از زندگي امام حسن مجتبي ×

زندگاني امام (×) در يک نگاه
سال 3 هجري ولادت
سال 10 هجري شرکت در مباهله
سال 11 هجري از دست دادن پدربزرگي بي همتا
سال 11 هجري شهادت مادري يگانه
سالهاي کودکي بروز دانش وسيع و اعجاب انگيز در دوران طفوليت
سال 30 هجري شرکت در مشايعت ابوذر عليرغم نهي عثمان
سال 36 هجري شرکت در جنگ جمل در رکاب پدر
سال 37 هجري شرکت در جنگ صفين در رکاب پدر
سال 40 هجري شهادت مظلومانه پدر
آغاز امامت
سال 41 هجري نرمش قهرمانانه تاريخي (صلح با معاويه)
سال 50 هجري شهادت مظلومان

نخستين نواده پيامبر اسلام در نيمه ماه رمضان سال سوم هجري ديده به جهان گشود9.پيامبر اکرم نام وي را از سوي خداوند متعال حسن ناميد10.پيامبر (صلّي الله عليه وآله و سلم) او و برادرش حسين را بسيار دوست مي‌داشت و مي‌فرمود: “آنکه حسن و حسين را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و آنکه اين دو را دشمن بدارد، با من دشمني کرده است”11
در سال دهم به همراه پدر و مادر و برادر در کنار پيامبر در مباهله‌ي با مسيحيان نجران شرکت نمود، درحالي‌که بيش از 7 سال نداشت.12
پس از 7 سال زندگي در کنار پيامبر، در سال يازدهم هجري پيامبر اکرم (صلّي الله عليه وآله و سلّم) بال عروج به آسمان گشود13. غم فراغ پدر هنوز در دل‌ها زنده بود که مادر گرامي‌اش در همان سال به شهادت رسيد.14
پس از آن در کنار پدر، قريب به بيست و پنج سال شاهد غصب خلافت پدر، غربت و مظلوميت وي بود. اما در همين دوران کودکي‌اش گهگاه جلوه هاي عصمت و علم آسماني‌اش نمايان مي‌گرديد.
از آن جمله نقل شده است که :
شخصي از ناحيه معاويه به صورت ناشناس به محضر اميرالمؤمنين رسيد که سؤالاتي را بپرسد و وي را بيازمايد حضرت او و غرضش را شناخت و برملا کرد و سپس وي را به حسنين راهنمايي کرد. او نزد امام حسن × آمد اما حضرت بدون آنکه او چيزي بپرسد، ابتدا سؤالاتش را بيان کرد و سپس به يک يک سؤالاتش پاسخ فرمود. امام اين‌گونه فرمود:
آمده اي که بپرسي بين حقّ و باطل چقدر فاصله است؟ بين زمين و آسمان چقدر مسافت است؟ مغرب از مشرق چقدر دور است؟ قوس قزح چيست؟ مخنّث کيست؟ و آن ده چيزي که بعضي از بعضي سخت‌ترند چيست؟
گفت: بله!
امام فرمود: ميان حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است، هر چه را به چشم ديدي حق است و به گوش خود باطل بسيار مي‌شنوي. بين آسمان و زمين به اندازه‌ي دعاي مظلوم و نگاه چشم فاصله است و …15
در دوره‌ي عثمان و در سال 30(ه ق) ابوذر، صحابي بزرگوار رسول خدا (صلّي الله عليه وآله و سلّم) مورد غضب عثمان قرار گرفت. وي ابوذر را با همه فضائلي که تاريخ‌نويسان و محدثان برايش گفته‌اند16 به ربذه تبعيد کرد. هنگامي که عثمان تصميم به تبعيد وي گرفت دستور داد کسي از مردم مدينه و مسلمانان وي را بدرقه نکند، با او خداحافظي نکنند، سخني با او نگويند17 ؛ و مروان حکم مأمور اجراي اين دستور شد، اما اميرالمؤمنين (×) به همراه حسنين (عليهما السلام) و برادرش عقيل و چند نفر ديگر براي توديع او بيرون آمدند وبي اعتنا به دستور عثمان و حضور مروان به دلداري ابوذر و قوت قلب دادن به او پرداختند واو را به مقاومت و پايداري نصيحت کردند.
امام حسن × نيز با او سخن گفت و وي را به صبر و شکيبايي دعوت کرد و به دوري از دنيا سفارش نمود.
در سال 36 هجري امام حسن × به همراه پدر از مدينه به سوي بصره رفت تا آتش جنگ جمل را که مثلث عايشه، طلحه و زبير آن را بر افروخته بودند خاموش نمايد؛ لذا آن حضرت پيش از ورود به بصره به همراه عمّار به کوفه رفت و عليرغم مخالفت‌هاي ابوموسي اشعري حاکم کوفه توانست نه هزار نفر را براي جنگ بسيج کند.18
در سال 37 هجري نيز پس از تشجيع موثر او براي شرکت مردم در جنگ صفين19 چنان در ميدان نبرد جان فشاني کرد که اميرالمؤمنين (×) از يارانش خواست تا او و برادرش را از ادامه جنگ بازدارند.20
در سال چهلم هجري و در شب 21 رمضان المبارک روح بلند اميرالمؤمنين (×) به عرش الهي پيوست، و بدين ترتيب امامت امام مجتبي × در حالي آغاز گرديد که داغ ديگري بر قلبش نقش بسته بود.
يک سال بعد و در سال 41 در پي نيرنگ‌هاي مختلف معاويه و تأثير تبليغات رواني وي در سپاه امام؛ سپاه امام × دچار تزلزل روحي شديد گرديد. معاويه برخي از فرماندهان را خريد، در ميان سپاه امام شايعات وسيعي پراکنده ساخت. نهايتاً سپاه امام چنان از هم گسيخت که برخي از سپاهيان امام به خيمه‌اش حمله کردند و وي را به شدت مجروح ساختند.
اين حوادث امام را بر آن داشت عليرغم ميل باطني و به جهت حفظ مصالح مسلمين قرارداد صلح با معاويه را بپذيرد.
سرانجام در سال 50 و در روز 28 صفر امام به دستور معاويه وبواسطه همسرش جعده مسموم گرديد و غريبانه به شهادت رسيد.21
گفتار سوم : برگزيده اي از زندگي امام حسين ×
زندگاني امام (×)در يک نگاه
4 هجري ولادت
10 هجري شرکت در مباهله
11 هجري از دست دادن پدر بزرگي بي همتا
آغاز حکومت ابوبکر
11 هجري شهادت مادري يگانه
13 هجري آغاز حکومت عمر
24 هجري آغاز حکومت عثمان
35 هجري آغاز حکومت اميرالمؤمنين
36 و 37 هجري شرکت در جنگ‌هاي جمل و صفين
40 هجري شهادت پدر
50 هجري شهادت برادرش امام حسن آغاز امامت
60 هجري آغاز حکومت يزيد بن معاويه
حرکت امام از مدينه به مکه 28 رجب
خروج از مکه به سمت عراق در 8 ذي‌حجه
61 هجري شهادت روز دهم محرم

در سوم شعبان سال چهارم هجرت در خانه عصمت و عفت يعني خانه فاطمه زهرا سلام الله عليها نوزادي به نام حسين بن علي بن ابيطالب به دنيا آمد.22
دوران کودکي را تا سن 6 سالگي در کنار پيامبر گذراند محبت‌هاي ويژه پيامبر به حسين بن علي صفحات مختلفي از تاريخ را به خود اختصاص داده است لکن در سال 11 هجري پيامبر اکرم (*) دار فاني را وداع گفت. چند ماهي نگذشت که حسين بن علي مادر خود را در بستر شهادت ديد و در همان سال مادر گرامي‌اش به ملکوت قرب الهي پيوست. پس از آن به مدت 25 سال شاهد خلافت 3 خليفه يعني ابوبکر، عمر و عثمان بود تا اينکه در سال 35 امير المومنين به حکومت رسيد23. از اين پس خودش و برادرش حسن بن علي در کنار پدر چون سربازاني فدائي در هر صحنه اي که پدر صلاح مي‌ديد حاضر مي‌گشتند. از جمله در ماجراي تبعيد ابوذر به ربذه، در جنگ جمل، جنگ صفين و جنگ نهروان24.
سال 40 بود که پدر و امام خود را در شب 19 ماه رمضان خون آلود و با فرقي شکسته در محراب مسجد ديد و 2 روز بعد در مراسم دفن او مخفيانه و شبانه شرکت نمود25.
پس از آن به مدت 10 سال در کنار برادر و امام خود يار و مدافع او بود. در جنگ از حمايت او دريغ نکرد و در سال 41 در صلح قهرمانانه‌ي امام حسن کماکان از وي دفاع نمود و او را بر حق دانست26.‌‌
تا اينکه در سال 50 برادرش امام حسن به سم “جعده” مسموم و شهيد گرديد.27 امام طبق وصيت برادر قصد کرد تا او را در کنار پيامبر دفن کند و ليکن مخالفت عايشه و عمال حکومت کار را به آستانه خونريزي کشاند و امام باز هم طبق وصيت برادر مبني بر عدم خونريزي از اين کار منصرف گرديد28 و اين خود نرمش قهرمانانه‌ي ديگري بود لکن از حسين برادر حسن. پس از شهادت برادر امام حسين به مدت 10 سال در حکومت معاويه زيست ليکن گه گاهي نامه‌هايي بين او و معاويه رد و بدل مي‌شد که از مضمون نامه‌ها شجاعت حيدر گونه او نمايان است.
دوران معاويه يعني دوران اختناق اعدام، سربريدن بزرگان، شيعيان و سرکوب شديد مردم و به ويژه شيعيان علي بن ابيطالب در سر تا سر بلاد اسلامي. اما عليرغم اين فضاي خوفناک هنگامي که کارواني تجاري اموالي را براي معاويه مي‌برد امام اقدام به مصادره اموال آن‌ها مي‌نمايد سپس به معاويه نامه مي‌نويسد که کارواني رد مي‌شد به اموالش نياز داشتم آن‌ها را گرفتم؛ و معاويه هم هيچ تعرضي به امام نمي‌نمايد.
اما دوران معاويه در سال 60 هجري به پايان مي‌رسد و يزيد بر سر کار مي‌آيد.
گرچه معاويه براي بقاء حکومت‌ها خود از هيچ ظلمي فرد گذار نمي‌کرد اما همواره سعي داشت پوشش اسلامي و منطقي بر تن اعمالش بنمايد.
لکن يزيد اين نمايش گري و تظاهر را هم کنار گذاشت و رسماً محرمات الهي را مرتکب شد و واجبات را زير پا گذاشت.
اين وضعيت ابا عبدالله را بر آن داشت که بر ضد حکومت اموي قيام نمايد و نهي از منکر خود را علناً به گوش همه برساند.
لذا در شب 28 رجب سال 60 به قصد حج عازم مکه گرديد و خود را مخفيانه از چنگال عمال حکومت يعني مروان و … رهانيد. چند ماهي در مکه ماند اما در مکه هم احساس ناامني جاني نمود و لذا در ايام حج و بدون انجام مناسک حج تمتع در روز هشتم ذي‌حجه روز ترويه از مکه خارج شد و رهسپار کوفه گرديد29. شايد درست‌تر اين باشد که بگوييم قصد امام رهيدن از قتل در مدينه و به ويژه در مکه بود، زيرا با کشته شدن او انقلاب در نطفه خفه مي‌شد و هم حرمت خانه خدا مي‌شکست چنان که خود حضرت مي‌فرمايد: “اي برادر ترسيدم که يزيد بن معاويه مرا غافلگيرانه در حرم بکشد و من کسي باشم که حرمت اين خانه به وسيله او مباح گردد”.
سيد الشهداء در مسير خود به سمت کوفه در منطقه اي نزديک به روستاي “عقر” و پس از آن در سرزميني به نام کربلا توسط سپاه حر متوقف گرديد اين جريان در روز پنجشنبه دوم محرم سال 61 هجري بود.30
سرانجام پس از 8 روز محاصره در روز عاشورا دهم محرم سال 61 هجري در جنگي نابرابر سيدالشهداء به همراه بيش از 70 تن از ياران وفادارش به شهادت رسيدند. اهل بيت و حرم او مورد غارت و جسارت قرار گرفتند.31
سر برخي از شهدا از جمله خود امام از تن جدا شد پيکر مطهر امام به فجيع‌ترين وضعيتي لگدمال ستوران قرار گرفت32؛ و تمامي اهل بيت وي به سخت‌ترين شکلي به اسارت برده شدند.
گفتار چهارم : برگزيده اي از زندگي امام سجاد ×

زندگاني امام(×) در يک نگاه
38 هجري ولادت
40 هجري شهادت پدر بزرگ (اميرالمؤمنين×)
50 هجري شهادت عموي بزرگوار (امام حسن×)
61 هجري آغاز حکومت يزيد، شهادت پدر و آغاز امامت، اسارت امام و اهل بيت
62 هجري شروع تربيت نيروهاي صالح (سياست مبارزه مثبت)
63 هجري قتل عام مردم مدينه (فاجعه حره)
64 هجري قيام توابين
67 و 66 هجري قيام مختار
83 هجري شورش ابن اشعث
94 هجري شهادت

او فرزند حسين بن علي سومين امام شيعيان جهان، مادرش شهربانو، مشهورترين لقبش زين‌العابدين و سجاد است و در سال 38 هجري قمري ديده به جهان گشود.
حدود 2 سال از خلافت جدش اميرمومنان را درک نمود و پس از آن به مدت 10 سال شاهد حوادث دوران امامت عموي خويش امام مجتبي (×)بود…
پس از شهادت امام مجتبي در سال 50 هجري به مدت 10 سال در دوران امامت پدرش حسين بن علي (×) که در اوج قدرت معاويه با او در ستيز و مبارزه بود در کنار او قرار داشت.
در محرم سال 61 هجري در جريان قيام و شهادت پدرش حسين (×) در کربلا حضور داشت همراه ديگر اسيران اردوگاه حسيني به اسيري به کوفه و شام برده شد.33
بدين ترتيب امام شاهد صحنه‌هايي بود که پدر شهيدش هرگز آن‌ها را نديد و آن اسارت اهل بيت و جسارت به آن‌ها و غارت اموالشان بود.
در اين سفر امام سجاد (×) سرپرست و تکيه گاه اسيران در کوران مصائب و گرفتاري‌ها بود و با سخنراني‌هاي آتشين خود حکومت يزيد را رسوا ساخت.34
امام سجاد در حالي که غل و جامعه بر دست و پا و گردن داشت به اسيري برده شد و چون بيمار بود و نمي‌توانست خود را بر شتر نگاه دارد دو پاي او را بر شکم شتر بستند.35
پسر زياد براي آوردن علي بن الحسي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید