گشتالت به منظور سنجش مهارت هاي ذهني از کودکان گرفته شد و پرسشنامه ي مهارت هاي اجتماعي ماتسون(1983) به منظور سنجش مهارت هاي اجتماعي کودکان در اختيار معلمان قرار داده شد. سپس از هر گروه 15 نفر به صورت تصادفي به عنوان گروه آزمايش و 15 نفر نيز به عنوان گروه کنترل انتخاب گرديدند و بازيها به گروه هاي آزمايش طي دو ماه و هرهفته دو جلسه ي يک و نيم ساعته آموزش داده شد. بعد از آموزش بازي ها، مجددا آزمون ها تکرار گرديد، سپس داده هاي بدست آمده از طريق آمار توصيفي و آزمون تحليل كواريانس چند متغيره (مانكووا) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نتايج پژوهش نشانگر تأثير بازي ها بر مهارت هاي ذهني و اجتماعي کودکان گروه آزمايشي نسبت به کودکان گروه کنترل به طور معنادار بود.
کليد واژه ها: بازي هاي پيش دبستاني، مهارت هاي ذهني، مهارت هاي اجتماعي،کودکان پيش دبستاني

فصل اول
کليات پژوهش

1-1- مقدمه:
انسان با مجموعه اي از ويژگي هاي خود متولد مي شود. اين ويژگي ها در ارتباط مستقيم با حيات زيستي انسان هستند يعني بدون وجود آنها امکان ادامه ي زندگي و بقاء براي انسان موجود نيست، اين ويژگي ها عبارتند از غذا خوردن، آشاميدن، نفس کشيدن و غيره.همزمان با افزايش سن بتدريج ويژگي هاي ديگري در انسان پديد مي آيد.اين ويژگي هاي ثانويه بدون ترديد نتيجه تعامل کودک با محيط و در واقع اثرات متقابل وراثت و محيط بر روي کودک است.از جمله ي اين ويژگي ها رشد ذهني کودک و ميل کودک براي فعاليت هاي گروهي و ارتباط با ديگران است که اين فعاليت ها در سنين پيش از دبستان بيشتر در قالب بازي نمود پيدا مي کند. با در نظر گرفتن اين موضوع نقش والدين و مربي آموزشي مي تواند نقشي تعيين کننده در هدايت و رشد اين گونه فعاليت ها به سمت پرورش مهارتهاي ذهني و اجتماعي کودک در جهت مناسب باشد.
ظرفيت حركتي كودك همزمان با رشد يافتگي فيزيولوژيكي و همچنين بر اساس چگونگي تعامل با اطرافيان كه به ميدان تحولي كودك نظم، جهت و انسجام مي دهد، متحول مي شود. بازي شرايطي را براي كودك فراهم مي سازد كه بر اساس آن مي تواند به اكتشاف دنياي پيرامونش بپردازد و امکان رشد وسيع و همه جانبه کودک را فراهم مي سازد(دادستان،1386).
امروزه اهميت و ارزش بازي در دوران كودكي به وسيله ي پژوهش هاي گسترده، كاملاً مورد تأييد قرارگرفته است. بازي روي رشد جسمي، عاطفي، ذهني، آموزشي، اخلاقي، شخصيتي، اجتماعي تأثير مي گذارد و داراي ارزش تشخيصي و درماني نيز مي باشد(مقدم، 1386).
با اينكه از زمان ميشل منتني فيلسوف و مربي بزرگ دورهي رنسانس بازي مورد توجه خاص دانشمندان آموزش و پرورش بوده است، ولي در هيچ عصري به اندازه ي زمان ما بازي مورد مطالعه و پژوهش دقيق روانشناسان واقع نشده است. پژوهش هاي جديد نشان داده است كه بازي تأثير بسياري در رشد بدني و ذهني كودكان دارد(ماجستي،1373).
بازي يك امر بدون حضور ذهن يا بدون ساخت نيست، بلكه بخش جدايي ناپذيري از زندگي ماست. وسيله ي مؤثري براي كاركرد بهينه، مؤثر در بزرگسالي وفراگيري رشد شناختي است(هولزينگا،1950؛ به نقل از مونگيلو1، 2006).
انجام بازي صرفاً عامل افزايش يادگيري و رشد هوشي نخواهد بود بلكه پيروي از قواعد، اصول و بازي هاي آموزشي و … براي رشد هوشي الزامي است(مهجور، 1386).
بر اساس نظريات “پياژه و ويگوتسكي” بازي اصلي ترين عامل رشد شناختي كودك است. همچنين يكي از پاك ترين روش هاي فكري قابل دسترس براي خردسالان مي باشد. كودكان در قالب بازي با درك واقعيتها و كنترل مهارت هاي شخصي به تعادل دست مي يابند(انگجي و عسگري، 1385).
پژوهشگراني مانند كفارت، هارتمن، جين آيرز، حركت و فعاليت را اساس يادگيري و پايه اي براي تحول ذهني مي دانند. آنان تفكيك ناپذيري نيروهاي رواني و جسماني را در به اجرا درآوردن هرگونه الگوي حركتي آن هم در مراحل اوليه آموزش، به منزل? يك اصل اساسي مورد تأكيد قرار ميدهند(كفارت و همکاران به نقل از مشرف جوادي، 1367).
جنسن2(2002) معتقد است كه فرد مي تواند مجموع تواناييهاي مغزي خود را به ياري حركت مورد بهره برداري قرار دهد يا توان مندي هايي را به منصه ظهور برساند. از اين رو، در نظرگرفتن جنبه هاي حركتي و تحليل آنها، براي درك رشد تواناييهاي ذهني ضروري است(دادستان، 1379).
توانايي هاي ذهني امكان ندارد كه از تواناييهاي حركتيِ پايه جدا باشند. بنابراين، مطالعه اين گونه حركتها و فراهم ساختن امكان پرورش و رشد آنها سبب تقويت و حتي ترميم توانايي هاي ذهني مي‌شود. از نظر پياژه، رشد كودك بستگي بسيار به دستكاري دخل و تصرف او در محيط و پيرامونش و تعامل با آن دارد. وي معتقد است كه آگاهي از طريق اجرا حاصل مي شود(اسلاوين، ترجمه سيد محمدي، 1385) کودکان براي آنکه بتوانند خودشان را با اجتماعي که در آن زندگي مي کنند، هرچه بيشتر سازگار کنند، بايد مهارت هاي اجتماعي گوناگون را بياموزند. رشد حركتي و شركت فعال كودك در بازيهاي گوناگون حركتي اساس رشد عاطفي- اجتماعي، رواني- حركتي و شناختي او را تشكيل مي دهد پس براي آموزش و تغيير مهارتهاي اجتماعي و ذهني كودكان بايد به تقويت و غني سازي محيط آنان قبل از ورود به دبستان مبادرت ورزيد، زيرا كودكان ضمن جستجو در محيط، با رويدادهايي روبه رو مي شوند كه علاقه آنان را جلب مي كند. آنها به ويژه تحت تأثير رويدادهايي قرار مي گيرند كه نسبتا تازگي دارند، يعني رويدادهايي كه با تجربه هاي قبلي آنان، كاملاً منطبق نباشند. پس وظيفه آموزش پيش دبستاني افزودن توانايي است تا دانايي، زيرا كودك در آغاز انديشه كاملاً منطقي ندارد و لازم است مراحلي فراهم آورد كه طي سپري كردن آن مراحل فكرمنطقي كودك گسترش يابد. ذهن كودك وقتي به خوبي تحول مي يابد كه فعال باشد. كودك فقط چيزهايي را خوب فرا مي گيرد كه از راه مشاهده، تعمق، تجربه و فعاليت شخصي آموخته باشد. در اين ميان بازيهاي كودكان-بازيهاي سازمان يافته و هدايت شده و بازيهاي آزاد- نقشي بي بديل در تسريع و تقويت توانايي هايشان ايفا مي كند(پياژه،1964؛ اسميلنسكي3، 1968؛ پاپاليا و الدز،4 1992).
بسياري از مربيان آموزش و پرورش به نقش بازي به عنوان يكي از مطلوب ترين عوامل آموزش و پرورش، اشاره كرده اند. مونته سوري ، فروبل ، دكرولي ،پياژه و گانيه از جمله كساني هستند كه براي آموزش مفاهيم آموزشي به كودكان از بازي هاي آموزشي استفاده مي كردند و استفاده از آن را به عنوان عمده ترين وسيله ي آموزش كودك براي يادگيري موضوعات مختلف مورد تأكيد قرار داده اند.(انگجي،1385).
برنامه‌هاي حركتي و بازي‌هاي هدفمند همراه با ساير فعاليتهاي تربيتي و پرورشي بستري مناسب براي تمرين و تكرار برخي از مفاهيم ذهني و شناختي و پرورش مهارتهاي اجتماعي در دوره پيش دبستاني است. حركت وسيله اي براي برقراري ارتباط و آموزش است و با آن مي توان مفاهيم اوليه مانند وزن، جهت يابي، شكل كميت و كيفيت، زمان و مكان و در مجموع ادراك فضا را به كودكان آموزش داد، زيرا آموزش نظري براي كودكان سنين پيش دبستاني خسته كننده است، ضمن آنكه كودكان اين سنين در نيم دوره پيش عملياتي هستند و درك مفاهيم نظري بدون عمل براي آنان ميسر نيست و زمان بر است(جنسن، 2002).

1-2- بيان مسئله:
در گذشته تصور مي شد بازي، صرفاً فعاليتي است که به منظور وقت گذراني و گاهاً لذت بردن کودکان، مورد استفاده آنهاست و هيچ فايده ديگري از آن حاصل نمي شود. اما، امروزه استفاده از بازي در زمينه درمان و آموزش به کودکان گسترش يافته است و اين امر به دليل آن است که بازي به عنوان يک فعاليت لذت بخش براي کودکان بهترين ابزار براي برقراري ارتباط و ايجاد تغيير در رفتار آنها ميباشد. علاوه بر استفاده هاي هدف دار از بازي، فرايند بازي کودکان در جمع همسالان خود و يا به همراه بزرگترها، فوايد بسياري نظير تسهيل رشد شناختي، اجتماعي، عاطفي و جسمي کودکان دارد. بازي يکي از بخش هاي طبيعي دوران کودکي است و فعاليتي است که صرفاً براي لذت بردن انجام مي شود و انگيزه پنهاني ندارد. بازي خواسته خود کودک است، کودکان براي خودشان بازي مي کنند و توقع جريمه شدن يا پاداش هايي چون شکلات، توجيه يا پول را ندارند. بزرگتر ها تمايل دارند بازي را يک فعاليت نه چندان مهم در نظر بگيرند. اما بازي در رشد اجتماعي و شخصيتي کودک اثر بسزايي دارد و اين اثر در تمام طول زندگي ادامه مي يابد. بازي توانايي هاي کودک را به کار مي اندازد و خلاقيت را به همراه ميآورد. در خلال بازي، کودک بيشتر از حواس خود استفاده مي‌کند و اين عمل سبب تقويت حواس او مي‌گردد. در خلال بازيهاي گروهي، کودکان انعطاف ‌پذيري، نوبت گرفتن و اجتماعي شدن را آغاز مي‌کنند و رضايت خود را تا گرفتن نتيجه به تأخير مي‌اندازند و استقامت و انتظار کشيدن را در خود تقويت مي‌کنند( بابا جان، 1377 ).
كودكان در گرو بازي شجاعت، راستگويي، تصميم‌گيري و نوآوري کسب کرده و اين امر در نهايت به تقويت شالوده حياتي آنان مي‌انجامد. بازي جزئي از زندگي کودک و از ضروريات مسلم رشد اوست که با تولد آغاز مي شود. بازي براي کودک يک فعاليت طبيعي و منطبق بر فطرت اوست و سبب رشد همه جانبه ي او مي شود. کودک از بازي لذت مي برد و انرژي بيپاياني براي انجام دادن آن دارد. از طريق بازي کودک نحوه زندگي در جامعه را مي آموزد و براي بزرگسالي آماده مي شود. اگر کودکي را در موقع بازي کردن مشاهده کنيم، خواهيم ديد که چگونه امکان استفاده از وسايل گوناگون را آزمايش مي کند و از ترکيب آنها، موارد استفاده جديدي را پيدا مي کند. کودکي که قطعات مکعب شکل را سر هم مي کند، خانه مي سازد و خراب مي کند، قطار درست مي کند يا با قطعه چوبي اسب سواري مي کند، سخت مشغول شناختن محيط و کسب اطلاعاتي در مورد آن است( بابا جان، 1377 ).
رشد حركتي و شركت فعال كودك در بازيهاي گوناگون حركتي اساس رشد عاطفي- اجتماعي، رواني- حركتي وشناختي او را تشكيل مي دهد(فلاول5، 1988).
كودكان در خلال بازي ها به ويژه بازي هاي آموزشي، به مفاهيم ذهني جديدي دسترسي پيدا مي‌كنند و مهارتهاي بيشتر و بهتري را كسب مي نمايند. پژوهشگران بر اين باورند، هنگامي كه آموزش بر اساس زمان مناسب و گزينش فعاليت مناسب شكل بگيرد آموزش هر كودكي با هر اندازه استعداد و توانايي امكان پذير است (انگجي و عسگري، 1385).
کودک با بازي زندگي مي کند، از بازي لذت مي برد و ضمن آن مهارتهاي جديدي کسب مي کند. او از طريق بازي، علاوه بر رشد، اعتماد به نفس و آشنايي با محيط، حدود توانايي هاي خويش را ميشناسد و سعي در رفع کمبود هاي خويش مي کند( سيف و ديگران، 1385 ).
بازي براي کودکان بسيار مهم مي باشد. به طوري که آنها بيشترين ساعات بيداري خود را به بازي و فعاليت مي پردازند. کودکان زمان بازي را بسيار دوست داشته و اين زمان را بر هر چيز ديگري مقدم مي‌دارند. با فراگيري مهارت هاي اجتماعي، شناختي و ارتباطي دردوران پيش دبستاني، گرايش به بازي هاي انفرادي يا بازي هاي موازي در كودكان از بين مي رود و تمايل به مشاركت در بازي هاي تعاملي اجتماعي در آنها نمايان مي شود(روبين6 و همکاران ، 2006). در اين دوره است كه دوستي هاي استوار بين كودكان نسبتاً پايدارمي شوند(لد7،1990).
در مقايسه با كودكان نوپا، كودكان پيش دبستاني شبكه هاي بزرگتر، منسجم تر و سازمان يافته تري را در دوستي هاي متقابل خود با همسالان خاص نشان مي دهند (جانسون8 و ديگران، 1997).
تفكر كودك اساساً از خلال تجربه هاي اجتماعي وي تحو

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید