مطالعه سودآوری استراتژی معکوس در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-7- تئوری قیمت گذاری آربیتراژ

تئوری قیمت‌گذاری آربیتراژ، نرخ بازده مورد انتظار سبدهای سرمایه‌گذاری سهام را نسبت به ظرفیت عوامل مؤثر بر بازده توصیف می کند. بر اساس این نظریه، عامل ریسک در تعیین قیمت دارایی‌ها تأثیر اساسی دارد (گیلز و لروی[1] 1991، 39). تئوری قیمت‌گذاری آربیتراژ رویکردی جدید و متفاوت در تعیین قیمت دارایی‌هاست و  کوشش می کند عوامل خارج از بازار را که بر اوراق بهادار اثر می‌گذارند، شناسایی کند. این تئوری متکی به قانون وجود یک قیمت[2] می باشد؛ یعنی دو قلم مشابه را نمی‌توان به قیمت‌های متفاوتی در بازار فروخت. یکی از مزایای این تئوری این می باشد که به فرضیات قوی و مورد بهره گیری در تئوری قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای، نیاز ندارد (التون و همکاران[3]، 2003)برخلاف مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای که محدودیت‌های زیادی را برای اولویت‌بندی‌ها و تقسیم بازده در نظر می‌گیرد، مدل قیمت‌گذاری آربیتراژ، بازده‌ی مورد انتظار دارایی را تنها بر اساس فرضیات ضعیف و در جاهایی که فرصت‌های آربیتراژی وجود ندارد، توصیف می کند (گیلز و لروی 1991، 39).

تئوری قیمت‌گذاری آربیتراژ بر این فرض استوار می باشد که قیمت سهام تحت تأثیر عامل‌های عمومی غیرهمبسته و محدود[4] و نیز یک عامل ویژه‌ی کاملاً مستقل از سایر عوامل، قرار می‌گیرد. با بهره گیری از استدلال آربیتراژ نشان داده می گردد که در یک بازار کارا، بازده مورد انتظار سهام، یک ترکیب خطی از بتای عامل‌هاست (مورل[5] 2001، 10). ارتباط ریسک با سهام، ناشی از دو منبع می باشد. منشأ اول ریسک، عوامل اقتصاد کلان هستند که بر همه‌ی اوراق بهادار اثر می‌گذارند. اثر این عوامل بر روی همه‌ی دارایی‌ها در بازار توزیع می گردد و نمی‌توان با تنوع و گوناگونی در سهام، آن را از بین برد. منشأ دوم ریسک، عنصر ویژگی‌های فردی[6] می باشد. این عنصر منحصر به هر یک از اوراق بهادار می باشد و بر مبنای تئوری قیمت‌گذاری آربیتراژ می‌توان به گونه وسیعی در یک سبد سرمایه‌گذاری، تنوع و گوناگونی ایجاد نمود. پس، در یک بازار کارا، صرف ریسک تنها با عوامل سیستماتیک (کلان اقتصادی) ارتباط دارد (واتشیم و پارامور[7] 1997، 43).

در تئوری قیمت‌گذاری آربیتراژ فرض می گردد که فرصت‌های سود آربیتراژی به سرعت از طریق نیروهای رقابتی از بین می‌طریقه، به این معنی که سرمایه‌گذار نمی‌تواند بازده‌ی مورد انتظار مثبتی را روی هر مجموعه از دارایی‌ها، بدون تحمل ریسک و بدون انجام سرمایه‌گذاری ویژه به دست آورد (بری و همکاران 1988، 15).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

به گونه عام، بحث تئوری قیمت‌گذاری آربیتراژ بر این موضوع تأکید می کند که بازده یک دارایی به بازده‌ی مورد‌ انتظار و یک بازده‌ی غیر‌منتظره (جزء غافلگیر کننده) تقسیم می گردد. پس، تئوری قیمت‌گذاری آربیتراژ پیش‌بینی می کند که اخبار عمومی بر نرخ بازده‌ی همه سهام، امّا به اندازه متفاوتی اثر می‌گذارد. از این جنبه، تئوری قیمت‌گذاری آربیتراژ عمومیت بیشتری نسبت به مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای دارد. زیرا، معتقد می باشد که عوامل بیشتری بر نرخ بازده دارایی اثر می‌گذارند (کاتبرتسون[8] 1996، 7).

مدل مزبور بر خلاف مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای، امکان بهره گیری بیش از یک عامل ریسک سیستماتیک را فراهم می کند. نظریه ی قیمت گذاری آربیتراژ، بازده واقعی اوراق بهادار را، تابعی از متغیرهای اقتصادی می داند. به گونه کلی، اعتقاد بر این می باشد که قیمت­های سهام توسط بعضی از متغیرهای کلان اقتصادی مانند نرخ بهره، نرخ ارز، و نرخهای تورم تعیین می شوند. رول و راس معتقد بودند که واقعیت در پنچ عامل اقتصادی نهفته می باشد و سهام مختلف دارای حساسیت های متفاوت به این پنچ عامل سیستماتیک هستند و این عوامل بخش عمده ای از منشا ریسک سبد سهام را تشکیل می­دهند.  از نظر آنان، این پنچ عامل عبارتند از: تغییرات در نرخ تورم پیش بینی شده، تغییرات غیرمنتظره در تورم، تغییرات غیرمنتظره در تولیدات صنعتی، تغییرات غیرمنتظره در بازده تا سررسید تفاضلی بین اوراق قرضه اوراق بنجل و اوراق ممتاز، (صرف ریسک اوراق قرضه) و تغییرات غیرمنتظره در بازده تا سررسید تفاضلی بین اوراق قرضه بلند مدت و کوتاه مدت. که سه عامل اول بر جریانهای نقدی بنگاه اقتصادی، و در نهایت، بر سود سهام و رشد آن، تاثیر می گذارند و دو عامل بعدی نیز بر نرخ تنزیل، و به اظهار دیگر بر ارزشیابی سهام تاثیر می­گذارند.

[1]  Gilles & Leroy

[2] The Law of One Price

[3] Elton et al

[4] Limited and Non-Correlated Common Factors

[5] Morel

[6] The Idiosyncratic Element

[7] Watsham & Parramore

[8] Cuthbertson

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 پرسش ­های اساسی پژوهش:

با در نظر داشتن اظهار مساله که در بخش قبل عنوان گردید، سؤالات اساسی پژوهش را می­توان به صورت زیر مطرح نمود:

سوال اصلی:

آیا می­توان با بهره گیری از راهبرد معکوس بازده اضافی کسب نمود؟

سوالات فرعی:

  1. آیا بین راهبرد معکوس و اندازه شرکت در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط معنی ­دار هست؟
  2. آیا بین راهبرد معکوس و ارزش دفتری به بازار در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط معنی ­دار هست؟
  3. آیا بین راهبرد معکوس و عامل بازار در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط معنی ­دار هست؟

مطالعه سودآوری استراتژی معکوس در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری