تاثیر سیاست متهورانه مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

  • فرضیه شماره دو: بین سیاست متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش و سودآوری عملکرد شرکت ها ارتباط معناداری هست.

جهت مطالعه فرضیه شماره دو هر دو مدل ROA و  Tobin’s q با متغیر مستقل (سیاست تامین مالی) در نرم افزار Eviews6 تخمین زده شدند. در این پژوهش مدل ROA نشان می دهد؛ بین حداقل سطح تأمین مالی سرمایه درگردش و سود آوری شرکت ارتباط معناداری وجود ندارد. اما نتایج تحققیقات نظیر و افزا (2009) در پاکستان و اپتو (2012 ) در آمریکا مشابه می باشند. همچنین، طبق نتیجه پژوهش اپتو (2012) که تقریبا ازمتغیرهای پژوهش حاضر بهره گیری کرده می باشد؛ شرکت­های کوچکی که از سطح بالای بدهی جاری برای بهبود سودآوری بهره گیری می کنند، ممکن می باشد نا امید شوند. زیرا یک مدل محافظه کارانه با بهره گیری از کمترین بدهی جاری اثر مثبت بر سودآوری را به اثبات می­رساند. نظیر و افزا (2009) طی این پژوهش به این نتیجه رسیدند، اگر مدیران رویکرد محافظه کارانه را برای سیاست­های سرمایه گذاری و تامین مالی سرمایه در گردش بهره گیری کنند آنها می­توانند برای شرکت ایجاد ارزش کنند.

اما مدل Tobin’s q نشان می دهد؛ با بهره گیری از حداکثر سطح تامین مالی در سرمایه در گردش، سود آوری شرکت افزایش می یابد. طبق نظر نظیر وافزا که در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند هنگامی که شرکت ها  از رویکرد متهورانه برای تامین مالی دارایی­های سرمایه درگردش بهره گیری می کنند درنتیجه لزوما سطح سودآوری افزایش می­یابد. پس به نظر می­رسد سرمایه گذاران علاقه مندند، بیشتر در شرکت­هایی سرمایه­گذاری کنند که رویکرد متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش دارند. زیرا آنها تصور می کنند، سهام چنین شرکت ها یی در بازار با ارزش تر می باشد. به همین دلیل مدل کیوتوبین و بازده دارایی ها دو نتیجه متفاوت را نشان دادند. همچنین، پاداچی (2006) از استراتژی­های سرمایه درگردشی طرفداری می کند که اتلاف منابع را کاهش خواهد داد و رشد وتوسعه و افزایش در ارزش شرکت را ترویج می دهد.

فیلبک و همکاران (2007) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند؛ هزینه پایین بدهی جهت تأمین مالی اجازه می دهد، مبلغ بیشتری برای دارایی های جاری صرف گردد. با این حال تجزیه و تحلیل نشان می دهد، ارزش­های سرمایه در گردش میان صنایع در یک دوره زمان متفاوت می باشد.

محمدزاده و نوفرستی (1388) بر خلاف نتیجه پژوهش حاضر نشان دادند، بین نسبت جاری (ریسک عدم توان بازپرداخت بدهی­ها) و بازده دارایی­ها یک ارتباط مثبت و مستقیم هست احتمالا این تفاوت به دلیل کاربرد متغیرهای متفاوت جهت سنجیدن اندازه تامین مالی در شرکت ها  می­باشد.

محمدی (1388)، رضازاده و حیدریان (1389) و یعقوب نژاد و همکاران (1389) دریافتند بین متوسط دوره پرداخت بدهی و سود آوری ارتباط منفی و معنا دار هست پس نتایج این تحقیقات در ارتباط با دوره واریز بستانکاران می تواند بیانگر این امر باشد؛ شرکت ها یی سودآور می باشند، که دوره واریز بستانکاران کوتاه تری دارند. ممکن می باشد تفاوت در نتایج مطالعه حاضر و مطالعات اخیر مطابق با علت های ذکر گردیده در فرضیه قبل باشد.

بطور کلی از دو فرضیه گذشته می­توان نتیجه گرفت؛ در این مطالعه داده­های تجربی از ارتباط مثبت بین سیاست  سرمایه گذاری سرمایه درگردش با سودآوری طرفداری می کند. همچنین اپتو (2012) در کشور آمریکا و نظیر و افزا (2009) در پاکستان در تحقیقی مشابه دریافتند؛ یک سیاست سرمایه در گردش که باعث کاهش هزینه­ها، افزایش فروش و کاهش بدهی گردد فرصت سودآوری بیشتر را در یک شرکت بالا خواهند برد (اپتو 2012، 136) و ارتباط منفی بین سیاست متهورانه سرمایه­گذاری و تامین مالی شرکت­ها  با سودآوری هست (نظیر و افزا 2009، 198). در این مطالعه همانند نتایج نظیر و افزا مشخص گردید که در مطالعه تاثیر سیاست سرمایه­گذاری سرمایه در گردش بر هر دو روش انداره­گیری سودآوری (کیو توبین و بازده دارایی­ها) نتایج مشابه کسب گردید. همچنین تجزیه و تحلیل داده­های تجربی نشان داد؛ بین سیاست متهورانه تامین مالی سرمایه درگردش با بازده دارایی­ها ارتباط معناداری وجود ندارد. اما این سیاست باعث افزایش کیوتوبین (ارزش بازار شرکت) می­گردد. پس می­توان نتیجه گرفت؛  احتمالا شرایط اقتصادی ایران در این دوره شرکت­ها را به سمت رویکرد محافظه کارانه سوق داده می باشد. همچنین نظیر و افزا 2009  اظهار کردند، سرمایه­گذاران برای شرکتی بیشتر ارزش قائل می شوند که از مدیریت متهورانه برای بدهی­های جاری بهره گیری می­کند.

محمدی (1388)، رضازاده و حیدریان (1389) و یعقوب نژاد و همکاران (1389) به اتفاق نظر رسیدند؛ که بین چرخه تبدیل وجه نقد با سودآوری ارتباط منفی و معناداری هست.هم چنین پاداچی(2006)، ایزدی نیا و تا کی (1389) دریافتند هر چه چرخه تبدیل وجه نقدبزرگتر گردد بازدهی دارایی­ها کاهش می یابد.

اعرابی و عابدی (1390) دریافتند؛ عملکرد شرکت (نسبت کیوتوبین و بازده دارایی­ها) در زمانی که استراتژی مالی شرکت (استراتژی­های سرمایه گذاری، تأمین مالی، تقسیم سود و سرمایه در گردش) میانه رو متمایل به خطر پذیری می باشد، بیش از زمانی می باشد که گونه استراتژی مالی آن میانه رو متمایل به خطر گریزی می باشد. هم چنین نتایج نشان می­دهد؛ در سال­هایی که هماهنگی بین عناصر استراتژی­های مالی بیشتر می باشد، عملکرد شرکت نیز بهتر می باشد.

بهار مقدم و هوشمند (1391) در تحقیقی نشان دادند؛ بین فرصت­های رشد (لگاریتم طبیعی کیوتوبین) و جریان نقد عملیاتی با مدیریت سرمایه در گردش (چرخه تبدیل به نقد) ارتباط منفی و معناداری هست. هم چنین بین سودآوری (ROA ) و چرخه تبدیل به نقد ارتباط معناداری وجود ندارد.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سؤالات پژوهش:

1: آیا بین سیاست متهورانه سرمایه گذاری سرمایه در گردش و سودآوری ارتباط معنادار هست؟

2: آیا بین سیاست متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش وسودآوری ارتباط معنادار هست؟

3:آیا اندازه ، رشد و اهرم مالی یک شرکت بر روی سود آوری عملکرد شرکت تاثیر دارد؟

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

تاثیر سیاست متهورانه مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری