارد: اولاً هنگامی که وی اطلاعات جدیدی دریافت می کند، عقاید خود را به درستی و بر اساس قانون بیز[1] به روز می کند. ثانیاً، چنین سرمایه‌گذاری با در نظر داشتن عقایدش دست به انتخاب‌هایی می‌زند که با مفهوم مطلوبیت مورد انتظار[2] سازگار می باشد، یعنی همواره به دنبال حداکثر کردن مطلوبیت مورد تصمیمات انتظار خود می باشد (باربریز وتالر 2002، 51).

در نظریه بازار کارآمد سرمایه، فاما به دو فرض بسیار مهم توجه دارد.  اولا: سرمایه گذاران در تصمیم گیری های خود در بازار دارای رفتار منطقی هستند. ثانیا: آن ها براساس آخرین اطلاعات و اخبار اقدام به خرید و فروش اوراق بهادار کرده و برای تعیین منصفانه بودن قیمت اوراق بهادار درایت کافی دارندطبق مفروضات بازار کارای سرمایه، قیمت سهام به گونه منطقی تعیین شده و منعکس کننده تمام اطلاعات در دسترس در بازار می باشد. اما شواهد بسیار زیادی از رفتار غیر عادی قیمت سهام همانند واکنش بیش از اندازه سرمایه گذاران و یا واکنش کم تراز حد مورد انتظار آنان در دوره های زمانی کوتاه مدت و بلند مدت در بازارهای بورس اوراق بهادار دنیا هست. بعضی اعتقاد دارند که طبق مفروضات بازار کارا، بایستی انتظار این گونه موارد غیر عادی که ناشی از شانس یا تصادف می باشد را داشته باشیم اما شواهد به  دست آمده نمی تواند مطابق با این دیدگاه باشد.  زیرا بعضی از الگوهای قیمت و یا بازده به صورت قوی و با قاعده در بسیاری از بازارهای دنیا هست که ناشی از رفتار سرمایه گذاران می باشد. دی بونت و تالر اظهار داشتند که یکسری از نظریه های روانشناسی می توانند رفتار سرمایه گذاران را تفسیر کنند (نیکبخت 1384، 101).

فرض منطقی بودن سرمایه‌گذاران مورد انتقاد محققان بسیاری قرار گرفته می باشد. شواهدی از ادبیات روانشناسی شناخت[3]، عیان می‌سازد که افراد تصمیمات خود را بر اساس قانون بیز به صورت ضعیف انجام می‌دهند. به عنوان مثال آنها در محاسبه احتمالات و ترکیب آنها با اطلاعات در دسترس جهت تجدیدنظردر عقاید یا پیش‌بینی‌هایشان ناتوان هستند (گریدر 1980، 123). در بعضی مدل‌ها نیز، عوامل اعتقادات درستی دارند اما انتخاب‌هایی انجام می‌دهند که با بیشینه‌سازی مطلوبیت مورد انتظار سازگار نیست.

کاهنمن و تیورسکی اظهار می‌کنند که افراد به اطلاعات جاری وزن بیشتری می‌دهند، بدون اینکه اطلاعات قبلی را مورد مطالعه قرار دهند و یا اینکه مبنای تهیه اطلاعات را مورد توجه قرار دهند (کاهنمن و تیورسکی 1973، 50). بعضی اعتقاد دارند که وضعیت بازارها بسیار پیچیده‌تر از تعاریفی می باشد که در نظریه‌های موجود در بازارهای مالی هست (نیکولاس 1993، 48). بعضی دیگر عقیده دارند که فرض منطقی بودن سرمایه‌گذاران، واقعی به نظر نمی‌رسد، زیرا که همه سرمایه‌گذاران از اطلاعات دریافت شده برداشت  یکسانی ندارند و نسبت به روندها واکنش یکسانی نشان نمی‌دهند. آنها بیشتر بر اساس اطلاعات گذشته تصمیم‌گیری می‌کنند. نظریه‌های موجود در بازارهای مالی بر مبنای روابط خطی بنا نهاده شده‌اند، در حالی که تصمیمات افراد، ماهیتی غیرخطی دارند (پیترز 1991، 13).

یکی از مفروضات بازار کارای سرمایه این می باشد که سرمایه گذاران به گونه منطقی نسبت به اطلاعات جدید واکنش نشان می دهند. اما شواهد بسیار زیادی هست که سرمایه گذاران نسبت به اطلاعات جدید “واکنش بیش از اندازه ” نشان می دهند. آن ها تمایل دارند ارزش بیشتری به اطلاعات جدید بدهند. آن ها به اطلاعات مربوط به سهام شرکت های موفق (سهام برنده) واکنش بیش ازاندازه مطلوب نشان داده و قیمت آن اوراق را بالاتر از قیمت واقعی اش تعیین می کنند. برعکس،  به اطلاعات مربوط به سهام ناموفق (سهام بازنده) واکنش بیش از اندازه نامطلوب نشان داده و قیمت آن اوراق را پایین تر از قیمت واقعی اش برآورد می کنند. بسیاری ازمحققان واکنش بیش از اندازه سرمایه گذاران را ناشی از دو مبنای روانشناسی زیر دانسته اند:

١.  اطمینان بیش از اندازه:

مطالعات روانشناسی نشان می دهد که اکثر مردم اطمینان بالایی در مورد توانائی های خودشان دارند و به گونه غیر منطقی نسبت به آینده خوش بین هستند. اگر چه در ادبیات روانشناسی هنوز تعریف دقیقی از واژه اطمینان بیش از اندازه ارائه نشده می باشد؛ اما به حالتی گفته می گردد که افراد توانائی های خود را بیشتر از واقعیت موجود برآوردمی کنند و خود را در درک مسایل و تجزیه و تحلیل آن ها،  بهتر از دیگران

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

می دانند.  از این رو آنان به همین دلیل، خطای پیش بینی در برآوردهای خود را کم تراز واقع در نظر
می گیرند. در مورد سرمایه گذاران نیز همین موضوع صادق می باشد. سرمایه گذارانی که اعتقاد دارند بهتر از دیگران می توانند قیمت اوراق بهادار را ارزیابی کنند؛ خطای پیش بینی را بسیار کم در نظر می گیرند.  پس، بسیاری از محققان معتقد هستند که مهم ترین دلیل برای این که سرمایه گذاران واکنش بیش از اندازه نشان می دهند؛ همین خوش بینی بیش از حد به برآوردهای قیمت و بازده سهم می باشد.

٢.  موفقیت منتسب به خود

یکی دیگر از نظریه هایی که در روانشناسی مطرح می باشد ((نظریه نسبیت)) نام دارد. طبق این نظریه، افراد حوادثی که معتبر بودن اعمال آنان را تأیید می کنند را به توانائی های خودنسبت می دهند و رویدادهایی که اقدامات آن ها را تأیید نمی کنند؛ را به عوامل خارجی یا عوامل خرابکارانه محیطی منتسب می کنند. به بیانی دیگر آن ها کوشش می کنند موفقیت های خود را به توانائی های خود نسبت دهند و شکست خود را به شانس بد خود نسبت داده و یا دیگران را مقصر قلمداد کنند از این رو،آنان کم تر تمایل خواهند داشت که در عقایدشان تجدید نظر کنند.

در سال های اخیر اکثر محققان و تحلیل گران اوراق بهادار با در نظر داشتن واکنش سرمایه گذاران،  به دفاع از راهبرد معاملاتی معکوس پرداخته اند. تحلیل گران اوراق بهاداراعتقاد دارند که اگر چه در حال حاضر بازار نسبت به اطلاعات جدید واکنش بیش از اندازه نشان می دهد؛ اما پس از گذشت زمان،  بازار به اشتباه خود پی می برد و قیمت ها تعدیل می گردد. به بیانی دیگر برگشت قیمت و طبعاً برگشت بازده اوراق بهادار هست. شواهد به دست آمده نیز حکایت از این برگشت دارد.  البته بعضی از محققان تمام برگشت بازده راناشی از رفتار غیر منطقی سرمایه گذاران نمی دانند. آن ها بخشی از این برگشت بازده را ناشی از ویژگی های شرکت های بازنده و برنده و یا سایر عوامل تاثیر گذار تلقی می کنند.

[1] Bayes Rule

[2] Expected Utility

[3] Cognitive Psychology

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 پرسش ­های اساسی پژوهش:

با در نظر داشتن اظهار مساله که در بخش قبل عنوان گردید، سؤالات اساسی پژوهش را می­توان به صورت زیر مطرح نمود:

سوال اصلی:

آیا می­توان با بهره گیری از راهبرد معکوس بازده اضافی کسب نمود؟

سوالات فرعی:

  1. آیا بین راهبرد معکوس و اندازه شرکت در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط معنی ­دار هست؟
  2. آیا بین راهبرد معکوس و ارزش دفتری به بازار در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط معنی ­دار هست؟
  3. آیا بین راهبرد معکوس و عامل بازار در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط معنی ­دار هست؟

مطالعه سودآوری استراتژی معکوس در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری