شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 تاثیر سیاست متهورانه مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-3-2-2 سیاست تامین مالی سرمایه در گردش

شرکت های کوچک ومتوسط، منابع حیاتی سرشار از پویایی، خلاقیت و انعطاف پذیری در کشورهای صنعتی و در حال توسعه هستند. این شرکت ها  تأثیر انکارناپذیری در توسعه اشتغال جهانی دارند. تحقیقات به اقدام آمده نشان می دهد که کمبود منابع مالی از مهمترین معضلات شرکت­های کوچک ومتوسط می باشد؛ لذا مدیریت آنها بایستی تصمیمهای تامین مالی بگیرد که از یک طرف نقدینگی مورد نیاز برای تداوم فعالیت شرکت فراهم گردد و از طرف دیگر، کمترین هزینه را برای شرکت داشته باشد. از روش­های مناسب و کم هزینه برای تامین مالی کوتاه مدت، “مدیریت بهینه سرمایه در گردش” می باشد (جان نثاری1391، 8).

مقصود از سیاست تامین مالی سرمایه در گردش همان نسبت بدهی­های جاری به کل دارایی­ها می­باشد. این نسبت نشاندهنده درجه اتکای شرکت به منابع مالی کوتاه مدت برای تحصیل دارایی­های  شرکت می باشد. مقدار این نسبت تحت تاثیر بدهی­های جاری ومنابع همیشگی وجوه (مثل حقوق صاحبان سهام) قرار می­گیرد. در عین حال، مقدار این نسبت نشاندهنده ی این می باشد که مدیریت مالی شرکت  خواسته می باشد تا چه حد از بدهی­های جاری (مثل وام­های بانکی و اوراق تجاری) به عنوان منابع تامین سرمایه بهره گیری کند. پس، برای ارزیابی وقضاوت در مورد سیاستهایی که شرکت در خصوص مدیریت سرمایه در گردش اتخاذ کرده می باشد، می­توان از این نسبت بهره گیری نمود (جهانخانی و پارسائیان 1389، 11).

دارایی­های یک شرکت می­تواند با افزایش ادعای مالکان یا افزایش ادعای اعتبار دهندگان، تأمین مالی گردد. ادعای مالکان زمانی افزایش پیدا می کند که بنگاه وجوه مورد نیاز را با انتشار سهام عادی یا سود انباشته تأمین کند؛ ادعای اعتبار دهندگان به وسیله­ی استقراض افزایش پیدا می کند. ابزارهای گوناگون تأمین مالی، «ساختار مالی» یک موسسه را تشکیل می­دهد. مفهوم ساختار سرمایه، درجه ی نسبت بین بدهی و حقوق صاحبان سهام را نشان می دهد. حقوق صاحبان سهام شامل سرمایه­ی سهم پرداخت شده، صرف سهام، اندوخته ها و اقلام مازاد(سود تقسیم نشده) می­باشند (اعرابی و عابدی 1390، 12). اپوهامی (2008) هزینه سرمایه را به مدیریت موفق سرمایه در گردش مرتبط می­داند.

جزء دیگر سرمایه در گردش حساب­های پرداختنی می باشد، به تعویق انداختن پرداخت­ها به عرضه کنندگان این امکان را برای واحد تجاری فراهم می­سازد تا کیفیت محصولات خریداری شده را مورد ارزیابی قرار دهد و می­تواند یک منبع انعطاف پذیر و ارزان تامین مالی برای شرکت­ها باشد .از طرف دیگر، اگر عرضه کننده به مقصود پرداخت پیش از موعد،تخفیف پیشنهاد نماید تاخیر در پرداخت صورتحساب می تواند بسیار هزینه بر باشد (یعقوب نژاد و همکاران 1389،120).

استراتژی­های متهورانه سرمایه در گردش برای بهره­وری شرکت از مدیریت سرمایه­ در گردش نسبت به بسیاری از راهها مفیدتر هستند.بعضی از فایده­های این رویکرد شامل الف) انعطاف پذیری در نیازهای تامین وجوه باعث می گردد یک شرکت به جای استقراض بلند مدت بتواند تصمیم به استفراض کوتاه مدت و پرداخت کمتر هزینه بهره ناشی از  وام دریافتی بگیرد و ب) هزینه بهره­ بدهی­های کوتاه مدت، تحت شرایط نرمال، کمتر از هزینه­ بهره ناشی از بدهی­های بلند مدت می باشد و ج) فرآیند بدست آوردن وام کوتاه مدت سریعتر از بدهیهای بلند مدت می باشد (نظیر و افزا 2009، 198).

فرآیند بدست اوردن دارائی­های جاری از طریق بدهی­های جاری، یک استراتژی­ بازاریابی جدید برای کسب و کار می باشد که به مشتریان (شرکت یا فرد) جهت خرید کالاهای اعتباری انگیزه می­دهد.با این حال، اگر استراتژی­ به درستی به کار گرفته نشود این می­تواند منجر به زیان کسب و کار گردد (فالوپ وآجیلر 2009، 75). به بیانی دیگر، جهت خرید دارایی های  سرمایه در گردش هم زیرا موجودی کالا که قابل فروش هستند، می توان از بدهی سرمایه در گردش بهره گیری نمود، هنگامی که این موجودی به فروش برسد، به یک منبع درآمد برای شرکت تبدیل می­گردد. این درآمد برای ارزیابی سودآوری شرکت، درصورت سود و زیان طبقه­بندی می­گردد. به همین ترتیب، بدهی کوتاه مدت ممکن می باشد توسط یک شرکت برای پرداخت        هزینه­های عملیاتی مثل دستمزد، تاسیسات، تجهیزات و اجاره مورد بهره گیری قرار گیرد. این هزینه­های کوتاه مدت به صورت دوره­ای درصورت درآمد مکتوب می­شوند، در نتیجه سود شرکت (خالص درآمد) برای یک دوره مالی محاسبه می گردد. سیاست متهورانه مدیریت سرمایه در گردش می­تواند سودآوری شرکت را بهبود دهد هنگامی که مقدار بهینه از وجوه برای کسب بالاترین سود سرمایه­گذاری گردد . بسیاری از مطالعات از نسبتهای مالی متنوع برای اندازه­گیری سطح سودآوری کسب و کار در شکل بازده سرمایه گذاری بازده ارزش ویژه و بازده حاشیه فروش بهره گیری می­کنند (فالوپ وآجیلر 2009، 76؛ فیلبک و کروگر 2005، 129؛ پاداچی 2006، 204).

در سال 2008 آپوهامی در مطالعه ای تاثیر هزینه های سرمایه یک شرکت روی مدیریت سرمایه درگرش را مورد مطالعه قرار داد. به این نتیجه رسیدند؛ که همبستگی معناداری بین هزینه­های سرمایه یک شرکت و سرمایه در گردش هست.آپوهامی نشان  داد هنگامی که یک شرکت هزینه­های سرمایه­ای را متحمل می­گردد به این معناست که دارایی های  سرمایه­ای افزایش یافته می باشد. نظیر و افزا (2009) نوشتند یک شرکت ممکن می باشد یک سیاست متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش را اتخاذکند. در صورتیکه از سطح بالای بدهی های جاری به عنوان درصدی از کل بدهیها بهره گیری کرده باشد (نظیر و افزا 2009، 19). مطلب بالا اغلب موارد همراه با تجربه نوسانات فصلی کسب و کار می باشد، مانند شرکت­های خرده فروشی که ایام عید دوره اوج فروش آنهاست. اپتو (2012) معتقد می باشد، به گونه معمول، یک شرکت نیاز به وجوهی برای دوباره پر کردن موجودی­ها به مقصود فروش مداوم و به حداکثر رساندن فرصت­های بهبود سودآوری دارند (اپتو 2012، 4). سیاست­های جایگزین تامین مالی سرمایه در گردش به شرکت ها  برای دستیابی به اهداف سودآوری کمک می­کنند (اپتو 2012، 20).

پس از اجرای سیاست تامین مالی بیش از حد سخت، شرکت با خطر از دست دادن فروش همراه می باشد. تصمیم به سیاست سطح پایین سرمایه­گذاری، بدلیل اجتناب از هزینه­های غیر ضروری فروش­ها، سود را افزایش می­دهد (نظیر و افزا 2009، 21). وینرب و ویسچر (1998) موافق هستند که سیاست متهورانه متوسط به پایین سرمایه در گردش  روی دارایی­ها به گونه کلی بالاترین بازده مورد انتظار منابع شرکت را فراهم می­کند.

مفاد قرارداد های بدهی معمولاً مدیران را از اتخاذ شیوه های متهورانه حسابداری و رفتار فرصت طلبانه بازداشته و آ نها را تشویق به رعایت شیو ه های محافظه کارانه می نماید. از طرفی با در نظر داشتن این که در شرکتهای بزرگ تر افشای اطلاعات بیشتر و درنتیجه عدم تقارن اطلاعاتی کمتر می باشد، در این شرکت ها، تمایل کمتری به بهره گیری از محافظه کاری هست (مهرانی و همکاران 1388، 110).

پیش روی، وینرب و وپسچر (1998) به مطالعه عملکرد  مرتبط با سیاست­های متهورانه و محافظه کارانه سرمایه در گردش پرداخته­اند. آنها گزارش کردند که سیاست­های سرمایه در گردش صنایع در اقدام سازگار نیستند. به علاوه آنها تصریح کردند که شرکت هایی که سیاست­های متهورانه سرمایه در گردش را به کار       می­گیرند همیشه با سیاستهای محافظه کارانه تامین مالی سرمایه درگردش تعادل ایجاد می­کنند. وینرب و وسیچر نتیجه گرفتند که یک ارتباط منفی و معنی­داری بین سیاست­های سرمایه­گذاری و تامین مالی بسیاری از شرکت­های آمریکا هست.

اگرچه سیاست­های متهورانه سرمایه در گردش  ممکن می باشد به سهولت سودها را افزایش دهد، سود کسب و کار تنها وابسته به سیاست های عملیاتی این شرکت نیست. بعضی دیگر از عوامل برونزا، از قبیل اندازه شرکت، اهرم مالی و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی در عملکرد سودآور شرکت  تأثیر دارند (اپتو 2012، 25؛ فالوپ و آجیبوی 2009، 79؛ نظیر و افزا 2009، 136؛ وینرب و ویسچر 1998، 179).

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سؤالات پژوهش:

1: آیا بین سیاست متهورانه سرمایه گذاری سرمایه در گردش و سودآوری ارتباط معنادار هست؟

2: آیا بین سیاست متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش وسودآوری ارتباط معنادار هست؟

3:آیا اندازه ، رشد و اهرم مالی یک شرکت بر روی سود آوری عملکرد شرکت تاثیر دارد؟

تاثیر سیاست متهورانه مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری