ساختماني بوده است مجدداً از اواسط دهه 1980 در کشورهاي صنعتي مطرح و استفاده از آن به سرعت رو به توسعه گذلشته است . دليل آن صرفه جوئي در زمان و امکان بروز خلاقيت و نوآوري بوده که منجر به کاهش هزينههاي پروژه با حفظ کيفيت آن خواهد شد.
3-2 نظام فني اجرايي طرح هاي عمراني
نظام فني اجرايي عبارت است از مجموعه اصول روشها مقررات و ضوابط فني حقوقي مالي حاکم بر تهيه اجرا و ارزشيابي طرح هاي عمراني کشور و چگونگي انتخاب و بکارگيري عوامل دست اندرکار مربوط به آن و نيز تبيين مشخصات عوامل ياد شده و نحوه ارنباط بين آنها .
گستره يا مباحث طرح شده در نظام فني اجرايي شامل موارد زير ميباشد.
الف- مطالعات بنيادي ، تحقيقاتي ، پايه ، منطقهاي (آمايش سرزمين ) و جامع بخشي
ب- تهيه طرح ها
ت- اجراي طرح ها
ث- ارزشيابي
گستره نظام فني اجرايي کشور در شکل 3-1 نشان داده شده است.

با توجه به طبقه بندي که براي چرخه عمر طرح هاي عمراني در نظام فني و اجرايي ارائه شده است، طراحي تفصيلي در مرحله اجراي طرح جاي داده شده است بر انجام کار طراحي و ساخت بصورت توام توصيه شده است و طبيعي است براي تحقيق اين امر بايد هر چه زودتر نهادها و ضوابط مورد نياز اين فعاليت تدارک شوند. نظام فني و اجرايي به شروع و انجام عمليات اجرايي صرفاً در مورد طرح هايي که توجيه فني و اقتصادي لازم را دارند تاکيد دارد، لذا ملاحظه مي شود که واگذاري طراحي تفصيلي و اجرايي (فاز 2) و يا خدمات اجرايي طرح به نهادهايي که خدمات تهيه همان (مطالعات شناسايي و توجيه فني و اقتصادي و طراحي اوليه، فازهاي صفر و يک) را انجام مي دهند مورد نظر نبوده و هدف اصلي آن بوده است مه يک واحد تهيه کننده طرح علاقه مندي خاصي به توصيه و توجيه اجرايي شدن طرح به لحاظ آنکه خود واحد اجرايي آن خواهد بود را نداشته باشد و به عبارت ديگر حتي از اين مسير نيز از فراهم شدن توجيه غير واقعي براي طرح هايي که اجراي آن به هيچ روي موجه نيست جلوگيري بعمل آمده است. در اين نظام براي کارهاي با مدت اجراي کوتاه قيمت هاي مقطوع توصيه گرديده و بعلاوه چنين پيش بيني شده است که براي احتراز از تفصيل در کار صورت وضعيت نويسي، رديف هاي فهرست بها با اقلام کلي تر و بصورت فشرده اي از اقلام جزئي تهيه شود و پيمانکاران نسبت به اين اقلام واحد بهاي خود را اعلام و کار با قيمت کل پيشنهادي به پيمانکار داده شود.
3-3- پيشينه روش طرح و ساخت
طرح و ساخت، روش اجراي جديدي نيست، بلکه قرن ها در سراسر جهان مورد استفاده بوده است. در قرن هاي گذشته تنها روش در دسترس براي اجراي پروژه ها بوده است. ريشه هاي آن از مفهوم “سازنده اصلي”10 قرون وسطي نشأت مي گيرد، که در آن مسئوليت طراحي و اجرا بر عهده يک معمار بوده است. سازنده اصلي کار طراحي، ساخت و نظارت ساختمان هايي مثل کليساها، کاخ ها و ساير ساختمان هاي حماسي را بر عهده داشته است.
رد پاي روش طرح و ساخت در بين النهرين قديم ديده شده است، جايي که قانون حورابي (1800 پيش از ميلاد) مسئوليت کامل طراحي و اجرا را بر عهده سازنده اصلي قرار داده است. در يونان قديم، معابد بزرگ، ساختمانهاي عمومي، و کارهاي سيويل توسط سازندگان اصلي طراحي و اجرا مي شد. سازه هاي ماندگاري مثل Parthenon و تئاتر Dionsis شواهدي از فرآيند سازندگان اصلي هستند. همچنين کار طراحي و ساخت اهرام مصر توسط يک معمار مصري در 2780 پيش از ميلاد انجام شده است. در طي دوره رنسانس، مهندسي اندک اندک از معماري که رويکردي زيبا شناسي و فلسفي داشت جدا شد و بتدريج معماري، مهندسي و ساخت بصورت تخصص هاي جداگانه اي تکامل پيدا کردند و حضور سازندگان اصلي کمتر شد. در طي اين دوره پروژه ها پيچيده تر شدند و عملاً نيزا به تخصصي شد طراحي و ساخت بوجود آمد. “با توسعه يافتن قوانين و رويه هاي قضائي در سال هاي 1800، جدا شدن طراحي و ساخت بصورت قانوني در آمد. دادگاه ها مسئوليت هر يک از گروه ها را تعيين کردند و با تعيين اين مسئوليت ها، روش متعارف (سنتي)، طراحي – مناقصه-اجرا، به عنوان روش اجراي اصلي پديدار شد. روش طراحي – مناقصه-اجرا، تا سال هاي تورم زاي 1970 به عنوان تنها روش باقي ماند و دعواها در سال هاي 1980 سازمان هاي کارفرمايي را تشويق کرد که اين روش را که به صورت استاندارد در آمده بود را مجدداً ارزيابي نمايند. به تبع آن استفاده از ديگر روش هاي اجرا مثل، طرح و ساخت، کليد در دست، و مديريت ساخت به عنوان گزينه هاي توچيه پذير در مقابل روش متعارف طراحي – مناقصه -اجرا، مطرح شدند.” اين روند تغيير در اشکال 3-2 و 3-3 نشان داده شده است.

روش طرح و ساخت بويژه در سال هاي اخير رشد بسيار زيادي داشته است. از سال 1986 پروژه هاي طرح و ساخت به لحاظ حجم و درصد نسبت بک کل پروژه ها، به صورت مداوم رشد کرده اند. يکي از نتايج غير قابل اجتناب اين رشد، ورود فزاينده پيمانکاران و معماران / کهندساني که تجربه کمي و يا هيچ تجربه اي در طرح و ساخت ندارند به بازار مي باشد. به علاوه، اين رشد باعث افزايش انتخاب روش طرح و ساخت توسط کافرماهايي که تجربه آنرا قبلاً نداشته اند مي گردد. تداوم موفقيت روش طرح و ساخت احتياج به مستند سازي و گسترش دانش طرح و ساخت براي شرکت کنندگان جديد آن دارد.
“در ايران نيز در دوران قبل از اسلام، طرح و اجرا و کليه امور مربوط به کارهاي ساختماني توسط يک معمار و يا يک مهندس انجام مي شده است. از جمله، اين آثار مي توان به سد شادروان، پل زال خرم آباد، پل کلهر در فارس، سد کوروش کبير، کاخ خورنق، و … اشاره کرد. در شاهنامه فردوسي داستان ساختمان ايران مدائن ذکر شده است که در آن خسرو انوشيروان کار طرح و اجراي اين بناي عظيم را به معماري بنام فرخان واگذار ميکند و فقط به او مي گويد که بناي عظيمي مي خواهد که تا دويست سال پايدار مانده و از گزند حوادث در امان بماند و جانشينانش از آن استفاده کنند. در دوران بعد از اسلام هم ساختمان مساجد و مدارس ديني و علمي و کاخ ها و کاروانسراها و بندها و سدها، مثل بند امير حدوداً بهمين شيوه طرح و اجرا شده اند. در دوران معاصر يعني هفتاد سال اخير و بدنبال اقدامات امير کبير که دارالفنون را تاسيس کرد و محصل به خارج کشور فرستاد و نيز آمدن مهندسان خارجي سازندگان به طريق اروپايي و در واقع بصورت سه عاملي پايه گذاري شده است. در دهه هاي اخير بعضي پروژه ها با روش طرح و اجراي ؟ شده اند که اغلب توسط شرکت هاي خارجي انجام شده است. در دوران بعد از انقلاب نيز برخي از پروژه ها از جمله سد کوثر، فرهنگسراي بهمن، سالن کنفرانس اجلاس سران اسلامي، و فرودگاه بين المللي امام خميني (در يک دوره محدود) با اين شيوه انجام شده اند.

3-4- عوامل موثر در انتخاب و مباني لازم براي اجراي پروژه ها به روش طرح و ساخت
در اين قسمت، دلايل گرايش به سمت استفاده از روش طرح و ساخت در کشورهاي توسعه يافته و نيز مباني لازم با پيش نيازها براي استفاده از اين روش، بر اساس تحقيقات در آن کشورها مطرح مي گردد.

3-4-1- مهمترين عواملي که منجر به انتخاب روش طرح و ساخت مي گردد
بر اساس نتايج تحقيقاتي که در کشور آمريکا روي طرح و ساخت انجام گرفته و مهمترين عواملي که منجر به انتخاب روش طرح و ساخت مي گردد به شرح زير است:
* کوتاه شدن مدت زمان انجام پروژه
زماني که طراحي و ساخت تحت يک قرار داد انجام مي شود و در واقع سازماني واحد مسئوليت آن را مي پذيرد، ارتباطات بين عوامل مختلف درگير در پروژه تا حد زيادي بهبود مي يابد. در نتيجه زمان فرآيندهاي طراحي و ساخت کاهش يافته و امکان کاهش زمان کل پروژه افزايش مي يابد. همچنين در اين روش امکان انجام سريع پروژه (fast tracking) از طريق هم پوشاني در طراحي و ساخت فراهم مي شود.
* قطعيت دادن به هزينه ها:
با توجه به اينکه يک سازمان کنترل کامل روي کار طراحي، محدوده کار و بودجه دارد. فرصت کمتري يراي تغييرات در محدوده کار به وجود مي آيد. به علاوه ارتقاء ارتباطات بين طراحان و اجرا کنندگان، احتمال مواردي که باعث افزايش هزينه پروژه مي گردد را کاهش مي دهد.
* کاهش هزينه ها:
اگر چه اطلاعات ميداني خيلي کمي نشان بدهد مقدار مشخصي هزينه بدليل استفاده از روش طرح و ساخت صرفه جويي شده است وجود دارد، ولي براي کاهش کلي هزينه ها، دليل منطقي وجود دارد. اين کاهش هزينه از دو ناحيه اتفاق مي افتد : يکي کوتاه شدن مدت زمان و ديگري ورود دانش اجرايي پيمانکاران به مرحله طراحي مي باشد که از طراحي غير اجرايي و نتجتاً صرف هزينه براي اصلاح کار جلوگيري خواهد شد.

ارتقا و قابليت ساخت و نوآوري:
يکي از ويژگي هاي اصلي در فرآيند طرح و ساخت درگير شدن تمدن زود هنگام پيمانکار در پروژه مي باشد. ورود زود هنگام دانش اجرايي پيمانکار در طراحي باعث ايجاد راه حل هاي خلاقانه و نو در طراحي و ساخت خواهد شد. در واقع ب استفاده صحيح از روش طدح و ساخت، امکان بهبود قابليت ساخت و نوآوري به کمک فرآيند مهندسي ارزش، افزايش مي يايد.
* کاهش ادعاها:
با توجه به يکي بودن مجموعه طراح و سازنده، موارد حقوقي کاهش مي يابد. کارفرما خود از مسئوليت مصون و محفظ مي ماند. طراح به عنوان کارفرما عمل نمي کند و اشتباهات و ناديده گرفتن برخي مسائل در طراحي فقط در مسئوليت طراح/سازنده مي باشد.
* قطعيت دادن به برنامه زمان بندي:
همان دلايلي که کارفرمايان، روش طرح و ساخت را براي قطعيت دادن به هزينه ها انتخاب مي کنند در ارتباطي بين طراحي و پيمانکاري ناشي مي شود، (به عنوان مثال، درخواست براي اطلاعات، اشتباهات طراحي، ناديده گرفته شدن برخي مسائل در طراحي و غيره)، با واگذاري مسئوليت به يک مجموعه اين مشکلات به حداقل مي رسد.
يکي از مواردي که در بالا ذکر نشده است، ارتباط بين کارفرما با يک مجموعه واحد و انتقال مسئوليت به وي مي باشد. اين مورد جزو تعريف خود طرح و ساخت مي باشد و در واقع همه عوامل انتخاب را در بر مي گيرد. بنابراين به دليل کلي بودن اين موضوع نمي توان از آن به عنوان عاملي براي انتخاب ياد کرد، ولي جزو خصوصيات اين روش مي باشد. در اين تحقيقات از کارفرمايان بخش دولتي آمريکا خواسته شده که بر اساس تجربياتشان در پژوهش هاي طرح و ساخت اين معيار را اولويت بندي نمايند که نتايج آن در ادامه آمده است. پژوهش هايي که در اين تحقيقات مورد نظر بوده اند، حدود 85 درصد مربوطبه پروژه هاي ساختماني،5 درصد مربوط به پروژه هاي سنگين و راه و 10 درصد هم مربوط به پروژه هاي صنعتي بوده است.
بر اساس تحليل آماري که روي نتايج اين تحقيقات انجام شده، يک دليل اصلي وجود دارد که کارفرمايان روش طرح و ساخت را انتخاب مي نمايند و آن کوتاه شدن زمان مي باشد. برتري عامل کوتاه شدن زمان نسبت به ساير عوامل بخوبي شناخته شده است و بالاترين اولويت را بخود اختصاص داده است. پنج عامل ديگر با فاصله نسبتاً زيادي ار عامل اول قرار گرفته اند. اين نتايج در جدولي در ادامه نشان داده شده است. اگر چه کارفرمايان نسب به عامل اول احساس محکمي دارند ولي به هر حال به ساير عوامل نيز امتياز و اولويت داده اند. اين نشان مي دهد که براي هر پروژه خاص هر يک از اين عوامل مي تواند در انتخاب روش طرح و ساخت موثر باشند. بنابراين بطور کلي کارفرمايان روش طرح و ساخت را انتخاب مي کنند تا زمان را کوتاه کنند ولي براي برخي پروژه هاي خاص انگيزه مي تواند قطعيت هزينه، کاهش ادعاها و يا هر يک از اين عوامل باشد.

معيار
اولويت
کوتاه شدن مدت زمان
1
قطعيت دادن به هزينه ها
2
کاهش هزينه ها
3
قابليت ساخت و نوآوري
4
کاهش

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید