تاثیر سیاست متهورانه مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-3-2 استراتژی متهورانه

مدیر سرمایه در گردش با راهبرد جسورانه می­کوشد با داشتن کمترین اندازه دارایی­های جاری از بدهی­های جاری بیشترین بهره گیری را ببرد .در اجرای این راهبرد ریسک نقدینگی بسیار بالا خواهد بود.  از سوی دیگر زیرا حجم دارایی­های جاری به پایین ترین حد خود می رسد، نرخ بازده سرمایه گذاری بسیار بالا خواهد بود(جهانخانی و پارساییان 1389، 127). در این رویکرد مدیران سرمایه در گردش می کوشند تا وجوه نقد و اوراق بهادا رقابل فروش را به حداقل ممکن برسانند و اندازه سرمایه گذاری در موجودی کالا را کاهش دهند ریسک این رویکرد بسیار بالا می باشد وخطر عدم توان پرداخت تعهدات و از دست دادن مشتری بسیار زیاد می باشد. اما پیش روی بازدهی شرکت بخاطر تهیه دارائی­های ثابت و گردش عملیاتی زیاد دارائی­های جاری افزایش می یابد (رهنمای رودپشتی وکیائی1387، 5).

در این رویکرد مدیر می کوشد سطح وامهای کوتاه مدت را به حداکثر برساند و دارائی های جاری خود را ازمحل این وامها تامین کند   اگر سطح وامهای  کوتاه مدت یک شرکت به حداکثر برسد خطر احتمال اینکه، شرکت نتواند به موقع آنها را بازپرداخت کند افزایش خواهد پیدا نمود و وقتی بازار با کمبود پول و اعتبار مواجه می باشد گرفتن وام­های کوتاه مدت به آسانی میسر نمی گردد و هزینه آن بالا خواهد رفت (رهنمای رودپشتی و کیائی1387، 7).

اکثریت مطالعات سرمایه در گردش از نسبت­های سنتی همانند مقدار حساب­های دریافتنی روزانه، تعداد موجودی­های کالای روزانه و تعداد حساب­های پرداختی روزانه برای اندازه­گیری سطح نقدینگی یک شرکت  بهره گیری می­کنند (فالوپ و آجیلر 2009، 77). اپتو در مقاله خود با در نظر داشتن نظر شالمن و کوکس (1985) استدلال می­کند، که نسبت­های سنتی دغدغه­های یک شرکت را مورد توجه قرار نمی­دهند و پس خالص سرمایه در گردش ارزش واقعی نقدینگی نیست. از این رو پیش­بینی وضعیت مالی یک شرکت نسبت­های مالی سرمایه در گردش را بهتر به منابع همیشگی مانند مجموع دارائی­ها پیود می­زنند (اپتو 2012، 40).

اپتو (2012)، نظیر و افز (2009) و وینرب و وپسچر (1998) از مفهوم خالص سرمایه در گردش جهت استحکام یک تئوری برای مطالعه خودشان بهره گیری می­کنند و همچنین به جای بهره گیری از نستب­های سنتی از نسبت­های مالی غیرسنتی مانند نسبت سرمایه­گذاری متهورانه و نسبت تامین مالی متهورانه برای اندازه­گیری نقدینگی سرمایه در گردش و سودآوری یک شرکت بهره گیری می­گردد.

امروزه کاربرد مباحث مدیریت مالی جایگاه ویژ ه ای را در ارتقاء کارایی سازمان به خود اختصاص داده می باشد. لذا اتخاذ تصمیمات تامین مالی و سرمایه­گذاری به عنوان دو وظیفه اصلی مدیران مالی، اهمیت خاصی را دارا می­باشد. در این راستا، مدیریت سرمایه در گردش که همان مدیریت بر منابع و مصارف جاری می باشد، جهت حداکثرسازی ثروت سهامداران به عنوان بخشی از حیطه مباحث مدیریت مالی دارای اهمیت ویژه­ای می باشد (مالکی نیا و همکاران1390، 142). در واقع تصمیم­های مربوط  به سرمایه­ی در گردش، جزئی از تصمیم­های سرمایه گذاری و تأمین مالی می باشد و هدف آن تصمیم گیری در مورد دارایی­های جاری همراه با بدهی های جاری می باشد که قسمت فوقانی ترازنامه را تشکیل می­دهند (اعرابی و عابدی 1390، 5).

2-3-2-1 سیاست سرمایه گذاری سرمایه در گردش

مدیریت سرمایه در گردش یک شرکت با محدودیت های فراوانی، مانند رقابت بازار جهانی، عدم اطمینان از بودجه ناکافی، محدودیت­های مالی، مقررات جدید، طریقه فن آوری و هزینه­های تامین مالی بالا مواجه می باشد (فیلبک و کروگر 2005، 17). فیلبک، کروگر و پریس (2007) استدلال کردند که       محدودیت­های مدیریت سرمایه در گردش  کار مدیر را سخت تر می کند و بهره وری استراتژی  سرمایه در گردش را کاهش می دهد. پاداچی[1] (2006) تاثیر سرمایه در گردش در یک کسب و کار را به تامین کردن خون در بدن تشبیه نمود، خون یک عنصر اساسی برای بقای بشر می باشد و همچنین استراتژیهای موثر سرمایه در گردش برای بقای یک شرکت مهم هستند. مطالعات سرمایه در گردش در میان محققان امور مالی و حسابداری نقاط مختلف جهان رایج می باشند و اغلب مطالعات مربوط به توازن میان اجزای دارایی­های  جاری می باشد.

مقصود از سیاست سرمایه گذاری سرمایه در گردش همان نسبت دارایی­های  جاری به کل دارایی­ها می­باشد. این نسبت ابزاری می باشد که می توان با بهره گیری از آن، حدود یا میزانی را تعیین نمود که شرکت وجوه خود را در اقلام دارایی­های جاری (و نه داریی­های ثابت) سرمایه گذاری کرده می باشد. مقدار این نسبت در گرو تغییراتی می باشد که در دارایی های  جاری رخ می دهد (البته در واکنشی که نسبت به فروش از خود نشان می دهد) و در عین حال، به اندازه دارایی های  ثابتی که مورد نیاز شرکت می باشد بستگی دارد (جهانخانی و پارسائیان 1389، 11).

شرکت­ها می­توانند با در نظر داشتن مزایای نسبی دو استرتژی اصلی مدیریت سرمایه درگردش، یکی را انتخاب کنند. آنها می توانند با اتخاذ سیاست جسورانه، سرمایه گذاری در اجزای سرمایه در گردش را درحداقل ممکن، حفظ کنند و یا با اتخاذ سیاست محافظه­کارانه فقط به فکر افزایش فروش باشند و دغدغه تناسب سرمایه­گذاری در سرمایه در گردش با سود آروری نداشته باشند (حیدریان و رضازاده 1389، 3). مبالغ سرمایه­گذاری شده در سرمایه در گردش اغلب نسبت بالایی از کل دارایی های یک شرکت را تشکیل می­دهد و بکار گیری این مبالغ سرمایه گذاری شده به یک شیوه کارا و اثربخش امری حیاتی می باشد (پاداچی2006، 45).

نظیر وافرا (2009) سیاست سرمایه گذاری را اندازه­گیری کردند و اظهار کردند هنگامی که یک شرکت از درجه کمتری دارائی­های کوتاه مدت نسبت به مجموع دارائیها بهره گیری کند، گفته می­گردد در شرکت رویکرد متهورانه بر مدیریت دارائی­های سرمایه در گردش حاکم می باشد. به همین ترتیب نظیر وافرا استدلال کردند، هنگامی که یک شرکت از بدهی­های کوتاه مدت برای خرید دارائی­های کوتاه مدت بهره گیری کند سیاست متهورانه تامین مالی نامیده می­گردد نظیر وافرا بیشتر بیان نمود که یک خط نازک بین رویکردهای متهورانه و محافظه کارانه مدیریت سرمایه در گردش هست از اینرو، رویکردهای محافظه کارانه و متهورانه اصطلاحات نسبی هستند به این معنا که هیچ درصد واضحی وجود ندارد که تصریح به تعیین یک سیاست متهورانه و محافظه کارانه داشته باشد.

پس بدلیل کاهش ارزش (استهلاک) دارایی­های  همیشگی، یک دارائی بلند مدت (ثابت) بعد از یک دوره بهره گیری نیاز به تعمیر و نگهداری دارد، تا در سطح مطلوبی قابل بهره گیری باشند.تعمیر و نگهداری دارایی­ها تابع هزینه­های عملیاتی شرکت می باشد برای اینکه بطور منظم نیازمند تامین مالی می باشد (اپتو2012، 30).      هزینه­های عملیاتی، هزینه­های جاری شرکت هستند که یک شرکت منابعی را جهت حفظ تداوم کسب و کار صرف این هزینه­ها می­کند. آپوهامی (2008) در مورد هزینه­های عملیاتی تبیین می دهد و تاکید دارد که هزینه­های عملیاتی در جریان کار روزانه یک شرکت ایجاد می­شوند. یک شرکت نیازمند تامین وجوه  هزینه­های عملیاتی مثل پرداخت حقوق و دستمزد، هزینه تجهیزات، هزینه اجاره، هزینه­های آب و برق و هزینه نگهداری اموال یک شرکت می باشد. بیشتر اوقات، وجه نقد برای پرداخت هزینه­های عملیاتی ممکن می باشد برراحتی در  دسترس نباشد، شرکت می­تواند با استقراض کوتاه مدت از طریق بدهی­های کوتاه مدت مثل حسابهای پرداختنی و اسناد پرداختنی (کوتاه مدت) برای تصفیه این نوع هزینه­ها بهره گیری کند. تامین مالی از طریق بدهیهای کوتاه مدت معمولا کم هزینه می باشد، زیرا دوره زمانی پرداخت بدهی به بستانکار کوتاه می باشد. هزینه مالی پائین بر سودآوری شرکت تاثیرمی­گذارد، این تاثیر با مقایسه ، بهره گیری از بدهی­ بلند مدت با هزینه مالی بالا و بدهی کوتاه مدت با هزینه مالی پائین نشان داده می­گردد. هنگامی که  از بدهی کوتاه مدت بهره گیری گردد سود خالص بیشتر از هنگامی که بدهی بلند مدت بهره گیری می­گردد افزایش می­یابد (آپوهامی 2008، 147). لذا بهره گیری از مجموع دارایی­ها برای اندازه­گیری سیاستهای سرمایه در گردش (سیاست سرمایه­گذاری و سیاست تامین مالی) با پذیرش مفاهیم سرمایه و هزینه­های عملیاتی در افزایش سودآوری یک شرکت را همراه می باشد (اپتو 2012، 30).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[1] . Padachi

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سؤالات پژوهش:

1: آیا بین سیاست متهورانه سرمایه گذاری سرمایه در گردش و سودآوری ارتباط معنادار هست؟

2: آیا بین سیاست متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش وسودآوری ارتباط معنادار هست؟

3:آیا اندازه ، رشد و اهرم مالی یک شرکت بر روی سود آوری عملکرد شرکت تاثیر دارد؟

تاثیر سیاست متهورانه مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری