عنوان کامل پایان نامه :

 تاثیر سیاست متهورانه مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-2- مدیریت سرمایه در گردش       

سرمایه در گردش یکی از مباحث مهم در مدیریت زنجیره تامین از نگاه مالی می باشد بالاخص برای سازمان­ها با اندازه های کوچک تر که دارایی­ها و بدهی­های جاری حجم عظیمی از سرمایه آنها را تشکیل می­دهد وبر روی آن عوامل زیادی همچون مدیریت وجوه نقد، ابزارهای کنترل ریسک، نسبت بدهی، جریان نقدی عملیاتی وغیره تاثیر می­گذارد که به نوبه خود مدیریت سرمایه در گردش و سیاست های سرمایه در گردش اتخاذ شده موجب افزایش سودآوری سازمان گردیده و یک جایگاه نقدینگی بهینه را برای آن فراهم سازد (فتحی و توکلی 1388، 112). شرکت های کوچک ومتوسط، منابع حیاتی سرشار از پویایی، خلاقیت و انعطاف پذیری در کشورهای صنعتی و در حا ل توسعه هستند. این شرکت ها  تأثیر انکارناپذیری در توسعه اشتغال جهانی دارند که  کمبود منابع مالی از مهمترین معضلات این شرکت ها  می باشد؛ لذا مدیریت آنها بایستی تصمیمهای تامین مالی بگیرد که از یک طرف نقدینگی مورد نیاز برای تداوم فعالیت شرکت فراهم گردد و از طرف دیگر، کمترین هزینه را برای شرکت داشته باشد. از روشهای مناسب و کم هزینه برای تامین مالی کوتاه مدت، “مدیریت بهینه سرمایه در گردش “می باشد (جان نثاری 1391، 8).

نوآوری مسیرحرکت به سوی جامعه دانشی را می سازد. متداولترین رویکرد پیشبرد نوآوری، در نظر داشتن فعالیت­های پژوهش و توسعه و فناوری های پیشرفته می باشد .این واقعیت که سهم بنگاه­های صنعتی دارای فناوری­های متوسط و پایین در تولید و رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه بسیار بیشتر از بخش فناوری پیشرفته می باشد، تناسب این رویکرد با شرایط کشورهای در حال توسعه زیر سئوال می رود. بویژه آنکه نوآوری پدیدهای فراگیر می باشد و در تمام بخش­ها صرف نظر از نوع فناوری می تواند ظهور کند. کمبود توجه سیاستگذاران به بنگاه­های دارای فناوری متوسط و پایین موجب افزایش عقب ماندگی آنها شده و شکاف فناوری کشورهای در حال توسعه را بیشتر می کند (خداداد حسینی و همکاران 1391، 101). برای شرکتی که هدف آن تحصیل سود می باشد، در موردسرمایه در گردش سیاستی مطلوب می باشد که ثروت سهامداران را به حداکثر برساند.مدیران شرکت­ها استراتژی­هایی رابه اجرادرمی آورندکه ازنظرریسک، بازده آنها رامحافظه کارانه یاجسورانه می نامند.

مفاهیم اساسی، راهبردها، و سیاست های مدیریت سرمایه در گردش بر نظریه خالص سرمایه در گردش استوار هستند (اپتو 2012، 14). محققان دیگر (نظیر و افزا 2009، 196؛ وینرب و ویسچر 1998، 145)، تعریف خالص سرمایه در گردش را به عنوان تفاوت بین دارایی­های جاری شرکت­ها و بدهی­های جاری آنها در یک تاریخ خاص ترازنامه اظهار کرده­اند.

سرمایه در گردش در یک شرکت، مجموعه مبالغی می باشد که در دارائی­های جاری سرمایه گذاری می گردد. اگر بدهی­های جاری از دارائی­های جاری کسر گردد سرمایه در گردش خالص بدست می آید (نیکومرام و همکاران 1386، 16). به بیانی دیگر تعریف واژه سرمایه در گردش در متون حسابداری،دارایی های  جاری منهای بدهی­های جاری می باشد و نشانگر اندازه سرمایه گذاری شرکت در وجه نقد، اوراق بهادار قابل فروش، حساب­های دریافتنی تجاری و موجودی مواد و کالا منهای بدهی­های جاری می باشد. بعضی نویسندگان، سرمایه در گردش را به وسیله مجموع دارایی­ها و بدهی­های جاری معنی می­کنند و اختلاف آنها را به عنوان سرمایه درگردش خالص اظهار می­کنند. به بیانی دیگر، سرمایه درگردش خالص، معرف آن بخش از دارایی­های  جاری می باشد که بر بدهی­های جاری فزونی دارد و از طریق بدهیهای درازمدت و حقوق صاحبان سرمایه، پشتیبانی شده می باشد (شباهنگ 1387، 145). همانند تعداد زیادی از عناوین مدیریت مالی، سرمایه در گردش نیز به وسیله افراد مختلف در مفاهیم متفاوتی به کار رفته می باشد. از لحاظ واژه شناسی نیز سرمایه در گردش پیش روی عبارت انگلیسی Working capital  آورده شده می باشد و در تعبیر دیگری مترادف Criculated Capital می باشد (مالکی نیا و همکاران 1390، 144).

فالوپ و آجیلور[1](2009) اظهار داشتند که عناصر خالص سرمایه در گردش یک شرکت (دارایی­های جاری) شامل وجه نقد، موجودی­ها، حساب­های دریافتنی کوتاه مدت و سایر پیش پرداختها و از طرف تامین مالی، حساب بدهی­های جاری که اسناد و پرداختنی­های کوتاه مدت می­باشند. ایجاد یک تعادل بین دارایی­های جاری و بدهی های جاری برای مدیریت شرکت ها مهم می باشد، زیرا شرکت به حفظ دارایی های جاری کافی نیاز دارند، تا قادر به مقابله با ادعاهای کوتاه مدت باشد، که متعهد به پرداخت آنها می باشد. ناتوانی یک شرکت برای انجام تعهدات مالی خود در قبال طلبکاران کوتاه مدت (بدهی­های جاری)، آنها را در مراحل انحلال شرکت محق قرار داده می باشد.

طبق تفکر انتقادی، نظریه خالص سرمایه در گردش بیشتر از نظریه ناخالص سرمایه در گردش مورد توجه قرار می گیرد. به بیانی دیگر تئوری سرمایه در گردش ناخالص، تأثیر دارایی­های  جاری را به تنهایی به عنوان اساسی برای عملیات­های یک شرکت مورد ملاحظه قرار می دهد.  با این حال، مدیران مالی شرکت­ها  خوب می­دانند که، سطح نقدینگی یک شرکت تنها به درآمدهای حاصل از فروش موجودی­ها وابسته نیست بلکه همچنین به تعهدات مالی شرکت هم بستگی دارد (لارنس2012، 15).

همچنین بایستی به مفهوم خالص سرمایه در گردش عملیاتی به عنوان  طرف افراطی تئوری­های سرمایه در گردش توجه نمود. سرمایه در گردش خالص عملیاتی برابر با وجوه نقد، حساب­های دریافتنی و موجودی­ها منهای حساب­های پرداختنی وتعهدات می باشد. سرمایه در گردش خالص عملیاتی، بعضی از حساب­های دارائی­های جاری مانند اوراق بهادار قابل معامله و سرمایه گذاری­های کوتاه مدت را شامل نمی­گردد. سرمایه در گردش خالص عملیاتی مورد انتقاد می باشد زیرا محدود به بخشی از دارایی­ها و بدهی­های جاری در عملیات یک شرکت می باشد (اپتو2012، 16).

امور مالی شرکت می­تواند به سه بخش اصلی بودجه بندی سرمایه، ساختا ر سرمایه و مدیریت سرمایه در گردش طبقه بندی گردد. مدیریت سرمایه­های بلند مدت به بودجه بندی سرمایه و ساختا ر سرمایه مربوط  می­گردد. در حالی که مدیریت دارایی­ها و بدهی­های جاری در حوزه­ی مدیریت سرمایه در گردش می باشد (مالکی نیا و همکاران 1390، 144). مدیریت سرمایه در گردش عبارت می باشد تعیین حجم و ترکیب منابع ومصارف سرمایه در گردش به نحوی که ثروت سهامداران افزایش یابد. مدیریت سرمایه در گردش به دو گروه مدیریت دارائی­های جاری و مدیریت بدهی­های جاری تقسیم می­گردد. ایجاد تعادل در دارائی­های جاری و بدهی­های جاری از اهمیت خاصی برخوردار می باشد به طوریکه تصمیم گیری در مورد یکی بر روی دیگری تاثیر زیادی می­گذارد. در اداره امور سرمایه در گردش یک واحد تجاری استراتژی­های گوناگونی هست که از تلفیق استراتژی دارائی­های جاری و استراتژی بدهی­های جاری حاصل می گردد (رهنمارود پشتی و کیانی 1387، 174).

مدیریت سرمایه در گردش نحوه عملکرد دارایی­ها و بدهی­های جاری رابیان می­کند. در واقع مدیریت سرمایه در گردش، بخش مهمی از برنامه ریزی برای تامین مالی کوتاه مدت می باشد و شامل مدیریت موجودی­های مواد و کالا، حسابهای دریافتنی وپرداختنی می باشد. با بهره گیری از این سه جزء، بعضی از حیاتی ترین نسبت­های مالی شرکت مانند گردش موجودی­ها، میانگین دوره وصول حساب­های دریافتنی  و نسبت آنی محاسبه می­گردد (جان نثاری1391، 3). مدیران شرکت­ها انتظار دارند که با مدیریت سرمایه در گردش بتوانند تاثیر با اهمیتی بر سودآوری شرکت بگذارند. پس، برای بسیاری از شرکت­ها، مدیریت سرمایه در گردش یکی از مباحث مهم مدیریت مالی می باشد و مدیران می­توانند با نگهداری سطحی بهینه از سرمایه در گردش ارزش شرکت­شان را افزایش دهند (محمدی 1388، 81).

محققان مالی شرکت­ها، (اپتو (2012)، فالوپ و آجیلور (2009)، فیلبک و کروگر و پریس (2007)، نظیرو افزا (2009)؛ وینرب و ویسچر (1998)، محمدزاده ونوفرستی (1388) و ستایش و منصوری (1389)) در مطالعات مدیریت سرمایه در گردش مفهوم سرمایه در گردش خالص را جهت مطالعه، تجزیه و تحلیل و گزارش یافته هایشان بکار می گیرند و این محققان  ودیگر نویسندگان مطالب سرمایه در گردش ترجیح می­دهند از تئوری خالص سرمایه در گردش بهره گیری کنند زیرا  همه حساب­هایی را شامل می گردد که در طبقه بندی دارایی­های جاری و بدهی­های جاری ترازنامه یک شرکت وجود دارند. پس بهره گیری از تئوری خالص سرمایه در گردش انجام محاسبات نسبت­های مالی مربوط را تسهیل نموده و تجزیه و تحلیل قوی­تر اجزای سرمایه در گردش مورد نیاز عملیات یک شرکت را فراهم می­کند.

[1] . Falope , Ajilore

سوالات یا اهداف پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 سؤالات پژوهش:

1: آیا بین سیاست متهورانه سرمایه گذاری سرمایه در گردش و سودآوری ارتباط معنادار هست؟

2: آیا بین سیاست متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش وسودآوری ارتباط معنادار هست؟

3:آیا اندازه ، رشد و اهرم مالی یک شرکت بر روی سود آوری عملکرد شرکت تاثیر دارد؟

تاثیر سیاست متهورانه مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری