اسلبي و گوارا14 (2003) مهارت هاي اجتماعي را مترادف با سازگاري اجتماعي مي دانند. از نظر آنها مهارت اجتماعي عبارتست از توانايي ايجاد ارتباط متقابل با ديگران در زمينهي خاص اجتماعي، به طور کلي که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند است.مهارت اجتماعي همانند جرأت ورزي، خود مهارگري و مسؤليت اجتماعي، رفتارهاي آموخته شده و قابل مشاهده اي هستند که فرد را قادر ميسازند به طور مؤثري با ديگران تعامل داشته باشند و از واکنش هاي نامعقول اجتماعي خودداري کنند(اسميت و تراويس15، 2001).

1-7- تعاريف عملياتي:
1-7-1- بازي:
منظور از بازي در اين پژوهش عبارتند از (بازي‌هاي حافظه، بازي مشاغل، هپ بازي، بازي قطار، کارت تصوير، بازي‌هاي ريتميک، بازي تشخيص صدا)
1-7-2- مهارت هاي ذهني:
عبارت است از نمره‌اي که فرد در آزمون بصري – حرکتي بندر گشتالت بدست مي آورد.
1-7-3- مهارت هاي اجتماعي:
عبارت است از نمره‌اي که فرد در پرسشنامه ي مهارت هاي اجتماعي ماتسون16(1983) بدست مي‌آورد.

فصل دوم
ادبيات و پيشينه ي تحقيق

2-1- مقدمه:
در اين فصل ابتدا به شرح مباحث نظري بازي، رشد، مهارت هاي ذهني و مهارت هاي اجتماعي پرداخته مي شود و پس از آن تاريخچه ي پژوهش هاي انجام شده در زمينه ي موضوع پژوهش خواهد آمد و در پايان به ذکر خلاصه و نتيجه گيري پرداخته مي شود.

2-2- مباحث نظري بازي و فعاليت هاي بدني:
2-2-1- بازي چيست؟
در دهه(1960) بازي هاي آموزشي توجه بسياري از رهبران آموزشي را به خود جلب كردند و آنها ارزش رويكرد آموزشي تجربي در افزايش انگيزه و فهم دانش آموزان در محيط هاي آموزشي را مورد توجه قرار دادند.(ليمن سون، 1999؛ به نقل از بورن هيد17، 2006)
پاتريک در تعرف بازي مي گويد:بازي عبارت است از مجموعه فعاليت هاي آزاد و دلخواه که صرفا با اراده و ميل خود شخص صورت مي گيرد و پرداختن به آن به علت فشار و جبر هيچ يک از عوامل دروني و بيروني نيست(موثقي، 1380).
بازي فعاليت هاي آزاد و پويا، به منظور لذت بردن گروه، بازي مي تواند به صورت موازي، يا به صورت گروهي، يا ترکيبي از اين دو باشد. بازي براي کودکان مهم است چون بوسيله بازي مهارت هاي ادراکي-حرکتي و شناختي و اجتماعي گوناگوني را بدست مي آورند. همچنين معني اساسي آن، کشف خود و جهان است. حفظ سلامت رواني و بدست آوردن يک زندگي متعادل نيز از معاني بازي مي باشد (ريموند و کورسيني18، 2002).
بازي نيز همسان با ساير پديده ها ابعاد و جنبه هاي وسيعي را در بر مي‌گيرد. گوناگوني اين ابعاد باعث شده تا تعريف هاي زيادي از بازي ارائه گردد. هريک از اين تعريف‌ها با برجسته نمودن جنبه اي از بازي ديدگاه خاصي را ارائه مي دهند. در فرهنگ و بستر، بازي به صورتهاي زير تعريف شده است:
-حرکت، جنبش و فعاليت به مثابه حرکت عضلات
– آزادي يا محدوديتي براي حرکت يا جنبش
– فعاليت يا تمرين براي سرگرمي، تفريح يا ورزش
مشخصه اين تعاريف محدود نمودن آن به جنبش هاي حرکتي و عضلاني است و اين امر باعث مي‌شود تا تفاوت ميان بازي و ورزش از نظرها دور بماند(مهجور، 1376)
ورزش در فرهنگ و بستر به معني هرگونه فعاليت يا تمرين است که باعث لذت، سرگرمي، تفريح يا اشتغال باشد و يا فعاليتي که نياز کم و بيش به حرکات شديد و قوي و زورورزي بدني دارد و بر اساس برخي از سنت‌ها و يا قوانين مقرر انجام شود. آنچه در تعريف ورزش اضافه گرديده عبارت “رعايت برخي از سنت‌ها و قوانين مقرر” است که اين موضوع در بازي نيز صدق مي کند. يعني انجام هر بازي مستلزم رعايت مجموعه اي از قوانين و سنتها است. خواه اين قوانين و سنت‌ها به‌صورت آشکار براي مشاهده‌کننده مشهود باشد و خواه نظاره‌گر آنها را بدون مشاهده به صورت دروني اجرا کند(احمدوند،1390).
2-2-2- و?ژگي‌هاي اساسي بازي:
براي اينکه بتوان فعاليتي را بازي ناميد، بايد داراي پنج و?ژگي اساسي باشد(روبين، فاين، و واندنبرگ19،1983). اول اينکه بازي داراي انگيزه دروني است. هدف آن در خودش نهفته است، و تنها به خاطر رضايت حاصل از انجام آن صورت مي پذيرد.
دومين و?ژگي بازي اين است که به صورت آزادانه انتخاب شود. اگر کودکان وادار شوند يا حتي با ملايمت زير فشار قرار گيرند تا بازي کنند، ممکن است هيچگاه به فعاليت تعيين شده به چشم بازي نگاه نکنند. براي مثال در بررسي کينگ20(1979)، مشخص شد اگر معلم براي شاگردانش بازي را تعيين کند، آنها به آن همچون کار مي نگرند؛ در صورتي که اگر خودشان حق انتخاب داشته باشند آن گاه همان فعاليت را نوعي بازي مي دانند.
سومين و?ژگي اساسي بازي اين است که بايد خوشايند باشد.کودکان بايستي از انجام آن لذت ببرند وگرنه نمي توان آن را به عنوان بازي در نظر گرفت.
چهارمين و?ژگي بازي، واقعيت گريزي است. به اين معني که با عنصر وانمود سازي به معناي بر هم ريختن واقعيت براي انطباق با رغبت هاي بازيکن همراه است.اين امر به و?ژه در بازي هاي نمادين که و?ژگي اصلي دوره ي پيش دبستاني است، مصداق دارد؛يعني هنگامي که کودکان مدت زيادي از وقت خودرا براي آزمودن نقش هاي جديد و بازي کردن در صحنه هاي تخيلي صرف مي کنند.
سرانجام اينکه بازيکن بايد در بازي شرکت داشته باشد.کودک بايد از لحاظ جسماني، رواني و يا هردو درگير باشد، نه اينکه منفعل،يا نسبت به آنچه روي مي دهد، بي تفاوت باشد(گنجي1391).

نظريه هاي مرتبط:
2-3- نظريه ي انرژي مازاد21:
نظريه ي انرژي مازاد که بر هربرت اسپنسر22 نسبت مي دهند قبلا توسط شاعري به نام شيلر23 عنوان گرديده بود و لذا به نظريه ي اسپنسر و شيلر معروف است. طرفداران اين نظريه معتقدند که بدن مقداري انرژي دارد که آنرا به صورت فعاليت هدفدار يعني کار و فعاليت بدون هدف! يعني بازي مصرف ميکند. اسپنسر اعتقاد داشت حيواناتي که در رده بالاي سلسله ي تکاملي قرار دارند کليه وقت و انرژي خود را صرف پيدا کردن غذا نمي نمايند، بلکه انرژي مازاد خود را در فعاليت ديگري به کار مي گيرند. شيلر معتقد است حيوان زماني که احساس کمبود نمايد کار مي کند، زماني که سرشار از انرژي است بازي مي کند و مازاد بر آن، فشاري است براي فعاليت، بر اساس اين نظريه هرگاه انرژي بدن از حد متعادل بيشتر شود و ارگانيسم افزايشي مازاد در انرزي خود احساس کند بازي جلوه گري مي کند.در اين نظريه اعتقاد بر اين است که نيروي وجودي انسان براي رفع حوايج و تامين بقا مصرف مي گردد و مازاد بر آن در راه‌هايي مصرف مي شود که در آن هدف هاي انتفاعي مورد نظر نيست. ساده ترين و بي آلايش ترين اين فعاليت ها جهت صرف قواي مازاد بازي است. لانگه معتقد است که هنر از بازي مي تراود و بازي فشار نيروي زايد ارگانيسم بر اثر مصروف گشتن آن، سرخوشي و سرمستي ايجاد شده و فرد متلذذ مي گردد(خدايي خياوي،1380).
لويي معتقد است نظريهي انرزي مازاد بعنوان نوعي شيوهي تبيين کلي بازي، دو نقطه ضعف دارد: اولا نمي تواند ميان اشکال مختلف بازي فرق بگذارد، ثانياً فقدان بازي را در گروههاي معيني از کودکان از قبيل معلولان ذهني که در مؤسسات ويزه زندگي مي کنند تبيين نمي کند(مخبر،1377).

2-4- نظريه ي پيش تمريني:
نظريات پيش تمريني در بازي اعتقاد دارند فعاليت هايي را که کودکان در بازي انجام مي دهند در واقع نوع آماده سازي آنها براي زندگي آينده است و در بازي فعاليتهايي تمرين مي شود که براي آيندهي فرد ضروري است. نظريات پيش تمريني اين انديشه در خور توجه را مطرح مي کنند که بازي فرصت مهمي در اختيار فرد قرار مي دهد تا فعاليتها و مهارت هاي لازم را در مراحل بعدي زندگي تمرين نمايد. بازي عاملي است که براي پرورش نيروهاي خام و آماده سازي آنها براي استفاده در زندگي بکار گرفته مي شود(گارلي24،1937، به نقل از آرين،1387).
بر اساس اين نظريات بازي يک کنش بيولوژيک است و هدفش آماده ساختن کودک براي زندگي است. صرف نظر از درستي و نادرستي اين نظريه به يقين مي توان گفت که کودک در بازي هاي گوناگون راه و رسم زندگي را ياد مي گيرد(شعاري نژاد،1385).
در نظريات پيش تمريني به چند تعبير و تفسير از بازي پرداخته شده است که در زير به جند مورد آن اشاره مي شود:
الف:نظريه ي غريزي مک دوگال25
ب:نظريه ي اجتماعي گروس26
ج:نظريه ي ويليام اشترن27
د:نظريه ي پتالوژي28
2-4-1- نظريه ي غريزي مک دوگال:
اين نظريه از آن رو که در بازي موضوع غريزه را مورد توجه قرار داده است به نام نظريهي غريزي معروف شده است.مک دوگال اين نظريهي بازي را تمايل موجود زنده براي عملي کردن غرايز مي داند. البته پيش از آنکه غرايز ميدان عمل پيدا کنند. بر اساس اين نظريه ي بازي، رفتار غريزي است و در اصل شکلي از رفتار رشد يافتهتري است که او بايد در آينده بکار ببندد. لذا محتواي بازي را محتواي نوع فعاليتي تشکيل مي دهد که کودک بايد در دوران بلوغ و بزرگسالي داشته باشد، فرض اصلي اين نظريه اين است که بازي نوعي آماده سازي کودک براي آينده است(مخبر، 1377).
2-4-2- نظريه ي اجتماعي گروس:
گروس اعتقاد داشت که در نظريه ي غريزي مک دوگال عامل اجتماعي مورد بررسي و توجه قرار نگرفته است. لذا با توجه به غريزي بودن بازي بعد ديگري را مورد توجه قرار داده و نقش اجتماعي آن را بررسي کرده است. گروس نظر و عقيده ي خود را به اين نحو توجيح مي کند که در رده هاي بالاي تکامل نژادي از جمله انسان دوره ي وابستگي بيشتر بوده و اهميت الگوي رفتاري کاملاً غريزي کاهش مي يابد. لذا بازي را به عنوان تمرين مهارت هايي مي داند که در دوره هاي بعدي زندگي به آنها نياز ميباشد. نوزاد انسان با وجود دورهي طولاني وابستگي و رفتاري که کمتر غريزي است بايد نه تنها مهارت‌هاي فيزکي بلکه مهارت هاي اجتماعي و نمادين را بياموزد. و اين امر به کمک بازي ميسر است. به نظر گروس کودکان در جريان بازي خود را آماده‌ي فعاليت‌هاي سازش يافته‌اي مي‌کنند که در آينده ناگزير خواهند بود آن فعاليت ها را در زندگي داشته باشند(گارلي، 1937؛ به نقل از آرين، 1387).
2-4-3- نظريه ي ويليام اشترن:
اشترن معتقد است بازي غريزه اي براي رشد و نمو استعدادها و يا تمرين مقدماتي براي اعمال آتي است. نظر وي ترکيبي از نظريه ي مک دوگال و گروس مي باشد، به نظر وي کودکان با بر عهده گرفتن نقش فرضي در بازي، خود را براي آينده آماده مي نمايند مثلا؛ دختر کوچکي که به عروسک بازي علاقه دارد به صورت ناخود آگاه و غيرعمدي خود را آماده مي نمايد تا در بزرگسالي نقش مادرانه را بر عهده بگيرد، به نظر اشترن اين آماده سازي غير ارادي است و نمي تواند به عنوان هدف تعليم و تربيت مطرح شود. اشترن بازي را به دو گروه فردي و اجتماعي تقسيم مي کند، تسلط بر بدن و اشياء مختلف محيط از نتايج بازي هاي فردي و تقليد، ايفاي نقش هاي تکميلي را از نتايج بازي هاي گروهي يا اجتماعي است(مهجور، 1387 ).
2-4-4- نظريه ي پستالوژي:
به نظر پستالوژي درگيري ها، سرگرمي ها، کوشش ها و فعاليت هايي که در بازي صورت مي گيرد به فرد کمک مي کند تا مجموعه اعمالي را که براي زندگي آينده ي فرد لازم است ياد بگيرد و از اين طريق ارتباط محکمي ميان جسم و روح فرد ايجاد مي شود(مهجور، 1387).

2-5- نظريه ي بازپيدايي29:
اين نظريه رهيافتي در مقابل نظريات پيش تمريني و آماده سازي براي زندگي است و به نام نظريهي تکرار تاريخ و يا باز پيدايي شناخته مي شود. در اين ديدگاه اعتقاد بر اين است که توجيه بازي بر اساس فعاليت هاي زندگي آينده چندان صحيح به نظر نمي رسد، بلکه بازي در ارتباط با اعمال گذشتهي انسان قابل بررسي است. در اين

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید