و مدير اجرا اتفاق بيافتد.
-براي کارفرما و مدير اجرا بويژه در بخش دولتي کاغذ بازي بيشتري وجود خواهد داشت.

2-3-3- روش طرح و ساخت (دو عاملي)
در اين روش کارفرما مسئوليت طراحي و اجراي پروژه را از طريق يک قرارداد به واحد طراح سازنده واگذار کند. جذابترين جنبه روش طرح و ساخت براي کارفرمايان اين است که فقط با يک منبع واحد مسئوليت سر و کار دارد يعني به جاي آنکه بصورت جداگانه با يک معمار، يک پيمانکار و احتمالا گروههاي ديگري مثل مهندس تاسيسات و طراحي داخلي سر و کار داشته باشند يک تامين کننده خدمات کليه کارهاي آنها را انجام خواهد داد به اين ترتيب مسئوليت و ريسک کارفرما به حداقل رسيده و منبع واحد مسئوليت يعني طراح سازنده کليه خدمات طراحي تدارک و ساخت پروژه را به عهده ميگيرد.
از ديگر موارد جذاب اين روش براي کارفرماها اين است که زمان صرف شده آنها روي طراحي و ساخت کاهش مييابد که اين زمان شامل انتخاب يک طراح و يک پيمانکار عمومي و ارتباط برقرارکردن با هر دو آنها ميباشد.
طرح و ساخت تقريبا هميشه يک روش سريع تر در مقايسه با روش متعارف ميباشد اين به دليل ادغام گروههاي طراحي و ساخت يا بصورت مستقيم و يا بصورت مشاورهاي ميباشد اين موضوع باعث کاهش تعداد گروههاي کليدي از سه به دو ميگردد که به همين ترتيب باعث کاهش زمان آماده کردن اسناد و مدارک زمان مناقصه ميزان تغييرات و اختنام کار ميگردد.
موضوع باعث کاهش تعداد گروههاي کليدي از سه به دو ميگردد که به همين ترتيب باعث کاهش زمان آماده کردن اسناد و مدارک، زمان مناقصه ميزان تغييرات و اختنام کار ميگردد. همچنين ميتواند شتاب پروژه را بهبود ببخشد.
در اين روش همچنين با توجه به ترکيب طراحي با مسئوليتهاي اجرا امکان انجام طراحي و ساخت توام به حداکثر ميرسد. ريسک کارفرما در راهاندازي پروژه محدود به اطلاعاتي است که در مرحله مناقصه گذاري و يا مذاکره براي واگذاري قرارداد طرح و ساخت توسط کارفرما توليد شده است.
در صورتيکه حوزه مسئوليت هاي طراح سازنده به طراحي پايه و مشارکت در تامين موقت مالي پروژه گسترش يابد سيستم اجراي کليد در دست6شکل ميگيرد که در آن پيمانکار مسئوليت طراحي تدارک ساخت و مشارکت موقت در تامين مالي پروژه را به عهده گيرد.
کميته مشترک مدارک قراردادي آمريکا EJCDC7 چهار حالت زير را براي ساختار يک واحد طراح سازنده در نظر ميگيرد.
-واحدي که توانمندي طراحي و ساخت در آن تجهيز شده باشد.
-مشارکتي از يک شرکت مهندسي (مشاور) و يک پيمانکار
-يک شرکت مهندسي (مشاور) و يا يک پيمانکار خود خدمات مهندسي يا ساخت به ترتيب فراهم نموده و ديگري را بصورت دست دوم از طريق شرکت ديگري فراهم نمايد.
-يک سازمان مديريت اجراء خدمات طراحي و ساخت را بصورت دست دوم تامين نمايد.
انجمن پيمانکاران آمريکا (AGC)8 دو حالت را براي ساختار طراح سازنده در نظر ميگيرد يکي in-house design و ديگري consultative design تفاوت اصلي آنها اين است که پيمانکار چگونه خدمات طراحي را فراهم مينمايد ولي به هر حال مبناي اصلي سازمان پيمانکار خواهد بود. اين دو ساختار در شکل 2-4 نشان داده شدهاند.

In- house design-bulld

consultative – design – build
شکل 2-4 دو ساختار اصلي در روش طرح و ساخت

جمله مزاياي روش طرح و ساخت عبارتند از:
* ادغام قراردادهاي طراحي و ساخت باعث صرفهجويي در زمان تکميل پروژه ميگردد. به دليل اينکه فرايند واگذاري کار يک بار انجام ميشود و نيز امکان همپوشاني طراحي و اجرا وجود دارد همچنين به دليل يکپارچه بودن تيم طراحي و اجرا کارايي و سرعت انجام کار بالا ميرود.
* اقلام با زمان تامين بالا راي ميتوان شناسايي و در بعضي موارد پيش از شروع ساخت آنها را سفارش داد.
* کارفرماها سريعتر ميتوانندآثار تصميمگيري هاي طراحي را در زمانبندي و هزينه کار ببيند.
* هزينه پروژه به نسبت سريعتر تعيين ميگردد زيرا کار پيمانکاران طرح و ساخت بودجه پروژه را ميتوانند بر اساس نقشههاي شماتيک و مشخصات کلي تهيه کنند.
* اسناد قرارداد در طرح و ساخت در مقايسه با روش متعارف ميتوانند کمتر تفصيلي باشد چرا ديگر نيازي نيست براي مناقصه جزئيات را براي هر پيچ و مهره مشخص کرد.
* مهندسي ارزش و قابليت ساخت با انسجام طراحي و ساخت ارتقاء مييابد.
* تغييرات ادعاها و ساير تاخيرات کمتر در قراردادهاي طرح و ساخت اتفاق بيافتد.
* با ادغام طراحي و ساخت در يک قرارداد مسئوليت هاي اداري و مديريت کارفرما کاهش مييابد.
معايب روش طرح و ساخت:
* براي آنکه طرح و ساخت بصورت موثري عمل نمايد کارفرما بايد يک بيانيه روشني از محدوده و نيازهاي پروژه تهيه کند.
* احتمال از بين رفتن کنترل هاي معمول و تعادل بين طراحان و سازندگان وجود دارد.
* استفاده از اسنادي که زيادي تفضيلي نيستند در مراحل اوليه فرآيند ممکن است منجر عدم تفاهم بين کارفرما و پيمانکار طرح وساخت گردد.
* اگر قراردادها با هم منسجم نباشد، ممکن است باعث اغتشاش و ناکارآمدي کار گردد.
* از آنجا که اين روش موضوع اصلي تحقيق را شکل ميدهد بنابراين در فصل سوم به تفصيل در مورد آن بحث شده است.
2-3-4- روش ساخت، بهره برداري و انتقال (BOT)
BOT روشي است که در آن از سرمايه بخش خصوصي براي ساخت پروژه هاي زيربنايي استفاده ميشود، تامين مالي پروژه اساس رويکرد BOT را تشکيل ميدهد. در يک پروژه BOT امتياز ساخت و بهره برداري از يک تسهيلات براي مدت معيني به يک شرکت خصوصي که شرکت پروژه 9ناميده ميشود واگذار ميگردد. اين تسهيلات ممکن است يک نيروگاه ، فرودگاه، بزرگراه، تونل يا يک تصفيه خانه باشد. شرکت پروژه مسئوليت کامل تامين خدمات طراحي ، تدارک، ساخت، تامين مالي و بهره برداري از پروژه را در دوره امتياز برعهدا دارد. در پايان دوره امتياز، شرکت، پروژه مالکيت پروژه را به دولت واگذار مينمايد.
دوره امتياز عمدتاً براساس مدت زماني که لازم است تا درآمد حاصل از تسهيلات، بدهي شرکت را پرداخته و سود مناسبي نيز بخاطر کار و ريسکي که متحمل شده است فراهم نمايد تعيين ميگردد.
روش bot در واقع يک روش مستقل براي اجراي پروژه ها نميباشد بلکه رويکردي براي تامين مالي پروژه است.در بيشتر مواقع در اين روش براي کارهاي طراحي و اجرا از يک قرارداد کليد در دست با قيمت ثابت استفاده ميشود و در واقع اين روش از بسط دادن کليد در دست بدست ميآيد.
رويکرد bot براي سرمايهگذاري پروژههاي زيربنايي داراي امتيازات زيادي است که در ادامه به آنها اشاره شده است و در مقايسه با رويکرد متداول که از وامهاي مستقل يا منابع بودجهاي استفاده ميکند.
يک گزينه توجيهپذير در اکثر کشورها ميباشد، البته استفاده از اين روش احتياج به ثبات اقتصادي و سياسي در کشور دارد.
گزينههاي مختلف اين روش که تحت عنوان عموميBOT طبقه بندي ميشوند عبارتند از:
* طراحي، ساخت ، تامين مالي و بهرهبرداري
* ساخت تملک و بهره برداري
* ساخت و انتقال سريع
* ساخت و انتقال بهره برداري
پروژههاي bot داراي اجزاء زيادي هستند که براي موقعيت پروژه همگي بايد با هم کار کنند يک ساختار معمول از پروژههاي bot و ارتباطات بين گروههاي مختلف آن در شکل 2-5 نشان داده شده است.

BOT شکل 2-5 – ساختار يک پروژه
UNIDO BOT GULDELINES

جمله مزايايي که براي اين روش مطرح ميشود عبارتند از :
* استفاده از تامين مالي بخش خصوصي براي فراهم نمودن منابع جديد سرمايه، که باعث کاهش در قرضهاي دولتي و خرج مستقيم توسط دولت ميگردد و نيز ميتواند ميزبان اعتبارات دولتي را بهبود بخشد.
* توانايي در سرعت بخشيدن به توسعه پروژهها که در غير اين صورت با وجود منابع مالي محدود ميبايستي صبر ميکردند و باهم رقابت ميکردند.
* استفاده از سرمايه بخش خصوصي که داراي ابتکار عمل براي کاهش هزينههاي ساخت و کوتاه کردن زمانبندي و بهبودي کارايي بهره برداري ميباشد.
* تخصيص ريسک پروژه به بخش خصوصي که در غير اينصورت بخش دولتي هم بايستي متحمل آن ميشد بخش خصوصي در رابطه با بهرهبرداري نگهداري و خروجي پروژه در يک دوره بسط داده شدهاي مسئوليت دارد بطور معمول دولت فقط دردوره متداول براي ضمانت ساخت و تجهيزات خدمات دريافت خواهد کرد.
* درگير شدن تامين کنندگان مالي و وامدهندگان تجاري باتجربه که بررسي عميق پروژه را تضمين و نشان ديگري براي امان پذيري پروژه ميباشد.
* انتقال تکنولوژي آموزش افراد محلي و توسعه يافتن بازارهاي سرمايه ملي.
* برخلاف وضعيت خصوصي شده کامل حفظ کنترل استراتژيک دولت روي پروژه که در پايان دوره قرارداد به بخش عمومي برگردانده خواهد شد.
* فرصتي براي ايجاد يک معيار سنجش کارايي که بواسطه آن کارايي پروژه هاي مشابه در بخش دولتي سنجيده شود و نيز فرصتي براي بهبود مديريت دولتي در تهيلات زير بنايي

2-3-5- مقايسه روشهاي قراردادي مختلف براي اجراي پروژه
با وجه به توضيحاتي که در مورد روشهاي مرسوم قراردادي براي اجراي پروژههاي ارائه شده در اين قسمت مقايسهاي که به لحاظ محدوده کاري و عملکرد روشهاي مختلف انجام ميشود. در شکل 2-6 روشهاي مختلف قراردادي اجراي پروژهها در فرايند پروژههاي ساخت و تفاوت آنها بايکديگرنشان داده شده است.

شکل 2-6- روشهاي مختلف قراردادي اجراي پروژهها در فرايند پروژههاي ساخت و تفاوت آنها

همانطور که درشکل مشخص است اساس تفاوت اين روش ها روي تفکيک مسئوليت طرحي از مسئوليت ساخت پروژه ميباشد .چنانچه اين دو مقوله از يکديگر منفک و به منابع مجزاي مسئوليت واگذار کرده دوش طرح و ساخت شکل ميگيرد و ساير روش ها از قبيل کليد در دست و روشهاي تامين منابع مالي از قبيل در اساس همان روشهاي طرح و ساخت است که حوزه عملکرد و مسئوليت آن گسترش يافته است روش مديريت اجرا نيز نوعي از روش متعارف است.
مجامع و افراد مختلف ديدگاه مختلف در مقايسه روشهاي قراردادي داشتهاند که در اينجا در مورد آنها ارائه ميگردد.
در طي تحقيقات انجام شده در کشور آمريکا سه روش اجراي متعارف طرح و ساخت و مديريت اجرا به لحاظ قيمت واحد، سرعت ساخت افزايش قيمت و افزايش مدت با يکديگر مقايسه شدهاند که نتايج ان در جدول 2-1 آمده است.

جدول 2-1 مقايسه روشهاي مختلف اجرا بر اساس نتايج تحقيقات انجام شده در آمريکا
شاخص
طرح و ساخت در مقابل
متعارف
طرح و ساخت در مقابل
مديريت اجرا
مديريت اجرا در مقابل متعارف
قيمت واحد
6 درصد کمتر
5/4 کمتر
5/1کمتر
سرعت ساخت
12 درصد سريعتر
7 سريعتر
6درصد سريعتر
افزايش قيمت نهايي نسبت به قرار داد
2/5 درصد کمتر
6/12 درصد سريعتر
8/7درصد بيشتر
افزايش زمان اجرا نسبت به برنامه
4/11 درصد کمتر
2/2 درصد کمتر
2/9درصد کمنر

همانطور که مشخص است تاثير روش اجرا بر روي متغير قيمت با فرض ثابت بودن ساير متغيرها نشان ميدهد که قيمت واحد در روش طرح و ساخت کمتر از دو روش ديگر است بهمين ترتيب تاثير روش اجرا بر سرعت ساخت نيز نشان دهنده اين است که پروژههاي طرح و ساخت 12 درصد سريعتر از پروژه هاي متعارف و 7 درصد سريعتر از روش مديريت اجرا به اتمام رسيدهاند. اختلاف قيمت تمام شده کار نسبت به برآورد اوليه وتاثير روش اجرا بر آن بيانگر اين است که پروژههاي طرح و ساخت 2/5 درصد کمتر از پروژههاي مديريت جرا با قيمت اوليه اختلاف داشتهاند نهايتاً با ثابت نگه داشتن ساير متغيرها تاثير روش اجراي پروژه بر تغييرات زمان بندي بررسي گرديده است و مشخص شده که روش طرح و ساخت 4/11 درصد کمتر از روش متعارف شامل تطويل برنامه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید