نظريه اعتقاد بر اين است که انسان به طور طبيعي و از طريق وراثت، مهارت‌هايي دارد که در زمان حال چندان مناس زندگي او نيستند. لذا بايد به نحوي اين مهارت هاي غير ضروري را از خود دور کند، بهترين راه براي دور کردن آنها، بازي مي باشد، بر اساس اين نظريه کودک براي رسيدن به مرحله ي رشد درست همان مراحلي را طي مي کند که بشر بدوي در جهت تبديل شدن به انسان متمدن طي نموده است(همان منبع).
استانلي هال30 مي گويد بازي تمريني آن فعاليت هاي غريزي است که براي اجداد ما مهم بوده است به نظر وي ارزش بازي در آن است که موقعيتي براي تخليه ي غرايز ابتدايي ما فراهم مي آورد که در صورت تخليه نشدن، در جامعه ي معاصر مشکلاتي فراهم مي آورد مثل غريزه ي پرخاشگري که در بازي هاي نوع جنگي تخليه مي شود(مخبر، 1377).

2-6- نظريه ي بيان خود:
نظريه اي که بازي را به عنوان وسيله و فرصتي جهت بيان خود معرفي مي کند. بر اين مفهوم مبتني است که همچنان که افراد بزرگتر با کلام و جملات، مفاهيم و منظور خود ا مي رسانند کودکان با استفاده از بازي به آن اقدام مي نمايند. خانم ويرجينيا آکسلين31 در مقدمه کتاب بازي درماني مي گويد کودکان در وضعيت بازي صداقت، صراحت روشن و زنده ي خود را بيان مي کنند خود دروني شان را کم کم و با احتياط کامل بروز مي دهند. همچنين مي نويسد بازي طبيعي کودک براي بيان خود و فرصتي است که به کودک داده مي شود تا احساسات و مسايل خود را از طريق آن بيان نمايد درست مانند بعضي از انواع خاص درمان بزرگسالان که در آن فرد مشکلات خود را از طريق صحبت کردن بيان مي کند(گاري لي، 1937؛ به نقل از آرين، 1387).
فروبل32 از جمله اشخاصي بود که اهميت بسياري به بازي مي داد به طوري که او را پيامبر بازي ميگفتند، وي زمين را در اختيار کودکان مي داد تا از آن براي ارضاي حس کنجکاوي خود استفاده کنند. طرفداران فروبل بازي را به مثابه سادهترين راه بيان نيروي سازنده کودکان در نظر ميگيرند(مظلوم،1377).

2-7- نظريه ي ژان پياژه:
ژان پياژه روان شناسي که همه او را به خاطر نظريات ارزشمندش در زمينه ي رشد شناختي مي شناسند بازي را در رديف عامل هايي که در رشد هوشي و شناختي تاثير دارند قرار مي دهد. نظر وي در مورد بازي نيز نظر نسبتا جامعي است و مورد قبول اکثر نظري پردازان قرار گرفته است. پياژه در تعريف بازي چهار و?ژگي را بر شمرده است که به عنوان معيار فعاليت بازي معرفي مي شود. وي فعاليتي را بازي مي داند که داراي هدف خارجي نبوده، کاملا اختياري و لذت بخش باشد و در عين حال سازماندهي نداشته و از هر گونه پرخاشگري به دور باشد(مظلوم،1377).

2-8- انواع بازي به نظر ژان پياژه:
براي درک بهتر مفهوم بازي، در نظر پياژه به تقسيم بندي وي از بازي مي پردازيم. وي بازي را به چهار دسته تقسيم بندي کرده است که عبارتند از: بازي هاي مهارتي33 يا تمريني، بازي هاي نمادين34، بازي هاي با قاعده35 و بازي هاي سازنده36 .
2-8-1- بازي هاي مهارتي:
به نظر پياژه بازي هاي مهارتي شکل ابتدايي بازي است و اکثرا در مرحله ي حسي- حرکتي ديده ميشود جنبهي تفنني اين بازي کمتر بوده و تکرار فعاليت هاي اکتسابي است(توفيق، 1379).
کودک از طريق بازي هاي مهارتي يا تمريني به رشد اعمال و حرکات نايل مي شود و از پرداختن به اين گونه بازي ها لذت مي برد مثلا کودکي که سوار بر تاب علاوه بر احساس شادي و لذت، حفظ کنترل خود در روي تاب را که يک مهارت است نيز ياد مي گيرد(شفيع آبادي، 1370).
2-8-2- بازي هاي نمادين:
بازي هاي نمادين آن دسته از بازي هايي هستند که هر کودکي خود آنرا درست کرده و به تنهايي بازي مي کند، کودک در سنين 3و2 سالگي تا 6و5 سالگي از طريق اينگونه بازي ها با بهره گيري از تخيل، واقعيت اشياي در دسترس را تغيير مي دهد و به گونه اي با آنها برخورد مي کند که گويي واقعيت دارند. استفاده از اين گونه بازي ها کودک را از محدوديت هاي محيطي رها مي سازد و به آرزوهايش جامه ي عمل مي پوشاند.مثلا تکه چوبي را در لاي پاهايش گرفته و مانند اسبي مي تازد. کودک در بازيهاي نمادين خود را با واقعيت برون وفق نمي دهد،بلکه واقعيت ها را تغيير مي دهد و آنها را همسان نيازهاي خود مي کند(مهجور،1387).
پياژه معتقد است که بازي هاي نمادين نقطه‌ي اوج بازي هاي کودکانه است. با توجه به اينکه قدرت سازگاري کودک با محيط خارج به مانند بزرگسالان نيست و محدوديت هاي محيطي را نمي توانند درک کنند لذا بخشي از محيط را بر اساس نياز خود تغيير داده و بازي مي کنند، گويا اينکه چون نمي تواند در دنياي بيرون بر اسب سوار شود(چون اسب موجود نيست) از تکه چوبي براي ارضاي اين نياز خود استفاده مي کند(توفيق،1379؛ شفيع آبادي،1370؛ مهجور، 1387).
از ديدگاه پياژه براي آنکه کودک به تعادل عاطفي و ذهني دست يابد ضرورت دارد عرصه اي از فعاليت وجود داشته باشد که چندان در قيد محدوديت عوامل خارجي نباشد و فرصت لازم براي جذب يا دوران سازي را فراهم مي سازد. به عنوان مثال کودکان مي توانند از طريق بازي نمادين حوادث و تجارب مهم را بازسازي کنند. و بدين ترتيب آنها را درک و شناسايي نمايند. لذت بازي از آنجا ناشي ميشود که تجارب بازسازي شده از اين راه را مي توان مطابق با خواست ها و هوس هاي بازيگر تغيير داد(مخبر،1377).
مارگارت لان فلد37 مي گويد کودک در بازي نمادين با ارتباطي که با خود برقرار مي کند خود را فراموش شده38 را آشکار مي کند(بوالحسني، 1379).
2-8-3- بازي هاي با قاعده39:
بازي هاي با قاعده بازي هايي هستند اجتماعي و داراي قواعد و مقررات خاصي که توسط گروه تحميل مي شود، کودک از طريق اين بازي ها مشارکت، همکاري، رعايت حقوق ديگران و قوانين اجتماعي را ياد مي گيرد و اکثرا در سنين 4 تا 7 سالگي در بين کودکان رايج بوده و با رشد اجتماعي کودک بر اهميت آن افزوده مي شود. در بازي هاي گروهي که داراي قواعد و مقررات است بازيگر بايد نقش ديگر بازيکنان را بداند همانطور که نقش خود را مي داند. و همچنين بايد توانايي گرفتن نقش ديگران را در خود رشد و توسعه دهد تا بتواند از اين طريق پيش بيني نمايد که در آينده چه اتفاقي خواهد افتاد تا رفتار خود را با آن سازگار نمايد(صرافان،1378).
2-8-4- بازي هاي سازنده40:
بازي هاي سازنده بر پايه ي بازي هاي نمادين ساخته مي شود و از جمله بازي هايي است که جنبهي تفنني آن کمتر بوده و متوجه ساخت يک وسيله مي باشد و به سازندگي واقعي منجر مي شود. انجام کارهاي مکانيکي، حل مسائل و آفرينش هوشمندانه جزءاين بازي هاست که حد اصل اين بازي هاي کودکانه و سازگاري هاي واقعي است(توفيق،1379).

2-9- نظريهي شارلوت بوهلر41:
شارلوت بوهلر طبقه بندي ديگري را از انواع بازي ها ارائه نموده و آن را به پنج دسته تقسيم بندي نموده است(احمدوند، 1381؛ منصور، 1378).
2-9-1- بازي هاي کنشي:
بوهلر بازي هاي مرحله ي حسي- حرکتي را بازي هاي کنشي مي نامد. در اين بازي ها که دو سال اول زندگي را شامل مي شود کودک با استفاده از جسم و بدن خود حرکات تکراري و تصادفي انجام مي دهد و از اين کار لذت مي برد. نحوه ي واکنش مادر و اطرافيان در پاسخ به اين گونه اعمال نژاد بسيار مهم و اساسي است بويژه صداهايي که از خود در مي آورد بايد با عکسل العمل همراه بوده و جوابي داشته باشد. کودک گاهي با اين گونه بازي ها والدين خود را ملعبه ساخته، آنها را به بازي دعوت ميکند. نگاه کردن به دست ها، گذاردن اشياء در دهان، به هم زدن اسباب بازي ها، واکنش به صداي موسيقي، هل دادن اشياء روي زمين و ورق زدن صفحات کتاب از جمله ي اينگونه بازي هاست.

2-9-2- بازي هاي وانمود سازي42 يا خيالي:
در اين گونه بازي ها همانطور که از نام آن پيداست کودک با استفاده از تجربيات خود رويداد جديدي را که در سابق برخورد چنداني باآن نداشته است تجسم مي کند و با آن بازي مي نمايد.
2-9-3- بازي هاي انفعالي:
بازي هاي انفعالي نوعي از بازي است که در آن کودک با اينکه بازي مي کند ولي نقش و خلاقيت بيشتري در بازي ندارد. در اين گونه بازي ها کودک با نگاه کردن به تصاوير يا شنيدن داستان و استفاده از قصه گويي بزرگترها مشغول مي شود. استفاده از قصه در متون مذهبي، تاريخي و ادبي اکثر ملل وجود دارد، در صدر اسلام از قصه گويي استفاده ي بيشتري شده است. در ايالات متحده آمريکا چهار روش قصه گويي وجود داشته است که عبارتند از: آموزشي، مذهبي، کتابخانهاي و تفريحي، قصه گويي نوع اخير عمدتا با هدف سرگرم کردن کودکان صورت مي گرفت، اين روش قصه گويي به مرور توسط عدهاي به صورت رسمي و با عنوان کار، با استفاده از زمين هاي بازي صورت گرفت. موسسه ي زمين هاي بازي در سال 1906 تأسيس شد. اعضاي اين موسسات در پارک هاي شهر يا مراکز تفريحي که توسط شهرداري نگهداري و اداره مي شد به کار قصه گويي مي پرداختند. هدف نهايي آن ها اين بود که ضمن سرگرم کردن کودکان، با فرهنگ عامه، ادبيات و تاريخ سرزمين خود را به کودکان آموزش بدهند(اقليدي،1387).
بازي هاي انفعالي را مي توان به اشکال ديگري هم به کار گرفت مثلا مي توان به کودکان گفت که داستان هايي را براي ساير کودکان نقل کنند و يا اينکه در هنگام گفتن داستان توسط قصه گو، در نقش بازيگر صحنه اي عمل نمايد به عبارت ديگر عمل بازيگر اصلي داستان را اجرا نمايند، اين کار باعث ميشود که کدکان ضمن اينکه از حالت انفعالي صرف بيرون آيند با اجراي حرکات و اعمالي که در متن داستان گفته مي شود احساس، عاطفه و هيجان آن را عملا تجربه نمايند(اقليدي،1387).

2-9-4- بازي هاي ساختماني:
منظور بوهلر از بازي هاي ساختماني يا سازنده همان بازي هايي است که به سازندگي واقعي منجر مي شود مثلا کودک در حين بازي چيزي درست مي کند و يا وسيله اي را مي سازد و يا اينکه عمل بازي کودک ساخت وسيله يا ابزاري مي شود(فصيح،1383).
2-9-5- بازي هاي جمعي:
در بازي هاي جمعي کودک با ساير دوستان خود بازي مي کند. در اين نوع بازي که با بازي با قاعدهي پياژه همخوان است کودک با قوانين و قواعد بازي آشنا مي شود و با ديگران به روابط متقابل مي پردازد و از اين طريق دامنه دوستي هاي خود را گسترش داده، نوعي از زندگي اجتماعي را ياد ميگيرد اين گونه بازي ها معطوف به رشد اجتماعي فرداست ولي رشد رواني و جسمي را هم در بر مي گيرد(فصيح، 1383).

2-10- ديدگاه مکتب اسلام درباره‌ي بازي:
در مکتب آسماني اسلام نيز به بازي به عنوان عامل رشد و پيشرفت انسان توجه شده است. بازي در قرآن چندين بار آمده است و مفسرين قرآني در تعبير و تفسير نظرات مختلفي آورده اند از جمله راغب اصفهاني مي گويد در صورتي که مي گوييم فلاني بازي کرد که از فعل خود مقصود صحيحي در نظر نداشته باشد. اين تعريف چندان مقبول نيفتاده است. علامه طباطبايي مي فرمايد بازي کار يا کارهايي است که هدف خيالي دارد و از نظم و نسقي خيالي برخوردار است مانند بازي هاي کودکان و زندگي اين دنيا به اين جهت بازي است(آيات 32 انعام، 64 عنکبوت و 36 محمد”ص” که همچون بازي کودکان سريع البطلان است زيرا کودکان با شور و ولع ساعتي براي بازي اجتماع مي کنند و به سرعت متفرق ميشوند. در نهج البلاغه نيز جدي نبودن به عنوان معيار بازي آمده است(بهشتي، 1366).
پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد(ص) مي فرمايد: کودک در هفت سال اول آقاست و هفت سال دوم فرمانبر و هفت سال سوم وزير و مشاور پدر و ماد به حساب مي آيد(وسائل الشيعه،ج 15،ص 124). يکي از موارد قابل توجه و مربوط به موضوع اين است که در هفت سال اول زندگي نيازهاي کودک را در نظر داشته باشيم و يکي از نيازهاي اساسي کودک بازي کردن

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید