مومنان است در همه صفات حسنه و اخلاق کريمه حتي در آداب اوليه مثل تعارفات احترام آميز مومنين به يکديگر کوتاهي نمايد؟
به واقع بايد گفت اگر پيامبر اکرم (*) و اميرالمومنين × چنين آدابي را رعايت نمي‌کردند جاي بسي تعجب و سوال بود نه اکنون که رعايت نموده‌اند.
نتيجه آنکه کم‌تر بودن سن امام سجاد × از محمد بن حنفيه نه دليلي بر منقصت امام و نه نشانه برتري محمد حنفيه است چه آنکه اساساً سن هيچ گاه نمي‌تواند معيار تامي براي فضيلت افراد قرار گيرد.

شبهه پنجم: وصيت امام حسين× به فاطمه کبري بجاي وصيت به امام سجاد ×!

امام حسين×در هنگام وفات به فاطمه کبري (دخترش با اختلافي که در اين زمينه هست) وصيت نمود و در اين وصيت امامت را به او سپرد در حالي که شيعه مدعي است امامت بعد از حسين بن علي×به علي بن حسين×مي‌رسد.
در توضيح اين مطلب فيصل نور مي‌گويد :
شيعه در روايتي از امام باقر [×] نقل مي‌کند :” همانا هنگامي که حسين [×] در آستانه شهادت قرار گرفت دخترش فاطمه کبري را صدا زد، به او نوشته اي در هم پيچيده داد و وصيتي ظاهري به او نمود، در آن هنگام علي بن حسين [×] مريض بود وکسي فکر نمي‌کرد که او بعد از حسين [×] زنده بماند، پس آن گاه که حسين کشته شد و اهل بيت او به مدينه بازگشتند، فاطمه آن نوشته را به علي بن حسين×داد و قسم به خدا که آن نوشته اکنون در دست ماست “185
بنابراين اينکه شيعه مي‌گويد بر طبق احاديث فراوان امامت پس از حسين بن علي×بايد به علي بن حسين×برسد، سخن صحيحي نمي‌باشد، فيصل نور در اين باره نيز مي‌گويد :
پس آن همه رواياتي که مي‌گفت : “همانا امامت بعد از حسين در زين‌العابدين خواهد بود “کجاست؟ و … چرا احدي از شيعه نسبت به وصايت به يک زن اشکال نگرفته است؟ حتي اگر آن زن زينب رضي الله عنه مادر فاطمه کبري باشد – با توجه به اختلافي که در روايات است – و حال آن که شيعه از قديم مي‌داند که ائمه به نام‌هايشان مشخص گشته‌اند و به واسطه سفارشي که از آسمان آمده بود و عهدي که از جانب رسول خدا(*) بر جا مانده بود يکي پس از ديگري مشخص شده‌اند تا اين که به دست صاحب نهائي اش برسد … 186
بدين ترتيب فيصل نور به راويان و علماي شيعه کنايه مي‌زند و مي‌گويد آن دسته از روايات شيعه که دلالت بر منصوص بودن ائمه از جمله امام سجاد×مي‌نمايد همگي جعلي و ساخته وپرداخته راويان شيعه مي‌باشد.

پاسخ شبهه پنجم

حسين بن علي×هرگز وصيت امامت را به فاطمه کبري ننموده است، آن وصيتي که در روايت آمده است هر چه بوده است غير از وصيت امامت بوده است. متأسفانه جناب فيصل نور براي مدعاي خود هيچ گونه دليلي نمي‌آورد و صرفاً سعي دارد برداشت شخصي خود را بر مخاطب تحميل نمايد و بگويد لفظ وصيت به معناي وصيت به امامت است. اما اين مدعا به هيچ وجه قابل پذيرش نيست زيرا اولاً با نصوص فراوان وارده در اين باب که امام سجاد×را به عنوان امام بعد از حسين بن علي×معرفي مي‌کند منافات دارد، ثانياً با تصريحات خود امام سجاد×مبني بر وصيت پدر بزرگوارش به او در مورد امامت در تعارض آشکار است. امام سجاد×در روايتي خطاب به محمد حنفيه مي‌فرمايد :
اي عمو! از خدا بترس و چيزي را [امامت] که حق تو نيست ادعا مکن. من به تو نصيحت مي‌کنم که مبادا از جاهلان قرار گيري! اي عمو! همانا پدرم قبل از آنکه به سوي عراق روانه شود در مورد آن به من وصيت کرد و ساعتي قبل از شهادتش آن را به من سپرد.187
نکته قابل توجه آنکه اين روايت را خود فيصل نور مفصلاً در کتابش وتنها چهار صفحه قبل از شبهه اخير به عنوان مستندات شبهه عدم آگاهي آورده است .
چگونه است که اين روايت در آن جايي که قرار است مفيد براي مدعاي جناب فيصل نور قرار گيرد سند خوب و قابل ذکري است ولي در اينجا که نظر ايشان را تأمين نمي‌کند چون بيان کننده منصوصيت امام مي‌باشد سند قابل ذکري نيست؟ اين” يک بام و دو هوا “بارها و بارها در استدلالات ايشان تکرار گرديده است.
اما “کتاب ملفوف” نيز که در روايت آمده است که ” امام آن را به فاطمه کبري داد ” هيچ دلالتي بر امامت ايشان ندارد چه اينکه محتواي آن نيز طبق روايت “آن چيزي است که فرزندان آدم به آن نياز دارند تا روز قيامت از جمله احکام حدود، حتي غرامت يک خراش در آن است”188.امام کتاب را به ايشان داد تا آن را به صورت امانت حفظ نمايد و در وقت خود به دست امام برساندچون او را زني امين و با معرفت بالا در ميان زنان کربلا مي‌دانسته است، از طرف ديگر تنها مرد باقيمانده در کربلا علي بن حسين×بوده است که در بيماري سختي به سر مي‌برده است که توان حمل شبمشير خود را هم نداشته است و لذا قادر بر نگهداري امانت هم نبوده است.
نتيجه آنکه نه سپردن “کتاب ملفوف” به فاطمه کبري نشانه امامت مي‌باشد و نه وصيت امام به او وصيت امامت بوده است و چنين مدعايي اجتهاد در مقابل نص و مردود است چه اينکه تصريح خود امام بر خلاف آن است.

فهرست منابع
1. قرآن کريم
2. نهج البلاغه
3. ابن ابي الحديد ،شرح نهج البلاغه، تحقيق:محمد ابوالفضل ابراهيم، داراحياء الکتب العربيه چاپ دوم، 1387 ه. ق
4. ابن اثير، اسد الغابه، دارالفکر بيروت: 1409 ه. ق
5. ابن عبدالبر، يوسف ،الاستيعاب في معرفه الاصحاب،تحقيق علي محمد البجاوي،دارالجيل، بيروت :چاپ اول 1412
6. ابن جوزي ، سبط، تذكرة الخواص من الأمة في ذكر خصائص الأئمة ، منشورات المکتبة الحيدرية ، نجف 1283 هـ . ق
7. ابن شاذان،محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام من طريق العامة، مدرسة الإمام المهدى عجّل اللة تعالى فرجة الشريف ،قم: چاپ اول، 1407ق.
8. ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏،تحف العقول،تحقيق علي اکبرغفاري،نشر جامعه مدرسين، قم :چاپ دوم 1404 ه ق
9. ابن عقده كوفى، احمد بن محمد ،فضائل أمير المؤمنين عليه السلام‏ ،تصحيح حرز الدين، عبد الرزاق محمد حسين‏ ،نشر دليل ما، قم‏: چاپ اول 1424 ق‏ ‏
10. ابن منظور، لسان العرب ،داراحياء التراث العربي ،بيروت چاپ سوم، 1413 ه. ق
11. أبو الفداء، اسماعيل بن عمر بن كثير، البداية و النهاية، بيروت: دار الفكر، 1407 ه ق.
12. ابومخنف، لوط بن يحيي،وقعه الطف( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا) تحقيق محمد هادي يوسفي غروي، ، ،ترجمه: جواد سليماني ،انتشارات موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، چاپ دوم، پائيز 1380 ه. ش
13. ابو المنذر، هشام بن محمد الكلبى، كتاب الأصنام (همراه با ترجمه)، تحقيق احمد زكى باشا، القاهرة، تهران :(افست)نشر نو، چ دوم، 1364ش‏
14. اصفهاني، راغب ،المفردات في غريب القرآن، موسسه فرهنگي آرايه،1387 ه. ش
15. ال ياسين ،راضي ،صلح امام حسن،ترجمه سيد علي خامنه اي ،نشر آسيا،اسفند 1348ه ش
16. ابراهيم انيس، عبدالحليم، منتصر، عطيه الصوالحي، محمد خلف احمد المعجم الوسيط ،مترجم: محمد بندر ريگي، انتشارات اسلامي ،چاپ سوم 1389 ه. ش
17. اميني،عبدالحسين، الغدير في الکتاب والسنه والادب، دارالکتب العربي،بيروت:چاپ سوم 1387ه ق
18. بلاذري، احمد بن يحيي بن جابر، انساب الاشراف، تحقيق سهيل زكار و رياض زركلى، دار الفكر،بيروت:چاپ اول1417ه ق.
19. پيشوائي، مهدي،سيره پيشوايان ،موسسه امام صادق ، چاپ سيزدهم،تابستان 1381 ه. ش
20. تميمي، نعمان بن محمد، شرح الاخبار في فضايل الائمه الاطهار (×)
21. ثقفى كوفى، ابراهيم بن محمد ، الغارات ،ترجمه عزيز الله عطاردى‏، انتشارات عطارد، 1373ش.
22. جعفريان،رسول،تاريخ تشيع در ايران،انتشارات انصاريان،چاپ چهارم 1384ه ش
23. جمعي از علما ،الاصول السته عشر،نشر دار الشبستري للمطبوعات‏، قم :چاپ اول 1363 ه ش
24. جوهرى بصرى، احمد بن عبد العزيز،مقتضب الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر ،‏تحقيق مهدى هوشمند،‏انتشارات طباطبايى‏،قم:چاپ اول، بي تا
25. الحراني، احمد بن تيميه ، مجموعه الفتاوي، تحقيق :خيري سعيد، المکتبه التوفيقيه قاهره ،بي تا
26. الحراني، احمد بن تيميه ، منهاج السنه ،تحقيق محمد رشاد سالم، 1406 ه ق
27. ‏حر عاملى، محمد بن حسن‏، اثبات الهدا? بالنصوص و المعجزات،اعلمى،‏بيروت‏: ‏چاپ: اول‏ 1425 ق
28. حلي،کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد ، تعليق : حسن حسن زاده آملي ،موسسه نشر اسلامي،بي تا
29. حلي،کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد ، شرح: ابوالحسن شعراني،نشر کتابفروشي اسلاميه ،چاپ دوم 1398ه ق
30. خامنه اي ،سيد علي ،انسان 250 ساله،نشر صهبا، چاپ چهارم آذر 1390
31. خزاز قمي رازي، علي بن محمد، کفايه الاثر،نشر بيدار، 1401ه ق
32. خندان،علي اصغر،مغالطات،تحقيق مرکزمطالعات وتحقيقات اسلامي پژوهشکده فلسفه وکلام اسلامي ناشر دفتر تبليغات اسلامي چاپ اول 1380 ه ش
33. دينوري،ابن قتيبه ،الامام? و السياسه ، طه محمد الزيني، دارا المعرفه، بيروت،بي تا
34. دينوري،احمدبن داود ،تحقيق عبدالمنعم عامر،مراجعه جمال الدين شيال،منشورات رضي،قم: 1368 ه ش
35. راوندي ،قطب الدين، الخرائج و الجرائح، موسسه الامام المهدي (عج)، قم: چاپ اول 1409 ه. ق
36. رسولي محلاتي،سيد هاشم، زندگاني امام حسين (×)، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ دوم 1374 ه. ش
37. رسولي محلاتي ، سيد هاشم ، زندگاني امام حسن مجتبي(×)، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ ششم 1376 ه. ش

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید