مطالعه موانع بکارگیری اطلاعات حسابداری کافی بر تصمیم گیری از دیدگاه مدیران بانک تجارت استان چهارمحال و بختیاری

قسمتی از متن پایان نامه :

2 ـ 2 ـ 10   موانع فنی مربوط به کارکنان در عدم بهره گیری و ارائه اطلاعات حسابداری مدیریت

امروزه سرمایه های انسانی در سازمان های دانش محور، تأثیر و اهمیت ویژه ای یافته و مدیریت سرمایه های انسانی و دانش گران به رمز موفقیت تبدیل شده می باشد . متمرکز شدن قدرت در بالا ، در دست کسی که دانایی و منابع لازم را برای کنترل و هدایت کل سازمان دارد، می تواند شیوه مناسبی برای اداره سازمان های بی تحرک و بوروکراتیک و یا اداره امور جاری و تکراری باشد. اما بدون شک این شیوه مدیریت در زمانه تغییرات پرشتاب، آشوب گونه و پیش بینی ناپذیر، موفق و جوابگو نیست . اداره سازمان های امروز، کارکنان مسئولیت پذیر را می طلبد که قادر به تصمیم گیری بوده، تا رضایت مشتری را بدون وقفه فراهم آورند (موتمنی و همکاران، 1390، 2).

مهم ترین موانع فنی مربوط به کارکنان در عدم بهره گیری و ارائه اطلاعات حسابداری مدیریت به تبیین زیر می باشد:

  1. عدم آشنایی حسابداران با روش‌های حسابداری

اگرچه امروزه در اغلب کتاب ها، حسابداری را به عنوان یک سیستم اطلاعاتی تعریف می کنند که کار آن فرآوری داده های مالی می باشد، اما متأسفانه این درس در برنامه آموزشی رشته حسابداری جایگاهی ندارد. اصولاً دروس مختلفی که به دانشجویان رشته حسابداری در سراسر دنیا ارائه   می گردد به گونه ای می باشد که دانشجویان را در موضع «بهره گیری کننده» از اطلاعات حسابداری قرار می دهد و تقریباً در هیچ یک از دروس این رشته (به استثنای بعضی موارد جزئی در حسابداری بهای تمام شده) دانشجویان با چگونگی شکل گیری نظام اطلاعاتی حسابداری آشنا نمی شوند. قوانین حاکم بر این نظام را می آموزند بدون آن که بدانند چگونه به وجودآمده می باشد و در سیکل حیات خود چه دوران هایی را پشت سر می گذارد.

دروس اصلی رشته حسابداری آموخته های دانشجویان را این گونه مورد ارزیابی قرار    می دهد که اطلاعات را در مورد عملیات یک شرکت در اختیارشان می گذارد. نهایتاً از آن ها  می خواهد تا چگونگی ثبت این رویدادها در دفاتر شرکت و یا انجام محاسباتی براساس ارقام و اعداد داده شده را نشان دهند. تقریباً در هیچ یک از این دروس به دانشجویان نمی آموزند که این اطلاعات یا داده ها چگونه فراهم شده اند؟ به گفته کوشینگ[1] دانشجویان رشته حسابداری در آینده شغلی خود متصدی هر سمتی که شوند با حسابداری به عنوان یک سیستم اطلاعاتی درگیر خواهند بود. پس بایستی آن را بشناسند و صرفاً به صورت جعبه سیاه به آن نگاه نکنند. به گفته وی دانشجویان این رشته معمولاً به عنوان حسابدار، حسابرس یا مدیران سازمان ها مشغول بکار می شوند و در هر یک از مشاغل عدم آگاهی آن ها از موضوع سیستم های اطلاعاتی حسابداری مشکلاتی را به وجودمی آورد. در موضع یک حسابدار آن هم با تحصیلاتی در حد کارشناس این رشته بایستی دقیقاً با نظام اطلاعاتی حسابداری، چگونگی تکوین آن و مسائل مختلفی از قبیل کدگذاری، طراحی فرمهای لازم، شناخت جریان گردش اطلاعات و طراحی آن آشنا بوده و به تیم طراحی سیستم های اطلاعاتی در موارد لزوم کمک های فنی ارائه دهند.

  1. عدم ارتباط متقابل مدیران و کارکنان

ارتباطات فرآیندی محوری در تبادل اطلاعات بین اعضاء سازمان می‌باشد که تعاملات قسمت‌های مختلف را مستقر می کند. بنابر‌این یک ابزار مؤثر در متناسب سازی و کاربرد اثربخش منابع انسانی تعبیر می گردد که با بهره گیری از این منبع عمده، در کنار سیستم انگیزشی، مدیریت می‌تواند تدابیر لازم در ایجاد و تقویت ارتباطات در راستای برنامه‌ریزی مناسب و سازمان و جامعه اتخاذ نماید. متأسفانه به علت غیر ملموس بودن اثر ارتباطات، در بهبود روابط انسانی، تامین رضایت کارکنان و افزایش تاثیر و کارایی، برنامه‌ریزی کنترل منابع، ارزیابی عملکرد و تصمیم‌گیری مدیران به آن توجه کافی نمی‌گردد. در حالی که اغلب سوء تفاهمات و اختلافات بی‌جهت در بین همکاران، ناشی از نبودن یک سیستم ارتباطات صحیح عرضی و طولی در سطوح مختلف سازمان می‌باشد. اجرا نشدن دستوراتی که به زعم دستور دهنده صحیح و منطقی می باشد و یا درک دستورات به گونه اشتباه و اجرای آن توسط مجریان که در نهایت، منجر به زیان سازمان و کارکنان آن می گردد، معلول نا آگاهی متقابل و نقص ارتباط صحیح بین رئیس و مرئوس می‌باشد. از طرف دیگر اطلاع از خواست‌ها و دریافت نظرات کارکنان و انتقال نظریات مدیران به آن ها تنها در سایه یک سیستم ارتباطی صحیح امکان‌پذیر می باشد (میر سپاسی، 1380، 359).

از مهم ترین مسائلی که موجب می شوند مدیران نتوانند از اطلاعات حسابداری مدیریت در برنامه‌ریزی، کنترل منابع، ارزیابی عملکرد و نهایتاً تصمیم‌گیری بهره گیری کنند عادت‌های رفتاری حسابداران می باشد که از گذشته‌های دور در نظام بروکراسی ایران بر جای مانده می باشد و آن این که حسابداران خودشان را از مدیران خود جدا می‌دانند. آن ها در بهترین شرایط گزارشی حاوی یک دسته اعداد و ارقام تهیه می‌کنند، بدون این که تلاشی در زمینه کاربرد آن ها نمایند و یا تبیین کافی در مورد آن ها بدهند و یا تجزیه و تحلیل کافی در مورد آن ها ارائه دهند. بدون شک در این شرایط مدیران با یک دسته اعداد و ارقامی که جهت برنامه‌ریزی گویا نیستند و برای کنترل منابع، تجزیه و تحلیل نشده‌اند و یا با اصطلاح‌هایی ناآشنا روبرو می شوند و کم‌کم به ضرورت آن ها در جهت ارزیابی عملکرد و تصمیم‌گیری نیز تردید خواهند نمود (جوادی جاود، 1371).

ارتباطات متقابل بدون داشتن هیچ‌گونه ابهام و یا صمیمیتی موجب می گردد تا مدیران، کارکنان و اعضای سازمان را افرادی زنده به حساب آورند و به نیازهای آن ها توجه نمایند و برای آنان ارزش قائل شوند. ارتباط متقابل مدیران و کارکنان موجب می گردد تصویری واقعی از نوع کارهایی که فرد جهت برنامه‌ریزی‌های آتی بایستی انجام دهد ارائه گردد و بدین وسیله از ابزار ارتباطی بایستی بخوبی بهره گیری گردد (رابینز، 1378).

  1. عدم ارائه ی گزارشات اساسی و به موقع برای تصمیم‌گیری توسط واحد حسابداری

رمز موفقیت هر مدیر و نظام مدیریت در هر سازمان این می باشد که بتواند گام به گام داده های جدید را با دانش پیشین سازمان پیوند دهد و مقدمات دریافت و آماده سازی اطلاعات جدید را فراهم آورد. بکوشد تا به فراخور وضع سازمان و با در نظر داشتن مراتب مختلف زیر مجموعه آن سازمان، توان دریافت اطلاعات جدید را در سازمان بالا ببرد. دقت نماید که از یک طرف سازمان با هجوم داده های جدید، در حالی که آمادگی درک یا پذیرش آن ها را ندارد، مواجه نشود و از طرف دیگر بین پیش داشته ها و یافته های جدید شکاف عمیقی به وجود نیاید. زیرا که اگر غیر از این گردد، نظام مدیریت نه تنها به دلیل حضور حلقه های مفقوده فراوان، قادر به پیوند اطلاعات جدید بر پیکر سازمان نخواهد بود بلکه به لحاظ بیگانگی سازمان با اطلاعات جدید توان هرگونه تصمیم گیری صحیح برای پیشرفت و توسعه را نیز از دست خواهد داد.

فقر و ضعف اطلاعات موجب می گردد که مدیریت سازمان نه تنها تصویر درست و کاملی از آینده نداشته باشد، بلکه حتی نتواند  نقاط  قوت و ضعف وضع گذشته و موجود سازمان را درست و کامل بشناسد. در نتیجه نه می تواند هدف گذاری صحیح بکند و نه قادر می باشد     فعالیت های مناسبی را برای سازمان طراحی نماید و پیرو این امر از منابع سازمان بهره گیری بهینه نخواهد نمود.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

لذا می توان یکی از عمده ترین علت های عدم کارآیی و عدم موفقیت سازمان ها را        تصمیم گیری ضعیف یا غلط یابی موقع مدیریت سازمان به علت عدم وجود اطلاعات کافی و مناسب دانست و این می تواند به دلیل اهمیت کافی قائل نشدن برای اطلاعات، تأمین نکردن زیر بناهای مناسب، و ضعف در تولید ، سازماندهی، ذخیره سازی و اشاعه اطلاعات مناسب، دقیق، صحیح، قابل اعتماد ، به هنگام و کامل باشد.

 .1Cushgin, Barry E

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 اهداف پژوهش:

  • شناسایی عوامل فنی عدم بکارگیری اطلاعات حسابداری کافی بر تصمیم گیری از دیدگاه مدیران بانک تجارت استان چهارمحال و بختیاری.
  • شناسایی عوامل رفتاری عدم بکارگیری اطلاعات حسابداری کافی بر تصمیم گیری مدیران.
  • شناسایی عوامل فرهنگی عدم بکارگیری اطلاعات حسابداری کافی بر تصمیم گیری مدیران.
  • رتبه یا اولویت بندی هر یک از عوامل شناسائی شده بر تصمیم گیری از دیدگاه مدیران.
  • ارزیابی تأثیر یا درجه اهمیت هر یک از عوامل شناسائی شده بر تصمیم گیری از دیدگاه مدیران.

مطالعه موانع بکارگیری اطلاعات حسابداری کافی بر تصمیم گیری از دیدگاه مدیران بانک تجارت استان چهارمحال و بختیاری

پایان نامه - تز - رشته حسابداری