مطالعه سودآوری استراتژی معکوس در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-13-5 راهبرد توالی

توالی به صورت تداوم و مداومت جهت تعریف می گردد. در ارتباط با راهبرد معاملاتی توالی، این به آن معناست که سهامی که قیمت آن افزایش یافته می باشد در کوتاه مدت یا متوسط به طریقه افزایش خود ادامه می‌دهد. سهامی که در گذشته کاهش یافته می باشد در دوره بعدی نیز کاهش می‌یابد. اگر این تأثیر در بازار حفظ گردد، ما بایستی بتوانیم سودهای غیر­عادی را زیاد کنیم و پس این نظریه رد می گردد که راندمان و کارایی ضعیف بازار در بازارهای سهام امروز حفظ می گردد. فاما بیشتر این سودهای غیر­عادی را نمی‌پذیرد و قادر نیستند تا راهبرد‌های توالی را بپذیرند و می‌گویند این یک معما یا پازل باز می‌باشد. جگادیش و تیتمن در سال 1993 عملکرد راهبرد­های معاملاتی را با دوره­های شکل­گیری و نگهداری بین 3 تا 12 ماه مورد مطالعه قرار دادند. آن‌ها گزارش کردند،  راهبردهای خرید سهام برنده و فروش سهام بازنده گذشته می­تواند بازده اضافی معناداری (در حدود یک درصد در ماه) ایجاد نماید. آن‌ها این نتیجه را براساس تشکیل
پرتفوی­هایی بر مبنای بازدهی گذشته در دوره 1965-1989 کشف کردند. روش کار آن‌ها به این شکل بود که سهام را بر اساس بازدهی سه تا دوازده ماه گذشته در ده پرتفوی با وزن مساوی طبقه­بندی کردند و راهبردهای خود را خرید پرتفوی برنده و فروش پرتفوی بازنده قرار دادند و نشان دادند بازدهی اضافی ایجاد می­گردد (شیلر 2003، 19).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

کنراد وکاول[1] با مطالعه بلند مدت در آمریکا موفقیت راهبردهای توالی در کوتاه مدت را فقط به خاطر

تفاوت­های مقطعی[2] در بازده­های مورد انتظار به جای الگوی سری زمانی[3] اظهار کردند. آن‌ها استدلال کردند که سودهای توالی یک محصول جانبی این موضوع می باشد که بعضی از سهام به ­خاطر وجود یکسری از عوامل ریسک ناشناخته، ریسکی­تر می­شوند.

مطالعه­ای که به تازگی توسط گریفین، جی و مارتین در سال 2003 انجام شده می باشد،راهبردهای توالی را در چهل کشور در دورترین نقاط جهان مطالعه می­کند. در این مطالعه این نتیجه حاصل گردید که راهبردهای توالی در آمریکای شمالی، اروپا و امریکای لاتین سودآور هستند. اما در آسیا سودآوری قابل ملاحظه­ای ندارند.

2-13-5-1 انواع راهبرد توالی

راهبرد­های توالی انواع مختلفی دارند که از آن جمله می‌توان به توالی قیمت، سود و صنعت تصریح نمود که در زیر به تشریح آن‌ها پرداخته می­گردد

2-13-5-2 توالی قیمت سهام منحصر به فرد

جگادیش و تیتمن (1993)، توالی قیمت سهام منحصر به فرد را به صورت سهامی تعریف می‌کنند که در گذشته خوب اقدام کرده می باشد و در آینده نیز بهتر از سهامی که در گذشته ضعیف اقدام کرده‌اند، اقدام می کند. آن‌ها این نظریه را با درجه‌‌بندی یا رتبه‌‌بندی سهام‌ها با درآمدهایشان در یک دوره مطالعه می‌کنند و اوراق بهادار برابر را با خریدن ده درصد بالایی یعنی برندگان و فروختن ده درصد پایینی یعنی بازندگان ایجاد می‌کنند. این اقدام یک راهبرد‌ سرمایه‌گذاری خود محور را ایجاد می کند.آن‌ها دوره‌های نگهداری 3 تا 12 ماهه را مطالعه کردند. آن‌ها درآمدهای غیرعادی مثبت را در تمام دوره‌های نگهداری بدست آوردند. با این حال آن‌ها دریافتند که در طول ماه اول، آن‌ها اثر معکوسی را نظاره می‌کنند و به درآمدهای منفی می‌رسند. در تمام این دوره‌ها و دوره‌های سرمایه‌گذاری آن‌ها دریافتند که دوره سرمایه‌گذاری 6 ماهه و دوره نگهداری 6 ماهه بیشترین درآمد 01/12% را سالانه ایجاد می کند (کاهان 2008، 31).

چریدا و شیواکومر[4] (2002) سهام‌های بورس اوراق بهادار آمریکا،  مرکز مبادلات نیویورک را با پرتفوی
وزن­دار مساوی[5] تجزیه و تحلیل می‌کنند و به درآمدهای غیرعادی و از نظر آماری معنادار رسیدند. آن‌ها مدعی شدند که درآمدهای توالی خوب هستند به خاطر استخراج داده‌ها نمی‌باشد. آن‌ها همچنین می‌گویند سودهای غیرعادی بدست آمده به وسیله راهبرد‌ توالی را می‌توان با متغیرهای اقتصاد کلان توجیه نمود و زمانی که این متغیرها اعلام می شوند، هیچ راهی برای نفع بردن از این نوع راهبرد‌ وجود ندارد (کاهان 2008، 32).

حامد و تانگ[6] (2000) به توالی در شاخص‌های سهام بین‌الملل می‌پردازند. آن‌ها نتیجه گرفتند که توالی در تمام بازارها و نه فقط در بازارهای نوظهور مرسوم می‌باشد و زمانی قوی‌تر می باشد که دوره نگهداری 4 هفته باشد. یک یافته کلیدی این می باشد که افزایش در حجم در یک دوره سرمایه‌گذاری باعث درآمد توالی بالاتری می گردد. تحقیقات همچنین پدیده توالی قیمت را در بازارهای بین‌الملل مطالعه می‌کنند. دمیر و والتر[7] (2004) پدیده قیمت سهام را در بازار استرالیا مطالعه کردند. آن‌ها از افق زمانی 30، 60، 90 و 180 روزه بهره گیری کردند تا ببینند آیا می‌توانند درآمدهای غیرعادی را بدست آورند. آن‌ها متوجه شدند که سهام با درآمد بالا در گذشته در دوره نگهداری بهتر اقدام می‌کنند و سهام‌هایی که درآمد پایین‌تری در گذشته دارند در دوره نگهداری بعدی بدتر اقدام می‌کنند. با خرید سهام‌های با عملکرد خوب و فروختن سهام‌ بد، آن­ها درآمدهای غیرعادی مثبت و از نظر آماری معنادار را بدست می‌آورند. درآمدهای غیرعادی در سهام‌های با سرمایه‌گذاری بازاری کم مشهود می‌باشد. آن­ها متوجه شدند که سهام‌های نقدی‌تر بالاترین هم‌بستگی را با درآمد دوره‌ی نگهداری دارند. این مقاله با گنجاندن سهام‌هایی که برای فروش در کوتاه مدت در تبادل سهام استرالیا تصویب شدند، زاویه‌ی منحصر به فردی از توالی را بدست می‌آورد. راون هورست[8] (1998) درآمدهای غیرعادی را در 3 تا 12 ماه در 12 کشور اروپایی بر مبنای داده‌های 1980 تا 1995 پیدا نمود. راون هورست (1999) 20 بازار نوظهور و 1750 سهام منحصر به فرد را مطالعه نمود و با بهره گیری از درآمدهای سهام گذشته به مدارکی دست پیدا نمود. گریفین و مارتین[9] (2003) 40 کشور را مطالعه کردند و به سودهای توالی کوتاه مدت و آماری معناداری رسیدند. با بهره گیری از مدل غیرشرطی رول و راس[10] (1986) آن­ها نتیجه گرفتند که این به خاطر ریسک‌های اقتصاد کلان نمی‌باشد بلکه به خاطر ریسک‌های خاص کشور می‌باشد. حامد (2002)، 6 بازار سهام آسیایی نوظهور را در 1981 تا 1994 مطالعه کردند. آن­ها درآمدهای غیرعادی کمی را در این دوره با بهره گیری از یک دوره نگهداری 6 ماهه یافتند. با این حال آن‌ها متوجه شدند که این با تمام بازارها سازگار نیست و با سهام‌های با فروش پایین رخ می‌دهد. بعد از سازگاری با سایز و نقدینگی، آن­ها دریافتند که این درآمدها دیگر معنادار نمی‌باشند و نتیجه گرفتند که بازارهای آسیایی با بازارهای آمریکا نسبت به نحوه واکنش به اطلاعات گذشته هم‌بستگی ندارند. هیوجا وسانتاماریا[11] (2007) توالی قیمت را در بازار اسپانیا در دهه 1990 مطالعه کردند. آن­ها مدارکی را یافتند با این حال آن به نظر می‌رسد که بعد از بحران 1997 ناپدید گردید. هانگ و روبسم[12] (2007) می‌گویند به خاطر سودهای توالی از خرید سهامی که قیمتش در­گذشته افزایش یافته می باشد و فروش سهامی که قیمت آن کاهش یافته می باشد (کاهان 2008، 34).

2-13-5-3 توالی صنعت

 راهبرد‌های توالی با بهره گیری از وضعیت صنعتی شرکت‌ها ایجاد شدند تا پرتفوی سهامی که در گذشته بهتر اقدام می‌کنند و سهامی که بد اقدام می‌کنند را به وجود آورند. گرینبلات و ماسکویتز[13] (1999) معضلات این راهبرد‌ را با بهره گیری از پرتفوی­های موزون شده ارزشی تبیین می‌دهند. با رتبه‌بندی سهام‌ها در هر صنعت به وسیله درآمدهای گذشته‌شان 10% بالایی به پرتفوی برنده و 10% پایینی در هر صنعت به عنوان پرتفوی بازنده انتخاب می گردد. برای فرموله کردن پرتفوی­های برنده خریداری و بازنده فروخته می شوند. با بهره گیری از دوره سرمایه‌گذاری یک ماهه و دوره نگهداری یک ماهه آن‌ها متوجه درآمدهای غیرعادی شدند. با این حال بیشترین درآمد به وسیله فروش کوتاه مدت بدست می‌آید. لیانو و هوانگ[14] (2004) نیز نتایج آماری معناداری را با بهره گیری از پرتفوی­های صنعتی بدست آورند که در کوتاه مدت و کمتر از 4 هفته رایج بود(گرینبلات و ماسکویتز 1998، 22).

[1]  Conrad& Kaul

[2] Cross Sectional

[3] Time Series

[4]  Chorida& Shivakumar

[5]  Equally whieghted portfolios

[6]  Hameed& Tong

[7] Demir& Walter

[8]  Rouwenhorst

[9]  Griffin& Martin

[10]  Roll& Ross

[11] Muga& Santamaria

[12] Rubesam

[13] Moskowitz& Grinblatt

[14]  Liano& Huang

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 پرسش ­های اساسی پژوهش:

با در نظر داشتن اظهار مساله که در بخش قبل عنوان گردید، سؤالات اساسی پژوهش را می­توان به صورت زیر مطرح نمود:

سوال اصلی:

آیا می­توان با بهره گیری از راهبرد معکوس بازده اضافی کسب نمود؟

سوالات فرعی:

  1. آیا بین راهبرد معکوس و اندازه شرکت در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط معنی ­دار هست؟
  2. آیا بین راهبرد معکوس و ارزش دفتری به بازار در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط معنی ­دار هست؟
  3. آیا بین راهبرد معکوس و عامل بازار در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط معنی ­دار هست؟

مطالعه سودآوری استراتژی معکوس در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری


پاسخ دهید