تاثیر سیاست متهورانه مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-4- استراتژی سرمایه در گردش و ریسک و بازده

استراتژیهای مدیریت سرمایه در گردش اتخاذ شده برای شرکت خیلی مهم هستند. زایر، با کمک به کاهش خطر برآورده نشدن انتظارات، سودآوری عملکرد را افزایش می­دهند و به کنترل موثر دارائی­ها و بدهی­های از طریق کاهش اتلاف منابع در یک شرکت کمک می­کند (اپتو 2012، 41).

نظیر و افزا (2009) شواهدی بدست آوردند که نشان میدهد، شرکتها با دانستن تعریف سرمایه در گردش و جایگاه آن، می­توانند ریسک خود را کاهش داده و عملکرد خود را بهبود بخشند.یک سطح مطلوب از سرمایه در گردش، ایجاد توازن بین ریسک و کارآیی می باشد. این امر نیازمند نظارت مستمر بر اجزای سرمایه در گردش مانند وجه نقد، حساب­های دریافتنی، موجودی­ها و حساب­های پرداختنی می باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

با در نظر داشتن اینکه اندازه سرمایه در گردش بر بازده دارایی­ها، بازده حقوق صاحبان سهام و ریسک تأثیر دارد و از نظر سرمایه­گذاران و سهامداران اندازه ریسک و بازده معیار مهم در تصمیم گیری می باشد (نوفرستی و محمدزاده 1388، 135). در کل می توان این چنین استدلال نمود که سیاست های سرمایه در گردش جسورانه، اگر چه ریسک زیادی را نیز دارا می باشد در مقایسه با سیاست­های سرمایه در گردش محافظه کارانه دارای سودآوری بیشتری می باشد  و شرکت­ها بایستی از طریق موازنه ریسک و بازده که شالوده تمام تصمیم­گیری­های مالی می باشد، سیاست­های سرمایه در گردش مناسب را اتخاذ نمایند (فتحی و توکلی 1388، 109).

2-5- اهداف سودآوری و نقدینگی

سیاست­ها و رویه­هایی که خط مشی مدیریت مالی را به وجود می آورند مبتنی براین فرض می باشد که شرکت، بعضی از تصمیمات اصلی را گرفته و انها را به اجرا در آورده می باشد. این تصمیمات شامل تعیین وانتخاب نوع کالا و خدمتی که بایستی عرضه گردد ونحوه تامین مالی (برای تهیه دارایی های  ثابت) شرکت می باشد. این تصمیمات در فرایند سودآوی شرکت (در بلند مدت) تأثیر اصلی و تعیین کننده اعمال می کنند و در مدیریت سرمایه در گردش دو کاربرد بسیار مهم دارند. اول، به مدیران سرمایه در گردش این امکان را  می­دهد که سطوح دارایی­های  جاری و بدهی­های جاری را تخمین بزنند. دوم، مدیران شرکت در صدد برمی آیند تا بر ثروت سهامداران شرکت بیفزایند. پس سیاست­های سرمایه در گردش اصولا با هدف افزایش سود هر سهم تعیین نمی گردد، بلکه مدیران درصدد بر می آیند تا به نقدینگی مطلوبی برسند و بتوانند در سایه آن اهداف سودآوری شرکت را تامین کنند (جهانخانی و پارسائیان 1389، 5).

نظریه­پردازان امور مالی و حسابداری (بریگهام ارهارت[1] 2008، 126؛ نیدلس و همکاران[2] 2008، 189؛ ستیک و ستیک [3]2008، 146؛ ستیکنی و ویل[4] 2008، 147) توافق کردند که هدف اکثر شرکت­ها  ،سودآوری و نقدینگی بالاتر می باشد. این نظریه پردازان نشان می دهند که سرمایه در گردش یک بازیکن فعالی در به واقعیت پیوستن هدف سودآوری یک شرکت می باشد (اپتو2012، 25). در یکی دیگر از مطالعات سرمایه در گردش، پاداچی (2006) ذکر کرده می باشد که مدیران مالی و محققان متوجه شدند که دو هدف عمده کسب و کار (سودآوری و نقدینگی) برای بدست آوردن رفاه در شرکت دست به دست هم داده­اند. پس تئوریهای سرمایه در گردش بر اهداف  سودآوری و نقدینگی شرکت تاکید دارند.

از معضلات این اهداف مشترک می باشد که هنگامی به سودآوری بیش از حد تاکید گردد، هدف نقدینگی نادیده گرفته می گردد، به همین ترتیب پیگیری نقدینگی می­تواند اثر منفی روی بازده شرکت داشته باشد (وبلی2011،  6). هدف نهایی هر شرکت، «ایجاد ارزش برای ذینفعان» می باشد و «سوداوری» از مولفه­های اصلی این هدف می باشد. همچنین، «حفظ نقدینگی» نیز از هدف­های مهم واحدهای تجاری می باشد؛ اما مسئله این می باشد که افزایش در سود شرکت در حالت کلی منجر به افزایش در نقدینگی نمی­گردد و این دو هدف راهبردی همیشه همسو و در یک جهت نیستند. اگر افزایش سود منوط به مصرف نقدینگی باشد، در این صورت ممکن می باشد معضلات جدی به بار آورد. پس بایستی بین این دو هدف راهبردی فرق قائل گردید و یک هدف نباید فدای هدف دیگر گردد. از یک طرف، اگر ما به سود توجه نکنیم، نمی توانیم برای دوره درازمدت فعالیت کنیم و از طرف دیگر، اگر به نقدینگی توجه نکنیم ممکن می باشد با معضلات مرتبط با ناتوانی در پرداخت دیون و ورشکستگی روبه رو شویم (جان نثاری 1391، 5). نقدینگی نیز به توانایی سازمان برای ادای تعهدات کوتاه مدت خود مربوط می گردد و سازمان بایستی سرمایه در گردش کافی یا دسترسی به وجوه کافی برای ادای این تعهدات را داشته باشد (مالکی نیا و همکاران 1390، 145).

پاداچی (2006) در پژوهش خود با موضوع «اثر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد و سودآوری  شرکت­ها» یک ارتباط معناداری را بین چرخه تبدیل وجه نقد و بازده دارایی­ها نشان داد. در این پژوهش اجزا مختلف چرخه تبدیل وجه نقد مورد مطالعه قرار گرفت و نتایج حاصل حاکی از آن بود که موضوع مدیریت سرمایه در گردش در شرکت­های بزرگ از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. روش مناسب برای ارزیابی نقدینگی شرکت­ها، چرخه تبدیل وجه نقد  می باشد که مدت زمان بین پرداخت به مقصود خرید موجودی­های کالا یا مواد اولیه تا جمع آوری مطالبات ناشی از فروش به مشتریان را محاسبه می­کند. چرخه تبدیل وجه نقد مقیاسی پویا برای مدیریت وجه نقد در گردش  می باشد که به گونه همزمان با بهره گیری از ارقام ترازنامه و صورت سودوزیان، مقیاسی مبتنی بر زمان می­سازد.

یکی از ضروری­ترین عوامل برای ادامه فعالیت های جاری هر شرکت، اندازه نقدینگی آن می باشد. بانک ها و سایر اعتباردهندگان نیز برای اعطای تسهیلات به شرکت­ها، نسبت­های نقدینگی آن­ها و توان بازپرداخت بدهیهای جاری را مدنظر قرار می دهند. پس وجودیک مدیریت قوی در زمینه سرمایه در گردش و کنترل اندازه نقدینگی شرکت بسیار ضروری به نظر میرسد (نیکومرام و همکاران 1389، 179).

عوامل زیادی همچون مدیریت وجوه نقد، ابزارهای کنترل ریسک، نسبت بدهی، جریان نقدی عملیاتی وغیره بر روی سرمایه در گردش سازمان تاثیر می گذارد که اگر به خوبی توسط سازمانها شناسایی شده و مورد بهره گیری قرار گیرد می تواند در ارتقای عملکرد سرمایه درگردش سازمان مفید واقع گردد. به نوبه خود مدیریت سرمایه در گردش و سیاست های سرمایه در گردش اتخاذ شده در سازمان نیز می توان بر عملکرد مالی سازمان تاثیر گذار باشد و موجب افزایش سودآوری سازمان گردیده و یک جایگاه نقدینگی بهینه را برای آن فراهم سازد  (فتحی و توکلی 1388، 112). اهمیت وجوه نقد در یک واحد تجاری از اساسی­ترین رویدادهایی که اندازه گیری حسابداری بر اساس آن ها انجام می گردد از اهداف ارایه اطلاعات مربوط به وجوه نقد، ارزیابی نقدینگی و توانایی واحد تجاری در پرداخت تعهداتش می باشد، نقدینگی توانایی پرداخت تعهدات یعنی توانایی واحد تجاری در پرداخت تعهدات در سررسید می باشد (نوفرستی و محمدزاده 1388، 136).

سرمایه گذاری در سرمایه در گردش یک جایگاه نقدینگی خوب برای شرکت ایجاد می­کند که بایستی این نقدینگی به خوبی مدیریت گردد و در حد بهینه قرار گیرد. مدیریت نقدینگی کارا شامل برنامه ریزی و کنترل دارایی­های جاری و بدهی­های جاری می باشد به طوری که موجب کاهش ریسک ناتوانی در پرداخت تعهدات کوتاه مدت می­گردد و از سوی دیگر از سرمایه­گذاری بیش از اندازه در دارایی­های جاری اجتناب می­گردد. سطح بهینه نقدینگی حداقل سطح نقدینگی می باشد که بر ای پشتیبانی از فعالیت­های تجاری و تولیدی ضروری می باشد و از آنجا که عامل کلیدی سطح نقدینگی بهینه چرخش نقدینگی می باشد، نقدینگی بیش از اندازه نمی­تواند به عنوا ن معیاری برای عملکرد خوب باشد (مالکی نیا وهمکاران 1390، 146). سودآوری یکی از   شاخص­های مهم در ارزیابی عملکرد مالی شرکت­ها محسوب می­گردد، که با بهره گیری از معیارهایی همچون بازده دارایی­ها  (ROA)و سود عملیاتی ناخالص و…  محاسبه می گرد (فتحی و توکلی 1388، 107).

[1] . Brigham & Ehrhardt

[2] . Needles et al

[3] . Stice &Stice

[4] . Stickney & Weil

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سؤالات پژوهش:

1: آیا بین سیاست متهورانه سرمایه گذاری سرمایه در گردش و سودآوری ارتباط معنادار هست؟

2: آیا بین سیاست متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش وسودآوری ارتباط معنادار هست؟

3:آیا اندازه ، رشد و اهرم مالی یک شرکت بر روی سود آوری عملکرد شرکت تاثیر دارد؟

تاثیر سیاست متهورانه مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری